هنوز چند روز از خبرِ تلخِ خودکشی آرزو خاوری دخترک مهاجر افغانستانی نگذشته بود، که خبر دردناک دیگری منتشر شد که آیناز کریمی دانش آموز دیگری خودکشی کرد. ۱۳ آبان خبر خودکشی آرزو، دختر ۱۶ سالهای که خود را از طبقه ششم خانهای در تهران به پایین انداخته بود، در رسانهها منتشر شد و موجی از واکنشها را برانگیخت.
پدر آرزو می گوید: در همان روز، مدرسه با او تماس گرفته و از پوشیدن شلوار لی توسط دخترش به جای شلوار فرم مدرسه خبر داده بود. بعدازظهر همان روز، مدیر مدرسه دوباره تماس گرفته و اطلاع داده بود که آرزو بدون هماهنگی از مدرسه خارج شده است. اما کمی بعد، پدر با خبر دلخراش مرگ دخترش مواجه شد. دانش آموزان این مدرسه گفته اند قبلا هم این دختر نوجوان از سوی برخی از مسوولان مدرسه مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفته بوده است و حتا پدرش می گوید امسال مدیر مدرسه نمی خواسته این دانش آموز را در مدرسه ثبت نام کند و علتش را پوشیدن شلوارِ لی عنوان کرده است .
آیناز کریمی، دانشآموز مدرسه قبازرد دهستان دریس، سر صف صبحگاه و جلوی بقیهی دانشآموزان ابتدا مورد مواخذه قرار گرفته بود. خانم رحیمی، مدیر مدرسه به آیناز گفته بود:«دو هفته از مدرسه اخراجی تا ابروهات در بیاد. موهای رنگشدهت را هم کوتاه میکنی.» و بعد سیلی به صورتش زده بود. آیناز سر صف از حال رفته بود. پس از چند دقیقه که حالش بهتر میشود و درست موقعی که در حال امتحان دادن بوده، مدیر مدرسه برگه امتحان رو از زیر دستش میکشد و به برادرش زنگ میزند که برای بردن آیناز به مدرسه مراجعه کند. آیناز بعد از رسیدن به خانه و خوردن نهار منتظر میماند تا خواب مادرش عمیق بشود. به انباری میرود و خودش رو حلقآویز میکند. مادرش بیدار میشود و دنبال آیناز میگردد و همین که در انباری را باز میکند با جسد آیناز مواجه میشود. تمام افرادی که آیناز را میشناختند متفق القول هستند که آیناز نه افسرده بود و نه افکار خودکشی داشت. از لحاظ تحصیلی هم مشکلی نداشت.
در پی خودکشی این دو دانش آموز تاکنون نه وزیر آموزش و پرورش پاسخی داده و نه خانم معاون در امور زنان آقای رئیس جمهور و نه هیچ مقام مسئول دیگر. تا کنون نه مدیران این دو مدرسه برکنار شده اند و نه حتا مواخذه. واقعا در مدارس دخترانه ایران چه می گذرد؟ این ها فجایعی هولناک است که رخ میدهد نه اتفاقاتی پیش پا افتاده که مسوولان این مملکت حتا خود را موظف به پاسخگویی نمی دانند. هر کجای دنیا بود حداقل مدیران این دو مدرسه تا حالا دادگاهی شده بودند. ولی در جمهوری اسلامی چنین چیزی رخ نمیدهد؟ علت روشن است. جان های نوجوان از دست رفته ازمنظر نظام ضد ارزش های ایدئولوژیک حاکم بر آموزش و پرورش جزو «ضایعات» تربیت مکتبی نوجوانان به شمار می روند. و با تصفیه گسترده حدود بیست و پنج هزار مدیر مدرسه در دوران ابراهیم رئیسی و جایگزینی مدیرانی مکتبی، دور از انتظار نیست که شاهد گسترش آزار نوجوانان در مدارس و تحقیر و سرکوفت های فزاینده تر و خودکشی های بیشتر باشیم.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران در واکنش به خودکشی این دو نوجوان آورده است: «برخوردهای ایدئولوژیک و سرکوبگرانه در مدارس، نهتنها آینده دانشآموزان را به تاراج میبرد بلکه به از دست رفتن جان و انگیزه آنها نیز منجر میشود. ما خواستار پایان دادن به سیاستهای ایدئولوژیک، حذف نگاه تحقیرآمیز به دانشآموزان، و احترام به آزادیهای فردی و حقوق انسانی آنان هستیم. سیستم آموزشوپرورش باید از ابزار سرکوب و کنترل ایدئولوژیک دور شود و به جایش، نگاهی انسانی و دانشمحور جایگزین گردد.»
شایسته تاکید آن که مبارزه با کنترل ایدئولوژیک و سرکوب سازمان یافته در مدارس، به عنوان یکی از محورهای مهم کنشگری فعالین صنفی فرهنگی، از طریق افزایش شمار این تشکل ها و پیگیری کادرسازی و آموزش در خصوص اهمیت کلیدی ایجاد تشکل های جدید، همچنین برقراری و گسترش پیوند با اولیا دانش آموزان با هدف هماهنگی و اقدام مشترک علیه سیستم سرکوبگرانه «آموزش مکتبی» و رساتر کردن صدای تحقیر شده گان و خانواده های قربانیان ممکن است؛ صدایی که در چهارچوب سیاست «وفاق» دولت پزشکیان با عاملان خرافه، سرکوب و قشریت در نظام آموزشی، شنیده نمی شود.
بیستم آبان هزاروچهارصد و سه
مطالب قبلی:

بیان دیدگاه