نمیخواهم در وصف شجاعت و تاریخسازی او بنویسم، چون توصیف شجاعت او در کلمات انتخابی من نمیگنجد. میخواهم از خود او حرف بزنم. پرستو، دوستی برای تمام فصول! او یک هنرمند راستین و مهمتر از آن، یک انسان راستین است، نه ابرانسان، چون در دنیای ما جایی برای ابرانسانها وجود ندارد. ما در عالم هنر به هنرمند راستین و در جامعه به انسان راستین، همان چیزی که در این برهوت کم پیدا میشود، نیاز مبرم داریم. این متن برای قهرمانسازی از یک هنرمند و دوست نیست؛ هنرمند نیازی به قهرمان شدن ندارد. کافی است که هنرش را نفروشد، همانکاری که پرستو انجام میدهد. این متن صرفاً برای بیان حقیقت از دوستی است که سالهاست از نزدیک میشناسمش. وقتی سال ۹۸ بعد از کشتار خونین آبان «از خون جوانان وطن» را خواند، روی صفحهای خالی یک «ک» بزرگ نوشت که قرار بود با گذر زمان آن «ک» به «کنسرت کاروانسرا» تبدیل شود. به همین دلیل است که میگویم نام او حاصل یکروز نیست. من میدانم و در این سالها از نزدیک شاهد بودم که چه پیشنهادهای هنگفتی را رد کرد تا به تعهدش با خود پایبند بماند. حسین خدایی در پایان نوشته است : من میدانم که او چگونه توانسته این کنسرت شاهکار را خلق کند، چون این کنسرت نتیجهی ماهها برنامهریزی، تمرین و همکاری با تیمی حرفهای و متعهد بوده است .
بیان دیدگاه