«چپ کشی» و ریشه های آن در وضع موجود

با بازگشت دوباره اصلاح طلبان به قدرت دولتی و شکل گیری دولت «وفاق ملی» میان جناح های حاکمیت، درست در بطن رقابت ها و خصومت های جناحی بر سر تصرف پست های مدیریتی، آشکارا شاهدیم که حمله به نیروهای چپ به یکی از محورهای مهم «وفاق» جناح ها تبدیل شده است. دو نمونه عریان اعلام آشکار ضرورت تکرار کشتارهای سال 67 از نیروهای چپ و «چپ کشی» از سوی عبدالرضا داوری، مشاور احمدی نژاد در دوره شکنجه های کهریزک و نمونه دیگر حمله فایزه رفسنجانی به زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین و «طبل توخالی و دیکتاتورهای حقیر» نامیدن مبارزین و اعلام اصلاحات به عنوان «تنها راه رسیدن به آزادی و عدالت و برقراری یک حکمرانی خوب» است که از سوی هر دو جناح و شکنجه گران و بازجویان اطلاعات و قاتلان فرزندان مردم مورد استقبال قرار گرفت و مزد دختر رفسنجانی نیز با آزادی او از زندان از سوی قوه قضاییه پرداخت شد. البته ستیز با چپ به همین دو نمونه خلاصه نمی شود. رسانه ها و شبکه های نئولیبرال های نزدیک به اتاق بازرگانی، مدافعان بازار آزاد و حامیان شوک درمانی، هم در سطح تبلیغات روزمره و هم در عرصه گفتمان سازی از سازمانگران حمله به چپ هستند. پابه پای آن راست فاشیست و جناحی از سلطنت طلبان در یک همسویی آشکار با جناح های حاکمیت حمله به چپ را به عنوان یکی از پایه های اصلی ناکامی شان در جلب مردم به سوی سیاست های خود به شیوه ای هیستریک پیگیری می کند.

دلیل گسترش حملات به نیروهای چپ را بدون داشتن درکی درست از شرایط سیاسی کنونی کشور نمی توان دریافت. واقعیت این است که پیمانه ابربحران های درهم تنیده لاعلاج پر شده و در آستانه سرریز شدن است: کسر بودجه نجومی در شرایط خالی بودن خزانه، قرار گرفتن صندوق های بازنشستگی در آستانه ورشکستگی، ناترازی سیستم بانکی و مالی، فروپاشی سیستم برق، تحریم های خفه کننده ای که برچیدن آن به خاطر تعارض منافع میان جناح های حاکمیت دورنمای روشنی ندارد، تشدید بحران های زیست محیطی و خشکیدن دریاچه ارومیه و … حلقات مهم دیگری از بحران، در حالی به آستانه انفجار رسیده اند که هر گام واقعی برای جلوگیری از سیلی که در راه است به صرف هزینه های سنگین مالی مشروط است.

 اما ضرورت پرداخت تاخیرناپذیر بدهی دولت به تامین اجتماعی، اجرای چهل درصد همسان سازی حقوق بازنشستگان در سال جاری، پرداخت کلیه معوقات پرستاران و معلولان در حالی است که دولت پزشکیان هم اکنون بر اساس آمارهای رسمی حدود ۱۱۰۰ همت به بانک ها و بابت پرداخت فروش اوراق مالی در دولت سیزدهم ۷۷۵ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان معادل ۵.۵ درصد تولید ناخالص داخلی به قیمت‌های جاری سال ۱۴۰۲ بدهکار است. علاوه بر آن بدهی ناشی از اوراق سررسید سه ساله در حدود ۸۵۰ همت است، حجم بدهی های دولت به پیمانکاران حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان؛ به  کشاورزان بابت خرید تضمینی گندم ۲۳ همت است و بدهی به پتروشیمی‌های اوره ‌ساز تا پایان سال ۱۴۰۲ در حدود ۲ میلیارد دلار بوده است. دولت پزشکیان علاوه بر الزام به پرداخت مطالبات عاجل مزد و حقوق بگیران باید ماهانه به میزان ۲۶ هزار میلیارد تومان یارانه معیشتی توزیع کند.

