درهای خاوران همچنان به روی خانواده های دادخواه بسته است! اعدام ها و سرکوب ها همچنان گسترش می یابد

روز ۵ مرداد مطابق معمول جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ برای گرامی داشت یاد عزیزان خود و گلباران مزار آنها به گلزار خاوران رفتند. اما ماموران همچنان درهای خاوران را به روی خانواده ها بستند و اجازه ورود به آنها ندادند.

به گزارش کانال تلگرام منشور آزادی، رفاه، برابری  روند آزار و اذیت خانواده های خاوران در بیش از  ۴۰ سال گذشته به شیوه های گوناگون ادامه داشته است، از بلدوزر انداختن در خاک خاوران و زیر و رو کردن مزار جانباختگان در قتل های حکومتی دهه ۶۰ گرفته تا دفن درگذشتگان جامعه بهایی برای نابود کردن آثار جنایت، به ویژه گورهای دسته جمعی اعدام شدگان در جریان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، از دستگیری خانواده های دادخواه گرفته تا جلوگیری از ورود آنها به گلزار خاوران.

خانواده های دادخواه خاوران در تمام این سال ها تلاش کرده اند با نامه نگاری و ملاقات حضوری با مسئولان  شهرداری و بهشت زهرا به این روند ظالمانه اعتراض کنند و از ابتدایی ترین حق انسانی خود برای حضور بر مزار عزیزان خود و گرامی داشت یاد آنان دفاع کنند. اما با این همه همچنان به در بسته برخورده اند.

همه این ها در شرایطی است که در روزهای اخیر صدور و اجرای احکام اعدام، به ویژه در مورد زنان، بیش از پیش شدت گرفته و بسیاری از خانواده های دادخواهی که فرزندانشان در جریان سرکوب اعتراضات سال های اخیر کشته شده اند، به «جرم» دادخواهی در زندان به سر می برند.

«رقابت رانت خواران در «بالا»، گسترش سرکوب در «پائین

جلوگیری از حضور خانواده های زندانیان اعدامی دهه شصت در گلزار خاوران، همچنان که در گزارش تصریح شده حادثه ای منفرد نیست و نیروهای امنیتی و سرکوبگر بارها در برابر گرامیداشت یاد و خاطره جانباختگان کشتارهای دهه  ۶۰ و ۶۷،  مانع تراشی کرده و خانواده ها و بازماندگان جانفشانان را تحت آزار و پیگرد قرار داده اند. با این حال این برخورد سرکوبگرانه در کنار صدور احکام وحشیانه «بغی» برای پانزده نفر که چهار تن از آنان زن و از فعالین جنبش های مدنی و کارگری هستند، همچنین تشدید اعدام ها و بویژه اعدام هشت نفر ظرف دو روز، تاکید مجدد بر از سرگیری طرح سرکوب خیابانی زنان و اشاره به « تعطیل‌بردار نبودن طرح نور» از سوی قاسم رضایی، جانشین فرماندهٔ کل انتظامی کشور، صدور احکام سنگین به خاطربی حجابی و اجرای احکام صادره پیشین برای فعالین زنان صورت گرفته است.

بهره گیری از توجه افکار عمومی به کشاکش ها و رقابت های دسته بندی های رانت جو و رانت خوار بعد از انتخابات در میان «بالایی ها»، در جهت سرکوب هر چه بیشتر «پائینی ها» و تشدید جنگ با زنان از هدف های مهم این سرکوب هاست. مقابله با گسترش «نه به اعدام» که با اعتصاب غذای سه شنبه ها از درون زندان‌های اوین (بند ۸، بند ۶، بند ۴ و بند زنان)، زندان قزلحصار (واحد۳ و واحد۴)، زندان مرکزی کرج، خرم‌آباد، تبریز، اردبیل، قائم‌شهر، خوی، نقده، مشهد، سقز و قائم‌شهر در جریان است و همزمان در شکل کارزار گسترده اعتراض به حکم «بغی» صادره برای شریفه محمدی و سایر محکومان در خارج از کشور جریان دارد، از دیگر هدف های سرکوبگران است. آنچه بویژه در این راستا اهمیت دارد، نقش کارزارهای نه به اعدام با شاخه های مختلف جنبش دادخواهی و کلیت این جنبش متکثر، پر قدرت و سراسری است.

قدرت گیری روزافزون کارزارهای نه به اعدام قطعا مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، مبارزه برای آزادی ها و حقوق زنان، مبارزه برای دستیابی به حقوق سرکوب شده مزد و حقوق بگیران را تقویت می کند و اهرم مهمی برای گسترش همگرایی در میان این جنبش هاست.  جلوگیری از پیوند میان جنبش هایی که هر گونه تغییر مثبتی در جامعه مشروط به تقویت و پیشروی و سراسری شدن آنهاست، اساس سیاست دستگاه سرکوب حاکمیت در شرایط بعد از انتخابات است و این سیاست روشن تر از هر چیز نشان می دهد که برخلاف توهم پراکنی ها، نه پاسخگویی به مطالبات آزادی خواهانه و برابری طلبانه اکثریت بزرگ جامعه ناراضی  در دوره پسا انتخابات که سرکوب این مطالبات و جلوگیری از طغیان مجدد آن، اصلی ترین راهکار هسته سفت قدرت برای پوشاندن ضعف ها و بن بست های لاعلاج و ساختاری خویش است.

بیان دیدگاه