ناممکن بودن تغییرات اساسی از «بالا»، گسترش دامنه اعتراضات مستقل از «پائین»

با اعلام اسامی کابینه پزشکیان سه نکته تقریبا قطعیت یافته است. اول: دعوت به مشارکت در انتخابات از سوی اصلاح طلبان و حمایت از پزشکیان ضربه تازه ای به موجودیت بحران زده این جریان وارد ساخته است. ترکیب کابینه با نارضایتی علنی برخی عناصر فعال و استعفای شبانه محمد جواد ظریف و تغییر جهت برخی گروههای این طیف از حمایت از پزشکیان به موضع انتقادی همراه شد. اگر چه در واکنش به این اعتراضات بسرعت برخی از به اصطلاح خودشان «بزرگان» اصلاح طلب وارد صحنه شدند و سعی کردند با ریختن آب بر آتش خشم و نارضایتی بدنه، با ماله کشی و تاکید بر این که پشت پزشکیان را نباید بعد از اعلام اسامی کابینه خالی کنند، فرافکنی نمایند. با این حال کاملا روشن شده است که کل جریان انتخابات تا شکل گیری کابینه به نفع سیاست های خامنه ای تمام شده و اصلاح طلبان در خدمت تاکتیک او عمل کردند: آنان به همه نیرو سعی کردند جبهه گسترده تحریم را بشکنند، با ایجاد وحشت از رسیدن جناح طالبانی به قدرت، مردم را به بازی در بساط حاکمیت بکشانند و بحران مشروعیت نظام را تا حدی که در توان دارند کمرنگ کنند؛ با تشکیل شورای راهبری در انتخاب وزرا که انگار قرار است کاری کارستان کند، توهم پراکنی کنند و دست آخر همه پست ها و مواضع کلیدی قدرت در دست ولی فقیه و کارگزاران مورد تایید او قرار گرفته بدون این که چیز دندان گیری بابت این همه خدمت اصلاح طلبان به رهبر به آنها داده شده باشد. اعلام اسامی کابینه و نقش رهبر جمهوری اسلامی در تعیین مهره های کلیدی آن، نشان داد که تحلیل هایی که در همسویی با ذهنیت توهم زده اصلاح طلبان مدعی شده بودند که آمدن پزشکیان نشانه دست برداشتن خامنه ای از پیشبرد سیاست های «خالص» خویش است تا چه حد شتابزده بوده است. با کابینه ای که معرفی شده مانعی در پیشبرد سیاست های خامنه ای وجود ندارد. فقط تابلوی «سید محرومان» را برداشته اند و جایش تابلوی «وفاق ملی» گذاشته اند.

دوم: امتحان پس داده های مطرود با کارنامه های منفی و ضعیف و با وابستگی های جناحی که به عنوان وزیر به مجلس معرفی شده اند،  نه می خواهند و نه می توانند در برابر سیاست های خامنه ای مقاومت کنند. «وفاق ملی» نه دولتی که منافع عموم مردم را در برابر منافع هسته سفت قدرت و دخالت های روزمره اش در مسایل حیاتی مردم نمایندگی کند، بلکه دولتی است که اجرائی کردن منویات این قدرت واقعی را در کانون توجه گذاشته است. گسترش اعدام ها و صدور احکام بغی، سرکوب زندانیان سیاسی، افزایش احضار فعالین مدنی، سیاسی و کارگری، برخورد امنیتی و انتظامی با اعتراضات کارگری نظیر برخورد با اعتراضات کارگران واگن پارس اراک، ادامه برخوردهای وحشیانه با زنان و دختران توسط حجاب بان ها به خاطر پوشش انتخابی و حتی تیراندازی پلیس به سوی آرزو بدری و فلج کردن او و سکوت آگاهانه پزشکیان نسبت به این برخوردها جای تردیدی باقی نمی گذارد که «وفاق ملی» کابینه جدید از چه جنسی است.

سوم: جنس این «وفاق» و پیوستگی اش به هسته سفت قدرت را نه تنها آن اکثریتی که حاضر به حضور در پای صندوق های رای در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نشد که آن بخشی از مرددین و ناراضیان هم که با تبلیغات اصلاح طلبان و وحشت پراکنی آنها در باره خطر به قدرت رسیدن طالبان پای صندوق های رای در دور دوم حاضر شدند، به تدریج و با اعلام اسامی وزرای کابینه پزشکیان دریافته اند. یکی از دلایل مهم گسترش تدریجی دامنه جنبش مطالباتی و جسارت و قاطعیت بیشتر مطالبه گران در طرح مطالبات شان در روزهای اخیر، درک ناممکن بودن تغییرات از بالاست. فقط با حضور هر چه وسیع تر در اعتراضات مطالباتی لایه های مختلف اردوی کار و همبستگی و همگرایی همه لایه های این اردو بر پایه فصل مشترک های اساسی است که افقی مستقل برای دستیابی به خواست های پایه ای فراهم می شود.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

24 مرداد 1403 و 14 اوت 2024

بیان دیدگاه