اتحاد کارگران انقلابی ایران: از زمان ترور اسماعیل هنیه و تاکید رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بر «انتقام جویی» و مجازات رژیم اسرائیل پرسش های بی پاسخ زیادی برای همه کسانی که به آینده و سرنوشت مردم ایران اهمیت می دهند مطرح است: اگر جمهوری اسلامی در چهارچوب تله رژیم نژادپرست اسرائیل وارد «خونخواهی» با عملیات انتقام جویانه شود و همان «خون خواهی» بهانه حمله و تجاوز جدید اسرائیل به ایران را فراهم ساخته و دو طرف وارد فاز رویارویی های نظامی شوند تکلیف چیست؟ اگر انتقام جویی های متقابل سرانجام پای آمریکا را به جنگ بکشد، چه سرنوشتی در انتظار مردم ایران است؟ بویژه آن که سرنوشت عبرت انگیز دو کشور همسایه عراق و افغانستان در برابر ماست و از نزدیک شاهد نتایج تجاوز نظامی به این دو کشور بوده ایم؟
معنای واقعی وضعیت انتظار و تعلیق واکنش «انتقام جویانه» متقابل به عملیات ترور خفت آمیز اسماعیل هنیه در تهران چیست؟ عبور از بحران با صبر و انتظار و کسب امتیازات پشت پرده برای توافق با آمریکا ؟ خودداری از بازی در زمین رژیم نتانیاهو و مجبور کردن این رژیم به پذیرش شکست نقشه جنایتکارانه اش در نابودی کامل غزه؟ جنگ روانی با هدف ارعاب حریف؟ یا فرصت برای سازماندهی و هماهنگی عملیات همزمان با نیروهای نیابتی؟
این پرسش ها پاسخ های روشنی ندارند و حاکمیت حتی اگر تلویحا پاسخی می داد از جایگاه مردم بدون راستی آزمایی باور نمی کردیم و با توجه به درآمیختگی دروغ و ریا در تاروپود حاکمان ذیحق بودیم که باور نکنیم. از طرف دیگر بلاتکلیفی در میان پرسش های مهم بی پاسخ نیز حقیقت هولناکی را در برابر اکثریت بزرگ مردم ایران قرار می دهد: در حالی که حتی مطابق آمار رسمی بیش از 60 درصد مردم انتخابات این رژیم را تحریم کرده اند؛ این اکثریت بزرگ که قطعا با هر گونه جنگ و جنگ طلبی مخالف است و رفع مشکلات معیشتی و پاسخ عاجل به مطالبات معوقه خود را خواستار است فاقد قدرت سازمان یافته بازدارنده برای تاثیرگذاری بر تصمیم نهایی حاکمیت است.
حاکمیتی که مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده، چنان مردم را در گروگان خویش دارد که بی توجه به رای و داوری اکثریت جامعه در باره مساله جنگ و صلح که می تواند سرنوشت مردم را برای دهه ها و حتی نسل ها از اساس زیرو رو کند، براساس درکش از منافع آنی خود تصمیم می گیرد. این فقر قدرت سازمان یافته، این مسلخ انتظار، بدترین ویژگی بحران هایی از نوع بحران ناشی از ترور اسماعیل هنیه در تهران است.
دلایل فقر قدرت سازمان یافته مردم روشن است: در لحظات تعلیقی این چنین که زمان فشرده و بسیار محدودی برای کنش بازدارنده مردمی و دخالتگری گسترده در دست است، تنها به شرطی می توان چنین کنشی را انتظار داشت که اکثریت جامعه از پیش در حوزه های مختلف مقاومت مدنی و مطالبه گری خود را مستقل سازمان داده باشد. این سازمانیابی وجود ندارد.
تنها نیروهای امنیتی و اطلاعاتی حاکمیت و قاضیان بیدادگاههای ظلم و ستم آن نیستند که نابودی هر تلاش سازمانگرانه مردم؛ خاصه مزد و حقوق بگیران اولین اولویت اصلی شان است. از سهم چهاردهه سرکوب وحشتناک و همه جانبه مردم و نیروهای سیاسی و تشکل های مستقل از سوی نظام جمهوری اسلامی نمی توان گذشت و نمی توان تاثیرات آن را کمرنگ پنداشت. اما علاوه برحاکمیت، جامعه توده وار، بی سامان و بی دفاع که بسهولت قابل تجاوز باشد، جامعه آرمانی راست فاشیست، حقوق بگیران اسراییل و نیروهای نیابتی آمریکا هم هست که با مخ زنی از طریق رسانه هایی که با پول ارباب شان راه افتاده و بهره برداری از رسانه های خود به عنوان ابزار جنگ روانی رقیب در متن قطبی شدن بحران ها و سواستفاده از مطالبات و رنج های مردم، به وقت لزوم همین تجاوز را مهر تایید می زنند.
علاوه بر این بازتاب تفاوت ها و تضاد منافع بخش ها و لایه های مختلف مردم در قالب شکل های مختلف سازمان یابی؛ ناهم جهتی و ناهمپوشانی این شکل ها، ناترازی طبقاتی به خاطر ساختار تبعیض آمیز دسترسی به فرصت ها هم کار خودسامان یابی را دشوار می کند.
بعلاوه در برابر خطر جنگ همه واکنش یکسانی نشان نمی دهند. بخشی اگر سرمایه خود را از بورس برمی دارند و منتظر می نشینند، لایه های پائین که سرمایه ای ندارند، چه موقعی که زمامداران با هم می جنگند و چه زمانی که همدیگر را در آغوش می کشند باید هزینه های جنگ و خسارات ناشی از آن را پرداخت نمایند.
بی دلیل نیست که با وجود وضعیت خطرناک کنونی، عملا اتحاد بزرگ فراگیری از مخالفان جنگ و انتقام جویی حاکمیت شکل نگرفته و تنها شاهد واکنش های جداگانه گروههای سیاسی مختلف از طریق بیانیه و اطلاعیه ها بوده ایم.
اما درست حالا و درست در بطن بلاتکلیفی و وضعیت تعلیق و حفره های ناشی از پرسش های حیاتی بی پاسخ در رویارویی میان جمهوری اسلامی و نیابتی هایش از یک سو و اسرائیل و آمریکا و متحدانش از سوی دیگر چاره ای نداریم جز آنکه بر اهمیت پایه ای شالوده ریزی جامعه ای تاکید کنیم که صیانت متشکل از موجودیت و هویت و منافع خود را با سازمان یابی مستقل خویش آموخته است.
و مهم است درست حالا و درست در بطن بلاتکلیفی فعلی یک گام و فقط یک گام بر اساس ظرفیت های نقدا موجود به سوی همگرایی همه حامیان صلح و مخالفت با جنگ برداریم.
14 مرداد 1403 و 4 اوت 2024

بیان دیدگاه