اغراق نخواهد بود اگر بگوییم ایرانیان از جمله مردمانی هستند که حوادث دوازده روز منتهی به سقوط حکومت اسد در سوریه برای شان بسیار مهم و در کانون توجه بوده است. مهم ترین دلیل این توجه این است که ما در زمان بعد از خیزش انقلابی مهسا قرار داریم که بزرگترین اعتراضات تمام طول دوران حکومت اسلامی توسط مردم صورت گرفت و بزرگترین زلزله ای بود که ارکان نظام جمهوری اسلامی را به لرزه انداخت و تا یک قدمی سرنگونی پیش برد. در دهها شهر ایران مردم به خیابانها آمدند و آشکارا شعار سرنگونی جمهوری اسلامی و مرگ بر خامنه ای سر دادند. به رغم سرکوب خونین این جنبش و زندانی شدن هزاران نفر، کشتن حدود ششصد جوان، کور کردن نزدیک به پانصد دختر و پسر در خیابان، شکنجه بسیاری در زندانها، اعدام شماری از معترضان و فروکش اعتراضات خیابانی، ولی جامعه همچنان متاثر از این خیزش عظیم است و می توان گفت این جنبش زیر پوست جامعه هم چنان جریان دارد. بنابراین درنگ در پیامدهای شکست و فروپاشی دیکتاتوری اسد و محور مقاومت بر روی نظام جمهوری اسلامی که از پشتیبانان پیگیر اسد بود، برای مردم مهم است.
فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی یکی از دو نیروی اصلی خارجی بوده که به حکومت اسد یاری رساند تا بعد از اعتراضات گسترده مردم سوریه در ۲۰۱۱ و در زنجیره تحولات مربوط به بهار عربی، در قدرت بماند. این اعتراضات با سرکوبی شدید و خونین همراه شد. بنا به روایت های رسمی بین المللی نزدیک به ۳۴۰ هزار نفر از مردم سوریه برای حفظ رژیم اسد قتل عام شدند و جمهوری اسلامی مستقیما در سرکوب مردم سوریه برای حفظ و بقای قدرت اسد نقش داشته است. از آن زمان تا همین دوازده روز پیش نیروی قدس سپاه مرکب از لشگر فاطمیون و زینبیون در سوریه حضور داشتند. جمهوری اسلامی به احداث و ساخت و ساز تاسیسات نظامی در سوریه یاری رساند تا هم چنان دالانی برای رساندن سلاح به حزب الله لبنان داشته باشد.
به گزارش یکی از نهادهای سازمان ملل طی شش ساله ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ ایران مجموعا ۴۸ میلیارد دلار در سوریه خرج کرد. به گفته محمد جواد ظریف جمهوری اسلامی فقط کمی بیش از ۳ میلیارد دلار خرج مردم سوریه کرده است. در قیاس با آمار کل هزینه معلوم است که بقیه آن صرف تسلیحات نظامی در سوریه شده است. یعنی سالیانه ۶ میلیارد دلار در سوریه خرج شده تا رژیم اسد سرپا بماند و حالا تمام این دلارها از جیب ملت ایران دود شده و به هوا رفته است.
در جایی که پزشکیان در مصاحبه های خود دانما می نالد که بودجه ندارند تا حقوق بازنشستگان، پرستاران، معلمان و… را بدهند و جامعه گرفتار «ناترازی» آب و برق و گاز و امور زیرساختی شده است؛ در شرایطی که با وجود تورم ۴۰ درصدی و خط فقر بالای ۳۰ میلیون تومان بسیاری از کارگران با ماهی ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان زندگي مي کنند، طبیعی است که مردم می خواهند بدانند چرا میلیاردها دلار را خرج بقای یک رژیم سرکوبگر کرده اند؟ و از این کار چه سودی عاید آنها شده است؟ سرمایه گذاری کلان روی «محور مقاومت» از جیب کارگران و زحمتکشان ایران جز تشدید تحریم های مرگبار اقتصادی، رشد فقر و فلاکت و رونق دکان کاسبان تحریم، و تحکیم قدرت انواع مافیاهای حکومتی چه پیامدهایی داشته است؟
با سقوط رژیم اسد، اینکه تحولات این کشور چه سمت و سویی بگیرد هم برای ما مردم مصیب دیده ایران مهم است. مردم از یک سو از سرنگونی دیکتاتوری اسد شاد هستند و سهیم در شادی آزادی مردم سوریه و همزمان نگران قدرت گرفتن نیروهای بنیادگرای اسلامی هستند که در افق تحولات سوریه دیده می شود. وضعیت به شکلی است که برای طرفداران صلح، دموکراسی، سکولاریزم، و مدافعین حقوق اقلیت ها و عدالت اجتماعی هیچ جایی برای خوش بینی باقی نگذاشته است. اگر چه مردم سوریه، خاصه در یورش به زندان ها و آزاد کردن زندانیان سیاسی نقش داشته اند، با این حال روشن است که در سقوط دیکتاتوری اسد منافع قدرت های خارجی، منطقه ای و جهانی و نیروهای نیابتی آنان تعیین کننده بوده است. تا جایی که می توان دید فعلا بنیادگرایان اسلامی یعنی تحریرالشام و جیش الوطنی و… یعنی بازمانده گان القاعده و داعش نیروی اصلی هستند که قدرت را به دست گرفته اند. در فیلم های انتشار یافته رد پای بنیادگرایی اسلامی به وضوح دیده می شود. گروههای مسلح مخالف اسد در همه جا با شعار الله اکبر شهرها را فتح می کردند. آیا زنان محجبه ای که در این فیلم ها حضور داشتند، به آینده تاریکی که در انتظارشان خواهد بود، فکر کرده اند؟ نو رسیدگان به قدرت که هنوز پا سفت نکرده اند مثل خمینی که قرار بود آب و برق ما مردم را مجانی کند و مدعی بود که حتی مارکسیست ها در بیان عقیده آزادند، بیانیه داده اند که تحمیل حجاب بر زنان را رد می کنند، ولی مردم حق دارند که نه حرف و ادعا بلکه عمل را ملاک بگیرند.
البته باید تاکید کرد که هنوز به هیچ وجه ماجرا پایان نیافته است. رژاوا و مناطق کردنشین نیرویی مهم و دموکراتیک هستند که بیش از سی درصد خاک سوریه را در دست دارند. از روژاو مهم تر الگوی روژاو یعنی ایجاد جبهه ای فراگیر و واحد از نیروهای عرب، کرد و سایر گروههای اقلیت ها بر پایه موازین دموکراتیک و تسلیح توده ای و ایجاد یگان های نظامی بر اساس خودحکومتی محلی است. جریانات مسلح نیابتی با سابقه سیاه بنیادگرایی بدون درهم شکستن این مدل و پایان دادن به حیات روژاو به سادگی امکان تثبت یک رژیم فاتشیستی و سرکوبگر تازه را در سوریه نخواهند داشت.
دوشنبه نوزدهم آذرماه هزار و چهارصد و سه
مطالب مرتبط:

بیان دیدگاه