بار دیگر و این بار تا این لحظه حداقل ۵۲ کارگر شرکت معدنجو در طبس در اثر انفجار جان خود را از دست داده و بیش از ۲۰ نفر مجروح شده اند.
هنوز نه کمیته مستقل تحقیق در باره علت این سانحه که مطالبه نیروهای کارگری است تشکیل شده، نه تحقیقاتی صورت گرفته و نه هنوز شمار قطعی جانباختگان و مصدومین معلوم است. با این حال میدری وزیر کار بسرعت مدیرعامل و هیئت مدیره را بی تقصیر اعلام کرده و مدعی شده که « تخلفی صورت نگرفته و این رویداد واقعا یک حادثه بوده است» و یادآوری کرده که «براساس بررسیهای صورت گرفته، این معدن ایمنیهای لازم را داشته و مشکلی نداشته است» و بلافاصله هم اضافه کرده «علت اصلی حادثه انفجاز گاز بوده است، اما تیم بازرسی در بررسی علت اصلی هستند و قطعا به اطلاع مردم خواهد رسید.»
پرسش های زیادی راجع به این واکنش سریع وزیر کار در برائت مدیرعامل شرکت مطرح است: چرا وزیر کار بدون این که حتی نتایج بازرسی تیم بازرسی اعلام شود، حکم برائت مدیرعامل و هیئت مدیره این شرکت را داده است؟ چگونه است که انجمن زغالسنگ ایران در گزارشی معدن حادثهدیده را بهلحاظ استفاده از ماشینآلات و اصول ایمنی «در رده ۵ معدن اول کشور توصیف کرده»، در حالی که میدری در بازدید از محل سانحه گفته: «معدن حادثهدیده ازجمله معادنی است که بهصورت سنتی فعالیت میکردهاست». معادن سنتی، معادنی هستند که به جای استفاده از ماشین آلات پیشرفته، بیشتر از نیروی کارگر بهره می گیرند. آیا سیستم تهویه در تونل های آ.بی و سی در این معدن وجود داشت؟ آیا معدن از مسیرهای اضافی برای کمک به تهویه تونل برخوردار بود؟ آیا کارگران به حد کافی آموزش دیده بودند؟ آیا شرکت نقص تاسیسات و ماشین آلات نداشت؟
آیا اساسا دارنده مجوز شرکت معدنجو وقف تبصره یک ماده صد و دو آیین نامه اجرایی معادن، مجوز صلاحیت نظام مهندسی معدن را برخوردار بوده؟ آیا مطابق ماده صد و چهار همین آیین نامه، شرکت معدنجو با توجه به تعداد کارگران الزام به حضور یک نفر ذیصلاح به عنوان مسئول ایمنی و یک مسئول بهداشت حرفهای را عملی و اجرایی کرده بود؟ یا ابراز ارادت به «بخش خصوصی» و اعلام حمایت از سود آوری معادن خصوصی به هر قیمت میدری را واداشت بدون حداقل تحقیقات حکم برائت برای شرکت معدنچی صادر کند؟
محمد مجتهد زاده مدیرعامل شرکت معدنجوی طبس در گزارشی ویدئویی به وزیر صنعت معدن و تجارت زمانگازسنجی را ابتدای شیفت دوم و زمان تصاعد آنی گاز را ابتدای شیفت سوم اعلام کرده. میدری می تواند توضیح دهد که چرا در ابتدای شیفت سوم کار در این معدن گازسنجی صورت نگرفت؟ و بالاخره و مهم ترین و اصلی ترین سوال این که آیا این فاجعه واقعا قابل پیشگیری نبود؟
واقعیت این است که میدری بدون داشتن پاسخ های روشن و راستی آزمایی شده، به حمایت از مدیرعامل و هیئت مدیره شرکت معدنجو پرداخته است. لابد جان کارگران جانباخته و رنج خانواده های آنها و جلوگیری از سوانح مشابه در معادن دیگر برای وی فاقد ارزش است. سود کارفرمایان حریص از جان کارگران بیشتر می ارزد. و ما به تجربه می دانیم که همه وعده های پیگیری و رسیدگی به بازماندگان و عدم سخت گیری در باره بازنشستگی معدنچیان در آستانه بازنشستگی و غیره مصرف تبلیغاتی دارد و اکنون که مرگ کارگران معدنچی طبس در صدر خبرهاست مطرح می شود. هر چند همین حالا، اصلاح طلبان مریض قدرت مشغله اصلی شان این است که چه کسی در سفر به نیویورک پزشکیان را همراهی می کند. هیچ جناحی در این نظام و هیچ دولتی هرگز پیگیر سرمایه گذاری زیربنایی بر ایمنی معادن کشور نبوده و با برخوردهای موضعی در زمان بروز سوانح مرگبار، شرایط تداوم و تشدید بهره کشی از کارگران معادن را فراهم کرده اند تا کارگران همچنان قربانی سوانح کار شوند. آنان در کنار حرص و آز سرمایه داران همواره بخشی از زمینه های وقوع سوانح در معادن کشور بوده اند.
اتحاد کارگران انقلابی ایران مرگ دلخراش کارگران را به خانواده های کارگران و عموم کارگران و زحمتکشان کشور تسلیت می گوید. ما همصدا با تشکل های کارگری خواستار ایجاد کمیته مستقل تحقیق در باره علت این سانحه، ریشه یابی دقیق عوامل و زمینه های بروز این فاجعه، شناسایی عوامل درگیر در هر موقعیت و مقام، و مجازات آنها هستیم.
ما هم چنین خواستار حمایت و تامین مالی خانواده ها و فرزندان معدن چیان جانباخته هستیم که نان آور خود را از دست داده اند. این حداقل کاری است که دولت موظف به انجام است.
ما در عین حال یادآور می شویم که همه نیروها، جناح ها، دولت ها، قانونگذاران، مسئولان دستگاه قضایی و دستگاه خودکامه ولایت مطلقه که در طول چهل و پنج سال اخیر با سرکوب و دیکتاتوری مانع ایجاد تشکل های واقعا مستقل کارگری در بخش های مختلف تولیدی؛ از جمله و بویژه در بخش معادن شده اند، از زمینه سازان مرگ کارگران و قربانی کردن آنان در محراب سود و سرمایه اند.
اول مهرماه هزاروچهارصد و سه

بیان دیدگاه