انتهای  سیاست «نه جنگ نه مذاکره»

کسانی که از دو طرف برای جنگ له له میزنند، به تبعات ویرانگرش یا آگاه نیستند و احساسی برخورد می‌کنند یا از وضعیت جنگی منفعت می‌برند. احتمالا اسرائیل هم به موشک های پرتاب شده از سوی ایران  پاسخ خواهد داد و این یعنی سیاست « نه مذاکره نه جنگ » رهبر جمهوری اسلامی شکست خورده.

همین رجزخوانی ها و چِک های بی پشتوانه ما را به اینجا رسانده که فضای  جنگ امروز بر سرِ جامعه ما سایه شوم خود را گسترانیده. شعار نابودی اسرائیل و اراجیفی از این دست درباره محو اسراییل، نه تنها کمکی به حل مسأله نکرده که به تقویت گرایش های سخت تر علیه نیروهای صلح طلب در اسرائیل کمک کرده.

«اصلاح طلبان» از رهبر جمهوری اسلامی  تعریف می‌کنند در مقاطع مختلف، کشور را از خطر جنگ حفظ کرده. اما اینها اشاره نمی‌کنند در وضعیت جنگی بودن، ضرر کمتری از جنگ ندارد. تحریم ها، زیرساخت های ما را هدف قرار داده و ما همیشه در وضعیت تحریمی هستیم. وضعیت جنگی و تحریم، شکلی از جنگ است منتها عمیق تر و طولانی تر. کدام کشور در این وضعیت به  رفاه رسیده؟

و البته این جمله  هم برای طرف دیگر مدافعان جنگ، و مدافعان منجی خارجی؛ جنگ نه برای ما دموکراسی می آورد و نه رهایی.  پذیرش منطق جنگ یعنی ناامنی دائم. هیچ منجی در خارج از مرزها نه برنامه ای برای دموکراسی در ایران دارد نه توان و اراده ای. منجی خود مردم هستند.

امید بستن به راههای رهایی از طریق جنگ،  نشانه ای از وهم و انفعال است‌. آن بخش از اپوزیسیون که ظاهرا فعال شده اند و  اکنون براحتی بر طبل جنگ می کوبند، و دست به دامن خارجی شده اند، اتفاقا انفعال سیاسی خود را نشان می دهند. چرا که اگر توان سیاسی می داشتند دست به دامان خارجی نمی‌شدند.

امید بستن به خارجی که کشور ما را  نجات دهد، قبل از هر چیز حاکی از ناتوانی سیاسی است. راه  رهایی از جمهوری اسلامی، گسترش مبارزه سیاسی است، نه امید بستن به نیروی خارجی. از سوی دیگر، وضعیت هر چه بیشتر جنگی شود، نیروهای دموکراسی‌خواه  بیشتر به حاشیه می‌روند و دموکراسی‌خواهی در یک بستر امن شانس موفقیت دارد نه در شرایط نا امنی. 

راه رهایی از جمهوری اسلامی فقط در اراده پر توان مردم است و بس. مردم جنگ نمی خواهند. مردم می خواهند در صلح و رفاه زندگی کنند.

کانال تلگرامی دیار یاران آزادی

بیان دیدگاه