یلدا رحیمی، بیست و ششم شهریور خود را در سرویس بهداشتی کمیته امداد شهرستان باغملک در استان خوزستان حلق آویز کرد و به زندگی کوتاه خود پایان داد. جانِ شیفته ای دیگر با تمام رویاهای جوانی خود برباد شد.
تاریخچه کوتاه زندگی وی سرشار از رنج و حسرت، و تحمل فقر و حقارت بود. در دوساله گی پدر خودسوزی کرد و مادر گرفتار بیماری روحی، پس سرپرستی او و برادر کوچکش را به خاله ای سپردند که وی نیز توان حمل بار سنگین زندگی را نیاورده و خود به زندگی خود پایان داد. به کمیته امداد ارجاع داده شدند و خانه پدربزرگ جائی بود که وی و برادرش در آنجا سکونت داده شدند.
یلدا در هیجده ساله گی نبودن را به بودن ترجیح داد. نزدیکانش می گویند که در روزی که کمیته ی امداد موافقت با پرداخت وام به وی را کنسل کرد، او خود را حلق آویز کرد. دو کارمند کمیته ی امداد با انکار همه ماجرای درخواست وام از سوی یلدا، مدعی شدند سابقه ی خودکشی در خانواده ی یلدا دلیل خودکشی ی وی می باشد.
اکنون اینجا ایستاده ایم؛ پرونده ی در دست مقامات، دختری خود را کشته است، آنرا توجیهی لازم است تا پرونده کامل شده و به بایگانی سپرده شود! گور بابای برادر کوچک یلدا!
آن سوی پرچین پشت آن دیوارهای بتنی با نگهبانانی مسلح بر برجک ها، تعدادی آدم در مورد اینکه وفاق ملی را با کدام چسب به اطاعت از رهبری بچسبانند تا نه سیخ بسوزد و نه کباب، چانه می زنند.
منبع گزارش روزنامه اعتماد: دختري در سرويس بهداشتي كميته امداد به زندگي خود پايان داد
بیان دیدگاه