تب راجعه

مقدمه بر نوشته: نوشته ی کوتاهِ مسعود امیرزاده تعریف دیگری از کارکرد (ناکارآئی) سیستمی است که در آن مردم بومی و منافع آنان، و سازمان ها و تشکل های زیست محیطی ی مستقل از حکومت و ارگانهای وابسته به آنها کاملا نادیده گرفته شده اند. حاکمیت دموکراسی، در کنار اطلاع رسانی آزاد و شفاف، از جمله فاکتورهائی هستند که زمینه ی ایجاد و رشد تشکل های زیست محیطی مستقل را فراهم نموده، مسیر چپاول، غارت و تخریب محیط زیست توسط حاکمان سودپرست را دشوار کرده، و ضمانتی برای دخالتگری متحد و مستقل مردم در سرنوشت خود و حفاظت از محیط زیست و حیات وحش را فراهم می کند. تجربه ی یک قرن گذشته در کشورمان ثابت کرده است که دیکتاتورها و سیستم های حکومتی تابعه آنها، هیچ قرابتی نه با برقراری شدن دموکراسی و نه با گردش شفاف و آزادانه اطلاعات در کشور ندارند.

سایت اتحاد کارگران انقلابی ایران

مسعود امیرزاده – «تب راجعه» معرف یک بیماری با فاز آرامش کاذب است، رنج و تب، گریبان فرد مبتلا را رها نکرده و مرتبا برگشت می‌کند.

جامعه زیست محیطی سرزمین ما  به معنای واقعی دچار تب راجعه است چرا که هیچ پروژه مخربی برای همیشه بایگانی و مدفون نخواهد شد. داستان از این قرار است؛ در صورتی که مردم به پروژه واکنش منفی نشان دهند و سطح مقاومت قابل توجه باشد برای مدتی وارد فاز نهفتگی شده تا آبها از آسیاب افتاده و مخالفین پراکنده شوند آنگاه با همان اسم و رسم و یا کمی تغییر چهره مجددا نمایان میشود.

«دانشگاه تهران» که شناسنامه فرهیختگی ایران مدرن است برای دست اندرکاران خود در حد فرصتی برای ساخت و ساز و  تاسیس دکان و کیوسک تنزل یافته است. با پایمردی یک استاد شریف دانشگاه و حمایت عده ای از او  برای مدتی پاپس کشیده شده اما دوباره آتش جهل و طمع در نقطه دیگری از این محل شریف روشن میشود.

شهردار تهران برای یکی دو ماه پارکهای تهران منجمله «پارک لاله» را پس از اعتراضات بسیار رها میکند اما دوباره تعرض به عرصه های عمومی و فضای سبز شهری را از سر میگیرد.

کسانیکه در رابطه با محیط زیست زمانی را گذرانده اند بارها شنیده اند، «سد فینسک» برای همیشه از دستور کار خارج شد اما کابوس آن مناطق حساس و اکوتون سمنان و مازنداران تشنه را رها نخواهد کرد.

انتقال آب از دریای مازندران به کویر مرکزی چون شمشیری تیز بالای سر مردم شمال کشور و جنگلهای هیرکانی آویزان نگه داشته شده است.

معادن مختلفی که با اعتراضات مردم برای مدتی تعطیل شده، همچنان در آن مناطق  پرسه میزنند و به دنبال فرصتی برای غارت تمام حیات و ثروت مناطق هستند.

منطقه حفاظت شده سرخه حصار و تجاوز به آن توسط توسعه اتوبان سالهاست که بازخوانی شده و فعالین محیط زیست تهران را به خود مشغول کرده است.

پتروشیمی میانکاله در دولت پیشین بارها تبدیل به ماجرا شد اما علی رغم وعده به بسته شدن پرونده، هنوز اراضی ملی مربوط به آن تعیین تکلیف و به منابع عمومی عودت داده نشده و استخوان همچنان لای زخم باقی است.

پیشنهاد «هر ایرانی یک ویلا» با هزار متر از اراضی ملی که زمین پاشی و توزیع رانت از منابع عمومی توسط رئیس جمهور اسبق بود خود را در کالبد قانون جهش مسکن بازآرایی کرده است.

نباید به این دلخوش کرد که پروژه مالیخولیائی ایرانرود و رودخانه عظیم و قابل کشتیرانی جاری بین دریای شمال و جنوب برای همیشه ما را ترک کرده است.چرا که رؤیا فروشان کسب و کار خود را تعطیل نمی کنند و باز در فرصتی دیگر محصول خود را عرضه خواهند نمود.

رودخانه عظیمی که از کوههای هندوکوش سرچشمه گرفته و از اعماق ایران در حال عبور است، و همچنان به خلیج فارس ریخته و درحال اتلاف است، بیصبرانه منتظر ژول ورن‌های وطنی و سوراخهای عمیق آب ژرف برای استخراج مانده است.

دریاچه فیروزه ای ارومیه را که با دست خود خشکانده‌ایم هر دفعه با یک پروژه و تامین آب از نقطه ای غیر از حوضه خود احیا می‌شود.

سودای این پروژه ها و اوهام آن برای عده ای درآمد و برای بازار سیاست خواب های شیرین و معادلات ساده شده حل مسأله ساخته است.

سناریوی تب راجعه یک فرمول ساده دارد: مساله را بسازید و راه حل آنرا هم نزد خود تهیه کنید و در مواقع مناسب بر عطش نیاز و طمع رفع آن بدمید.

بودجه ای که از پول نفت اشباع شده و سیاستمدار شیفته مراسم افتتاح، شروط لازم برای بازار مکاره پروژه‌هاست. اگر هم اعتراضی بلند شد، جای نگرانی نیست، مدتی به خود و مردم نگون بخت استراحت دهید و پس از لختی با تبی دیگر بازگشت کنید!

بیان دیدگاه