حکومت سوریه سقوط کرد؛ بشار اسد دیکتاتور سوریه دمشق را به مقصدی نامعلوم ترک کرد. مردم در سوریه و البته در دمشق از صبح اول وقت جشن پیروزی گرفتند. فرماندهی کل ارتش سوریه دستور تسلیم و انحلال تمام واحدهای باقی مانده را صادر کرد.
با سقوط دیکتاتور سوریه حداقل سه نکته در لحظه حاضر برای ما مردم مصیبت کشیده ایران در خور توجه و تعمق است.
اول: مقطع سقوط دیکتاتورها همیشه زمانی است که پرده ها بالا می رود و آنچه با زور و سرکوب و تبلیغات انحصاری رسانه های تحت سانسور لاپوشانی می شد به سطح می آید. سقوط اسد برای هیچکس جای تردیدی باقی نگذاشته که این رژیم چقدر پوشالی و توخالی بود. رژیمی که در کمتر از دو هفته در برابر پیشروی گروهای مسلح نیابتی چنین مفتضحانه فرو می پاشد، معلوم است که یک رژیم پوشالی فاقد قدرت و اقتدار واقعی است. سقوط رژیم بشار اسد بار دیگر نشان داد که مولفه ی اصلی قدرت، مردم و پشتوانه مردمی است نه صرفا نیروهای مسلح یا قدرت های نظامی همسایه. نظامی که روی سر مردم بمب آتش زای بشکه ای می ریزد و جلوی اراده مردم را با قتل عام و کشتار و دستگیری های گسترده می گیرد، مثل درخت بی ریشه و پوسیده ای دیر یا زود با ضربه ای و تلنگری فرو می پاشد. قدرت مردم اگر نباشد، نه موشک های هاپیرسونیک جواب می دهد نه حتی بمب هسته ای.
دوم: با سقوط بشار اسد ضربه بزرگ دیگری هم به «محور مقاومت» جمهوری اسلامی و شخص خامنه ای وارد شده است. به نام «مدافعان حرم» و ادعای «اگر در سوریه نجنگیم باید در تهران بجنگیم» میلیاردها دلار پول مردم ایران را به پای رژیم پوسیده و جنایتکاری به باد دادند که در مقابل دیدگان همه جهانیان ظرف کمتر از دو هفته در مقابل ضربات شبه نظامیان فروپاشید. می گویند و ای بسا چرخش بعدی حوادث هم بیشتر نشان دهد که گفته ای درست است که، سقوط اسد با توافقات پشت پرده دو بلوک اصلی منازعه در سوریه یعنی محور روسیه، ترکیه، جمهوری اسلامی و اسرائیل و آمریکا و کشورها و نیروهای منطقه ای نزدیک به سیاست های آنان در سوریه مرتبط است. ولی حتی اگر دقیقا همین طور باشد، نه بلاهت حمایت جنایتکارانه از جنایتکاری نظیر اسد از سوی نظام جمهوری اسلامی و مشارکت این نظام در قتل عام مردم سوریه را توجیه می کند و نه خدشه ای بر بی ریشه و پوشالی بودن رژیم اسد وارد می سازد. زیرا همین که «نخواستن یا نتوانستنِ» قدرت های منطقه ای حامی بقای رژیم اسد توانسته چنین نقشی در سقوط سریع او بازی کند، بهترین دلیل پوشالی بودن و بی ریشه بودن این نظام سرکوبگر بود.
بگذار سقوط اسد درسی باشد برای جنایتکارانی که با کور کردن چشم جوانان و دستگیری های گسترده و انباشتن زندان ها و صدور احکام گسترده اعدام و حالا با اعلام جنگ سراسری علیه زنان و آزادی های فردی و شهروندی، در عین به افلاس کشیدن مردم و تبدیل کشور ما به زمینی سوخته و ملّتی گرسنه و محروم گمان می کنند که می توانند همچنان بر اریکه قدرت سوار بمانند. هیچ ملّتی را نمی توان با کور کردن، به بند کشیدن، به دار آویختن و گرسنگی دادن تا ابد در بند نگاه داشت. این درس برای ما مردم هم مهم است: ما می توانیم رژیم سرکوبگری را که کشور ما را چنین به قهقرا برده و زندگی ما را به پای رویای سیاه و ارتجاعی فرمانفرمایی مشتی آخوند فاسد و پوسیده مغز تباه کرده و حالا همه چیز را باخته با اتحاد و مبارزه از پا بیندازیم. ما اگر نمی خواهیم مثل سوریه در غرقابی فرو برویم که سرنوشت ما را منافع متعارض رژیم های همسایه و غیر همسایه رقم بزند، لازم است با وجود همه سرکوبگری ها راهی برای بازگشت هر چه گسترده تر و همگانی تر به اعتراضات خیابانی پیدا کنیم.
سوم: درآمیختگی ماهیت استبدادی و پوسیدگی رژیم اسد با منافع متعارض قدرت های منطقه ای همسایه و غیرهمسایه و صف آرایی آنها در برابر هم و نقش و نفوذ تقویت نیروهای مسلح نیابتی آنان برای حراست از این منافع در درون سوریه، احتمال شکل گیری و استقرار یک نظام دموکراتیک به عنوان جایگزین دیکتاتوری اسد را کمرنگ کرده است. این هم از ویژگی های دیکتاتوری است که تا لحظه سقوط همه ظرفیت های شکل گیری یک نظام دموکراتیک جایگزین را از بین می برند. سوریه برای ترمیم زخم های دیکتاتوری، بازگشت پناهندگان و آوارگان، و برای تامین آزادی حقوق اقلیت ها به شدت نیازمند دمکراسی و مشارکت مستقیم مردم در بنای نظام سیاسی نوین است، اما این طور که به نظر می رسد ترکیبی که اکنون در دمشق دارای قدرت است حاصل توافق با قدرت های دیگری خارج از نیروی واقعی مردم سوریه است. به همین دلیل عجیب نیست اگر دموکراسی، آزادی های اجتماعي، آزادی گروه های اقلیت دیگر، و برقراری عدالت اجتماعی در مرام و برنامه اشان نباشد.
یکشنبه هیجدهم آذرماه هزار و چهارصد و سه
مطالب قبلی:
فقط دو گام به پیش! بیانیه تحلیلی جمعی از دانشجویان دانشگاههای تهران به مناسبت روز دانشجوی ۱۴۰۳
اعلان جنگ سراسری جدید علیه زنان با ابلاغ «قانون» حجاب و عفاف مجلس

بیان دیدگاه