کارگران نفت، گاز و پرستاران، صفوف اول قربانیان حملات هوایی انتقام جویانه

اگر سایه ی سیاهِ شرایط جنگی تمامی ارکانِ جامعه را متاثر از خود به سمت ویرانی می کشاند، شروع جنگ این فاجعه را عمیق تر و عریانتر به بخش های مختلف مردم تحمیل می کند. قدیمی ترها همیشه می گفتند که آتش که شروع شد تَر و خُشک باهم می سوزند. کودکان، سالخوردگان و بیماران اولین قربانیان جنگها در طول تاریخ بودند و هستند. انهدام محیط زیست و نابودی امکان زندگی مردم هم از پیامدهای همیشگی جنگ هاست.  شرایطِ جنگی ی کنونی امّا از یک استثنائاتی برخوردار است. بخشی از جامعه خیلی زودتر از دیگران آتشِ جنگ دامانِ هستی اشان را می سوزاند.

رجزخوانی های جمهوری اسلامی و دولت اسرائیل علیه یکدیگر تا همین الان شرایط جنگی را در هردو کشور برقرار کرده است. جمهوری اسلامی صدها موشک بسوی اسرائیل شلیک کرده و آنها هم اعلام کرده کرده که برای مقابله به مثل در وحله ی اول تاسیسات نفتی را در جمهوری اسلامی مورد هدف قرار می دهند. پس تمامی کارگران و کارکنان شاغل در پالایشگاه ها و تاسیسات نفتی گوشت دَمِ توپِ رجزخوانی های حاکمان جنگ طلب هستند. این کارگران حق دارند از مسئولین بپرسند در جنگی که راه می اندازید امنیت ما را چگونه تامین می کنید؟ آنها حق دارند بپرسند که زندگی و مرگشان چقدر برای مسئولین اهمیت دارد؟

گزارشهای تائید نشده حاکی از این است که تمام نفتکش‌های ایرانی، از بیم حمله نظامی اسرائیل لنگرگاه پایانه نفتی جزیره خارک را ترک کرده اند. کارگران نفت می گویند که از روز گذشته شرایط کاملا جنگی برقرار کرده اند. کلیه پروازها لغو، و حضور کشتی های امدادرسان در سکوهای نفتی و گازی غیرممکن شده است. اینترنت با سرعت پائین، تنها راه ارتباطی کارگران شاغل در این سکوها است. آنها می گویند همگی در فکر و اندیشه چگونه به سر بردن این روزها هستند و نگران از اینکه آیا صبحی دیگر چشم به روی این دنیا جهت ادامه کار و فعالیت خود خواهند گشود یا خیر؟ تاکنون هیچ گزارشی در باره تمهیدات ایمنی کارگران سکوهای نفت و گاز در شرایط خطر حمله قریب الوقوع نظامی رژیم اسرائیل به این مراکز منتشر نشده است.

گروه دیگری که با شروع جنگ بیشترین آسیب را متحمل خواهند شد، پرستاران هستند. پرستاران که همین امروز هم تحت شرایطی شبیه بردگی کار کرده و اجبار به تن دادن به اضافه کاری های تحمیلی، سلامت تن و روان آنها را به شدت مختل کرده است، در هنگامه ی جنگ و موشک پرانی ها شرایط کاری اشان به شدت سختتر خواهد شد.

با سرکار آمدنِ پزشکیان و برای سرکوب اعتراضات سراسری پرستاران، وعده و وعیدها برای پرداخت تعویقی های آنها شروع شد؛ گفتند که در مهلتی سه ماه بدهی ها پرداخت خواهد شد، و گفتند برای بازپرداخت این بدهی ها سه هزار میلیارد تومان بودجه لازم است و این بودجه بزودی تامین اعتبار می شود و خواستند که پرستاران از مطالبات خود دست بردارند تا آنها در این بازه ی زمانی کارها را رتق و فتق کنند. تا همین امروز این مبلغ تامین اعتبار نشده است.

در واکنش به این نیرنگِ مسئولین؛ پرستارانِ تبریزی که از قبل از آنها خواسته شده در تجمع روز پرستار -که قرار بود از سوی مسئولین برگزار شود- حاضر شوند، در این جلسه شرکت نکردند. خودِ پرستاران عدم حضورشان را نشانِ قطع امید آنها از مسئولین و اعتراض خاموش نام نهادند.

پرستاران می گویند اخیرا اینجا و آنجا یکی دو نفر را اجیر کرده و در گروههای مختلف ادعا میکنند که کشور در شرایط جنگی قرار دارد و نباید تجمع کنیم تا دشمن شاد شویم. اینها اجیر شده اند تا به هرشکلی که شده جلوی تجمعات و اعتصابات و مطالبه گری پرستاران را بگیرند.

پرستاران در رابطه با این شیوه جدید سرکوب می گویند: اگر شرایط جنگی است و حق و حقوق پرستاران را نمی خواهند پرداخت کنند پس به بانک‌ها هم بگویند چون وضعیت جنگی است قسط هارو طلب نکنند؛ به مغازه دار هم بگویند طلب پول نکند و به بیمار هم بگویند برای درمان خود پولی پرداخت نکند. آنوقت ما هم به پول نیاز نداریم. پول میخوایم چیکار؟

پرستار دیگری در رابطه با جنگ می گوید اگه جنگ بشه ما کادر درمان باز هم خط اول جنگیم باز هم بدون هیچ حق و حقوقی مثل قضیه کرونا. همه جونشونو محکم میگیرن و قایم میشن (پس از اینکه آب از آسیاب بیفته از لونه هاشون میان بیرون دنبال حق و حقوقشون میرن، وامهای چند میلیاردی و…) وبازم ماییم که جون برکف دست باید دفاع کنیم باز هم بدون هیچ حق و حقوقی.

جنگی که رهبران جمهوری اسلامی و اسرائیل هیزم بر آتش آن می ریزند، بدون هیچ شکّ و تردیدی زندگی میلیونها تن از مردم را مورد تهدید قرار داده است. زوزه شومِ جنگ طلبی را با برافراشتن پرچم صلح خواهی، و سردادنِ ندای صلح طلبی می توان خاموش کرد. جز مطالبه ی «نه به جنگ» چاره ی دیگری نمانده است.

جنگ‌، جز ویرانی برای ما مردم چیزی ندارد! آنهایی که  فکر میکنند با جنگ می‌شود آزاد شد در خوشبینانه‌ترین  حالت» ساده لوح» هستند و در  واقع بینانه ترین حالت یک مشت بی شرف بی وجدان که رنج مردم و ویرانی مردم و سرزمین شان برایشان هیچ اهمیتی ندارد. از ویرانی زندگی، زندگی زاده نمیشود… (از صفحه آتش شاکرمی)

اتحاد کارگران انقلابی ایران

جمعه سیزدهم مهرماه هزار و چهارصد و سه

بیان دیدگاه