پرستاران به مانند فرهنگیان مجموعه ای بسیار بزرگی هستند که علیرغم مطالبات مشترک در محیط های کار جدا از هم مشغول بکار هستند. پرستاران جمعیتی دویست و پنجاه هزار نفری را شامل می شوند. این جمعیت در بین فرهنگیان از مرز یک میلیون نفر عبور کرده است.
خدماتی که پرستاران و فرهنگیان ارائه می دهند مردم سراسر کشور را شامل می گردد. بهداشت و درمان و آموزش و پرورش از جمله خدماتی هستند که با غالب شدن سیاست ریاضت اقتصادی کالائی شده اند.
این کالائی شدن آسیب های دوگانه را به پرستاران و فرهنگیان به شکل مستقیم و درحال، و بیماران و سالمندان، و دانش آموزان و دانشجویان به شکل غیرمستقیم و در طی زمان وارد کرده است. حاصل این آسیب ها شکل دادن به جامعه ای بیمار و ناتوان از بهره بردن از حداقل ترین استانداردهای بهداشت و درمان و آموزش و پرورش بوده است.
نتیجه ی ناگزیر کالائی سازی بهداشت، درمان، و آموزش و پرورش ایجاد جامعه ای طبقاتی است که اقلیت امکان دسترسی به خدماتی پزشکی و درمانی و آموزش عالی برایشان ساده تر از آب خوردن شده است، و برای اکثریت عظیم- که اتفاقا آن اقلیت از صدقه ی استثمار این اکثریت آن امکان را برای خود فراهم کرده اند- دسترسی به درمان و بهداشت حکم رویائی را دارد که تبدیل شدنش به واقعیت هست و نیست آنها را خواهد بلعید.
هردوی این گروه شغلی بزرگ همیشه با این بهانه که اعتصاب و اعتراض شما باعث محروم شدن مردم از این خدمات خواهد شد تهدید شده اند که بسوزند و بسازند که در بهشت خانه ای ابدی برای آنها سفارش داده اند. امّا وقتی کاردها به استخوانشان رسید و وقتی توهم آنها به حاکمیت اراذل و اوباش اسلامی فرو ریخت و وقتی عنصر آگاهی وارد شد، همه چیز شکلی دیگر به خود گرفت.
هردوی این گروه شغلی پتانسیل حمایت شدن از سوی جمعیت میلیونی مردم سراسر کشور را باخود دارند. آنها در کنار طلب مطالبات صنفی خود، لزوم جامعه ای سالم و آگاه که همه شهروندان امکان دسترسی به این خدمات برایشان به شکل رایگان ممکن باشد، را در دستور کار خود دارند. قَسَمی که آنها برای پاسداری از سلامت، و گسترش علم و دانش ادا کرده اند، این وظیفه را برگردن آنها گذاشته است.
در سالهای گذشته فرهنگیان توانسته اند اشکال گوناگونی از کانون های صنفی خود را- مستقل از جریانهای وابسته به حکومت -در شهرها و استانهای خود ایجاد کرده و در نهایت با ایجاد شورای هماهنگی این کانون ها مطالبات خود را به شکل هماهنگ پیگیری کنند. با بالاگرفتن دور جدید اعتراضات پرستاران شاهد جرقه هائی از چنین حرکتی در بین پرستاران نیز هستیم. پرستاران با طرح شعارهائی مانند تشکل، تحصن، اعتصاب، این راه ادامه دارد! اضافه کار مفتی نمی خواهیم نمی خواهیم! نترسین، نترسین، ما همه با هم هستیم! پرستار داد بزن، حقّتو فریاد بزن! حقّ مونو نگیریم، شیفتامونو نمی ریم! در تجمعات اعتراضی نشان می دهند که برای گرفتن حق خود از رژیمی که از همه امکانات، و ابزار های رسانه ای و سرکوب عریان برای به عقب نشینی وادار کردن آنها استفاده می کند، اولین قدم و مهمترین قدم نزدیک شدن بهم دیگر، تشکل یابی و حرکت های اعتراضی سراسری است. ایجاد تشکل های پایدار امکان ایجاد شکاف اندازی از سوی رژیم در بین پرستاران را به حداقل می رساند.
بیست و هشتم مرداد ماه هزار و چهارصد و سه
هیجدهم آگوست دوهزار و بیست و چهار
بیان دیدگاه