نویسنده ناشناس
آلمان نازی علاوه بر قتلعام یهودیان، نوعی احساس بیتفاوتی هم در مردم نسبت به این مساله ایجاد کرده بود. بیشتر مردم در آلمان دههی سی از اقدامات تبعیضآمیز علیه یهودیان حمایت میکردند. البته نابودسازی یهودیان حتی الامکان دور از چشم مردم آلمان صورت میگرفت اما حتی وقتی اخبار بیشتری درباره کشتار یهودیان به گوششان میرسید ترجیح میدادند دراینباره اطلاع نداشته باشند. به عبارتی، نازیها از یهودیانی که میکشتند انسانزدایی کرده بودند
انسانزدایی از کشتهشدگان در جنگ میان حماس و اسرائیل، یادآور عملکرد نازیهاست. وقتی از «زبان پاکیزه» برای توصیف جنگ کثیف استفاده میشود، وقتی رسانهها به سادگی از «تخلیه» مناطق مسکونی در مناطق جنگی مینویسند حال آنکه منظور «آواره شدن» مردم بیدفاع است، وقتی از عبارت «سپر دفاعی» به کرات استفاده میشود و منظور مردم بیپناهی هستند که در بحبوبه جنایتهای اسرائیل و حماس واماندهاند، وقتی از «پاکسازی» به جای «قتلعام» استفاده میشود، وقتی خبر کشته شدن سران و سردارها و مقامات از جمله سیدحسن نصرالله با جزئیات منتشر میشود اما ارتش اسرائیل در پاسخ به سوالها درباره تعداد افراد عادی کشته شده در جنگها آمار دقیق در اختیار ندارد، وقتی بنیادگرایی اسلامی از یک سو، و راست افراطی اسرائیل از سوی دیگر قربانیان بسیار میگیرند و گفتمانی را شکل دادهاند که بر اساس آن انسان بودن کشتهشدگان فارغ از جنبههای سیاسی یا نظامی اهمیتی ندارد، وقتی افکار عمومی جهان و به ویژه ایرانیان برای مبارزه با دیکتاتوری و ظلم به جنگ و کشتار مردم بی دفاع رضایت داده و با بیتفاوتی میگویند که برای از بین بردن خامنهای چارهای جز جنگ آن هم از سوی اسرائیل نیست، وقتی بسیاری در برابر کشتار کودکان در جنگ شانه بالا میاندازند و میگویند: جنگ است دیگر، وقتی «صلحطلبی» یک ناسزا شده و ما را به خاطر صلحطلب بودن دچار شرم میکنند؛ اینها آیا نشانههای رشد فاشیسم نیست؟ و فاشیسم از مسیر دمکراسی نمیگذرد، و فاشیسم در خودش جز «دیگریسازی» و «پاکسازی» و حذف و کشتار و جنایت چیز دیگری ندارد، و فاشیسم امروز از رگ گردن به ما نزدیکتر شده است.
ما نمیتوانیم خواستار آزادی باشیم اما در برابر افغانستیزی گسترده در ایران بیتفاوت بمانیم، نمیتوانیم مدعی مبارزه با ظلم و ستم حکومت ایران باشیم اما به دامن اسرائیل پناه ببریم، نمی توانیم برای نجات انسانها در جامعه ایران، از مردمی دیگر انسانزدایی کنیم و به کشته شدن آنها بیتفاوت باشیم. نمیتوانیم برای مبارزه با دیکتاتوری، به فاشیسم مسلح شویم!
بیان دیدگاه