ارقام ترسناک بدهی ها و ابعاد ورشکستگی دولت، نشان می دهد که صرفا انضباط حداکثری در توزیع مالیه موجود دردی از مردم دوا نمی کند. منابع مالی غارت شده مردم ایران که در بنیادهای تابعه دستگاه ولایت و آستان قدس رضوی انبار شده باید برای رفع قفل شدگی اقتصاد ایران و حل مشکلات حاد معیشتی مردم بسرعت مصادره و در چهارچوب یک استراتژی منسجم توسعه اقتصادی و اجتماعی قرار بگیرد و کلیه موانع سیاسی اجرای چنین سیاستی بی درنگ برطرف شود. حدف یا کاهش موثر تحریم ها از طریق نشستن پای مذاکره مستقیم با قدرت های غربی، پیوستن به اف.آی.تی.اف، رفع فیلترینگ برای راه اندازی مجدد اشتغال دیجیتال فقط بخش کوچکی از مجموعه سیاست هایی است که در کنار آزادی کامل رسانه ها و شبکه های اطلاع رسانی، پذیرش بی قید و شرط سازمان یابی مستقل همه گروههای مزد و حقوق بگیران به عنوان ضامن مقابله توده ای با غارت منابع کشور و فساد ساختاری و دهها مطالبه عاجل و فوری دیگر در حوزه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید اجرا شود. اما نه تنها چنین سیاست هایی اجرا نمی شود که سایه آنها را هم با تیر می زنند. به جای این سیاست ها از دولت «وفاق ملی» جایی که به طبقات پائین و زحمتکش مربوط است فقط کلمه «جراحی اقتصادی» شنیده می شود که عملا با گران کردن زنجیره ای قیمت نان و شیر در بسیاری از کلانشهرها و شهرها و مقدمه چینی و بهانه جویی با هدف گران کردن قیمت بنزین به جریان افتاده است. همراه با آن سیاست تورم زای «نزدیک کردن نرخ ارز نیما به نرخ بازار آزاد» از سوی همتی وزیر اقتصاد نئولیبرال به اجرا گذاشته شده است. دولت چهاردهم در حالی که همه منابع مالی کشور را دستگاه ولایت مطلقه و متحدان نظامی و امنیتی آن به غارت برده اند و خود تا خرخره در قرض و کسری بودجه فرو رفته، به جای اختصاص ارز به واردات اقلام دارویی حیاتی گران‌قیمت و یا ماشین آلات حیاتی برای تولید که فاقد مشابه داخلی است، به واردات ماشین های لوکس خارجی ارز اختصاص می دهد.

این دولت حتی در شرایط بیداد فقر و گرسنگی در میان مردم نیز جز دامن زدن به تورم، بریدن نان از سفره مردم و طرح گران کردن بنزین و تخصیص ارز به میلیونرها و یک درصدی ها سیاست دیگری ندارد. چنین سیاستی را نمی توان به سادگی پنهان کرد. کانال تلگرامی «دکتر پزشکیان» که از سوی اصلاح طلبان اداره می شود به نقل از جوادی حصار خطاب به پزشکیان نوشته بود: «تو فقط بخند، بقیه اش با ما»! اصلاح طلبان اما سخت در خطا هستند. حتی با بسیج یک لشکر از ماله کشان و قهقهه دائمی پزشکیان نیز نمی توانند بریدن نان سفره زحمتکشان را ماله بکشند و توجیه کنند. با وعده درمانی و دروغ پردازی تا چه زمان می توانند مردمی که کارد به استخوان شان رسیده را در انتظار نگاه دارند؟ واقعیت این است که سیاست جراحی اقتصادی و سلاخی مردم تهیدست را به سادگی نمی توان پیش برد. باید به موازت پیشبرد این سیاست هر مقاومتی را در میان اکثریت بزرگ مزد و حقوق بگیران و تهیدستان جامعه و نیروهای حامی آنان درهم شکست. به همین دلیل است که شاهد درآمیزی وعده های توخالی دولت پزشکیان با افزایش اعدام ها، ترور شخصیت زندانیان مقاوم بند زنان زندان اوین با توبه نامه های ننگین امثال فائزه رفسنجانی و فریادهای نفرت انگیز کسانی مثل عبدالرضا داوری در باره لزوم دور جدید «چپ کشی» هستیم. سیاست گشایش روزنه های محدود برای جناح های قدرت به شرطی جواب می دهد که با سرکوب هر چه گسترده همه نیروها و احزاب و تشکل ها و محافل حامی کارگران و زحمتکشان یعنی نیروهای چپ و مدافع عدالت اجتماعی درهم بیامیزد. ناگفته روشن است که هم سیاست سلاخی مزد و حقوق بگیران و هم چپ کشی به عنوان بخشی از الزام همین سیاست محکوم به شکست است. فضای مبارزاتی جامعه به هیچ وجه اجازه عملی شدن چنین سیاستی را نمی دهد و جلوی جاری شدن سیل را با چنین رویکردی نمی توان گرفت. فرجامی جز شکست و ناکامی در انتظار عاملان و مجریان این سیاست نیست.

 چپ برای عقیم گذاشتن این سیاست، می تواند و باید سازماندهی مقاومت جمعی در برابر تعرض مشترک دیکتاتوری حاکم و نئولیبرال ها را بر اساس گسترش هر چه بیشتر پیوند با پایه اجتماعی، حضور سازمانگرانه هر چه موثرتر در نبردهای موضعی طبقاتی و کمک به شکل گیری یک بلوک طبقاتی مستقل کارگران و زحمتکشان برای آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی پیگیری نماید.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

31 شهریور 1403

بیان دیدگاه