مخالفان جنگ و کشتار و حامیان صلح، از توافق آتش بس لبنان که از صبح روز چهارشنبه ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ به وقت بیروت برقرار شده خوشحال هستند. اگر چه بخش عمده ای از مفاد این آتش بس را رسانه ای نکرده اند و صرفا به قطعنامه۱۷۰۱ سازمان ملل اشاره شده که پس از جنگ سی و سه روزه اسرائیل و حزب الله در سال ۲۰۰۶ میلادی صادر شده بود و بر اساس آن نیروهای حزب الله از مرز با اسرائیل به آنسوی رودخانه «لیطانی» عقب نشینی می کنند و ارتش لبنان همراه با نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (یونیفل) در جنوب این رودخانه مستقر می شوند؛ اگر چه این آتش بس دو ماهه است و اسرائیل با سیاست های تحریک آمیز خود هر لحظه می تواند به بهانه ای جدید بمباران جنوب لبنان و بیروت را از سر بگیرد، با این حال همین آتش بس موقت شرایط بازگشت بیش از یک میلیون و دویست هزار آواره داخلی جنگ به خانه و کاشانه شان را فراهم می کند و دست کم از تشدید خرابی ها و کشتار بیشتر غیرنظامیان جلوگیری می کند.
البته جنایات و نسل کشی اسرائیل در غزه همچنان ادامه دارد و آتش بسی در غزه برقرار نشده است. و «بایدن» که آفتاب عمر سیاسی اش بر لب بام است ای بسا صرفا برای خالی نبودن عریضه به «چند روز آینده» و «تلاش دیگر آمریکا با ترکیه ، قطر و دیگران برای آتشبس در غزه» اشاره کرده است. در هر حال نتانیاهو برای باقی ماندن در قدرت به کشتار و نسل کشی در غزه و فضای جنگی همچنان نیاز دارد و بدون فشار موثر سیاسی، بسادگی از قتل عام و کشتار غیرنظامیان در غزه دست برنخواهد داشت.
در میان واکنش های صورت گرفته نسبت به آتش بس در لبنان، واکنش برخی از مقامات جمهوری اسلامی در خور توجه است. عراقچی وزیر خارجه، از آتش بس لبنان استقبال کرد، اما گفت: «تهران حق خود برای واکنش به حملات هوایی ماه گذشته اسرائیل به ایران را محفوظ میداند، اما تحولات دیگری در منطقه مانند توافق آتشبس در لبنان را نیز در نظر میگیرد.» موضع مشابهی از سوی قالیباف اتخاذ شده است. محسن رضایی در توئیتر سعی کرده این آتش بس را شکست و ناکامی اسرائیل و پیروزی حزب الله وانمود کند. معلوم نیست این چه نوع پیروزی است که اسرائیل تمام رهبران حزب الله را ترور کرد و تشکیلات مورد حمایت جمهوری اسلامی را تا مرز فروپاشی کشاند. واقعیت وارونه است: مقامات جمهوری اسلامی و مخصوصا شخص خامنه ای باید توضیح دهند که میلیاردها دلار سرمایه ای که خرج ایجاد و توسعه و حمایت از حزب الله و تسلیح این گروه کرده اند چه نتیجه ای جز هزاران کشته در لبنان و آوارگی بیش از یک میلیون نفر و نابودی سرمایه های مردم ایران و تحمیل فقر و گرسنگی و تحریم های مرگبار مضاعف به آنان به بار آورده است؟ موضع عراقچی هم متناقض است. استقبال از آتش بس اگر واقعی است چرا باید با تهدید به اقدام جنگی متقابل و مستقیم در قالب «وعده صادق سه» همراه باشد؟ تمایز میان آتش بس لبنان و عملیات انتقام جویانه جدید مستقیم در عین حال نشان می دهد که برخورد جمهوری اسلامی با نیروهای نیابتی خودش هم دوگانه است: از یک طرف با پول و اسلحه و حمایت های لجستیکی و تدارکاتی نیروهای مذهبی تندرو و ضد دمکراتیک را تجهیز می کند و مورد حمایت قرار می دهد و از همین طریق تاکنون ضربات سختی به مبارزه آزادیبخش ملت فلسطین و ماهیت دموکراتیک این مبارزه وارد ساخته، از طرف دیگر رویارویی نظامی مستقل از نیروهای محور مقاومتش با اسرائیل را هم مورد تاکید قرار می دهد. این موضع گیری یعنی این که جمهوری اسلامی هنوز قصد ندارد به فضای جنگی پایان دهد و از این روست که شاهد تقلایی از سوی تحلیل گران اصولگرا هستیم که آتش بس در لبنان را تلویحا پیروزی جمهوری اسلامی قلمداد کند. این موضع گیری در عین حال به معنای آن است که تاکید اخیر بر آمادگی جهت مذاکره مستقیم برای تنظیم یک توافقانه راهبردی جدید به جای برجام با آمریکا، همچنین مذاکره با سه کشور اروپایی بر سر برنامه هسته ای بدون حضور آمریکا، تاکنون در سطح مانورهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی در شرایط بازگشت ترامپ به قدرت باقی مانده است.
اتحاد کارگران انقلابی ایران
چهارشنبه هفت آذر هزار و چهارصد و سه

بیان دیدگاه