صف آرایی ها و واکنش ها در بستر فضای جنگی

از زمان موشک پرانی جمهوری اسلامی به اسرائیل مجموعه واکنش های طیف ها و گرایش های مختلف به شکل گیری یک صف آرایی جدید انجامیده است. اصولگرایان و اصلاح طلبان شریک در دولت «وفاق ملی» بر محور رهبری خامنه ای متحد شده و از پاسخ گویی شدیدتر به اسرائیل در صورت حمله نظامی این کشور به زیرساخت های اقتصادی و نظامی جانبداری می کنند. سیاست آنان مشت در برابر مشت و آمادگی برای تشدید مرحله به مرحله رویارویی نظامی در صورت لزوم و حمایت از نیروهای نیابتی خود موسوم به «محور مقاومت» به هر قیمت، ولو نابودی گسترده تر زیرساخت های کشور ماست. سخنان خامنه ای در نماز جمعه که کمترین ارتباطی با مسایل و مشکلات اکثریت مردم ایران نداشت، نمونه روشن سیاست حاکمیت در واکنش به ضربات سنگین اسرائیل به حماس و حزب الله است.

در سطح جامعه اگر چه سرکوب های شدید و بیرحمانه و برخوردهای وحشیانه با مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم، مجال شکل دهی به جبهه رسمی و علنی با پلاتفرم مجزا در واکنش به فضای جنگی را نداده است، اما آنچه قطعیت دارد این است که جنبش مطالباتی مرعوب فضای جنگی و صف آرایی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا، غرب و اسرائیل نشده است. دامنه جنبش مطالباتی با وجود افزایش وحشی گری نیروهای امنیتی و انتظامی و از جمله یورش به بازنشستگان فولادی در برابر دفتر ریاست جمهوری در تهران در روز یکشنبه گذشته، فروکش محسوسی را  در روزهای پس از حمله موشکی نشان نداده است. پیام تداوم مطالبه گری لایه های مختلف اردوی کار علیرغم موشک پرانی و تهدید به واکنش سخت تر در صورت مقابله اسرائیل روشن است: مردم خواستار زندگی صلح آمیز، دوری از جنگ و ویرانی و تامین مطالبات حداقلی برای یک زندگی شایسته هستند و اولویت ها و سیاست های حاکمیت را مغایر مصالح کشور و منافع خود می دانند.

در سطح اپوزیسون با وجود سایه روشن های بسیار دو صف آرایی متمایز دیده می شود. طرفداران بمباران ایران از سوی اسرائیل و آمریکا و تشویق و تایید نابودی زیرساخت های اقتصادی کشور و براندازی رژیم جمهوری اسلامی از طریق تجاوز نظامی خارجی. در راس این گرایش سطنت طلبان فاشیست به رهبری رضا پهلوی ایستاده اند. آنها اکنون در توهم بازگشت به قدرت و سرمست تهدیدها و عربده کشی های انتقام جویانه نتانیاهو بشدت به نیروهای حامی صلح و عدالت اجتماعی، بویژه به نیروهای چپ در شبکه های اجتماعی حمله می کنند و هر نوع دفاع از صلح را هواداری از حکومت ملاها از سوی «شورشی های پنجاه و هفتی» می نامند. پیام اخیر رضا پهلوی که المثنی پیام نتانیاهو خطاب به مردم ایران به شمار می رود بدون این که حتی یک کلمه در مورد جنایات و کشتارهای اسرائیل در غزه و لبنان بگوید، با چسباندن دیکتاتورهای سابق منطقه و پدرش محمد رضا پهلوی به اسرائیل و مناخم بگین و حذف کامل تاریخچه تجاوزات متعدد اسراییل در منطقه، به مردم ایران یادآوری کرده که نباید نگران شکل گیری خلا قدرت باشند، چرا که خودش آماده است قدرت را به دست بگیرد. سلطنت طلبان اکنون آشکارا به عنوان نیروی نیابتی یکی از جنایتکارترین دولت های تاریخ مدرن در خاورمیانه عمل می کنند که از سوی معتبرترین نهادهای حقوق بشری جهان به جنایت علیه بشریت متهم است.

در مقابل این طیف، علیرغم وجود سایه روشن ها «نیروی سوم» در واکنش به خطر جنگ تمام عیار بین جمهوری اسلامی و اسرائیل شکل گرفته است که نه در کنار جمهوری اسلامی قرار می گیرد و نه نتانیاهو و متحدانش. کودک کشی را در تهران و غزه به یکسان محکوم می کند. این طیف معتقد نیست که در خاورمیانه می توان از طریق بمب ها و موشک پرانی ها و نابودی زیرساخت های زندگی مردم و دنباله روی و همدستی با دیکتاتورها به دموکراسی و صلح و توسعه اجتماعی پایدار دست یافت. نیروی سوم که به طور عمده بخشی از جمهوری خواهان و نیروهای چپ و سوسیالیست را دربرمی گیرد، با هر نوع افراط گرایی مذهبی، توسعه طلبی، اشغالگری، میلیتاریسم و تنش آفرینی از طریق درگیری های نیابتی مخالف است و بر حق تعیین سرنوشت ملیت ها و همزیستی مسالمت آمیز خلق ها و ملیت های مختلف در خاورمیانه تاکید می کند. نیروی سوم علیرغم اعتقاد بر ضدیت جمهوری اسلامی با دموکراسی و دشمنی این حاکمیت با منافع اکثریت مردم ایران، راه مقابله با آن را سازماندهی مستقل اراده مردم برای سرنگونی از طریق انقلاب می داند و نه تبدیل شدن به پیاده نظام قدرت های بیگانه و ابزار سیاست های منطقه ای آمریکا و اسرائیل.

 این صف آرایی و شکل گیری نیروی سوم که متاثر از فضای جنگی حاکم بر کشور است،  تا زمانی که خطر درگیری تمام عیار نظامی و یا تشدید مرحله ای رویارویی نظامی باقی است، ماندگار خواهد بود و قطعا به همسویی ها و اتحاد عمل های موردی علیرغم تفاوت افق ها و چشم اندازهای اثباتی شکل خواهد داد.

ناگفته روشن است که اولویت های اساسی نیروهای چپ و مدافعان عدالت اجتماعی در شرایط حاضر، گسترش مخالفت با جنگ و جنگ طلبی و افشای سیاست ها و چهره های جنگ طلب و تقویت نیروی سوم، دفاع قاطع از جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران، سازماندهی همگرایی های گسترده موردی و پایدار در اردوی کار در میان عموم هم سرنوشتان، همچنین حضور هر چه پیگیرانه تر در کمپین های دادخواهانه و مطالبات دمکراتیک و مردمی است.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

سه شنبه هفدهم مهرماه هزاروچهاروسه

مطالب مرتبط:

سایه سیاه «شرایط جنگی» بار دیگر فضای ایران را پوشانده است

از فاجعه دلخراش طبس تا جنگ لبنان

بیان دیدگاه