از پست وزارت تا برچسب شیشه داروی گیاهی: بیماری ابتذال منطق در میان روزنه گشایان

بحث در باره شکل های مشارکت در تحقق امری، زمانی اصولا واجد معنا و حاوی عنصر تضمیمن است که پذیرش بروندادهای مشارکت پیش از آن خصلت ساختی پیدا کرده باشد. وقتی چنین ساختاری اساسا وجود ندارد، و عکس آن وجود دارد و عمل می کند، تمرکز صرف بر شکل های مشارکت در یک جز کم اهمیت، به فرمالیسم فرو می غلطد و گم کردن سوراخ دعاست.

انتقاد محمد فاضلی، استاد سابق جامعه شناسی دانشگاه بهشتی و از «روزنه گشایان» حامی پزشکیان به نرم افزارِاکسِل و نام بردن از این نرم افزار به عنوان «یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای کمیته‌های انتخاب همکاران رئیس‌جمهور در هیئت دولت» از این جنس فورمالیسم افراطی نخبه گرایی راست و محافظه کار است. او در کانالش ذیل عنوان «دو صفحه توضیح بنویسد» می نویسد: «فکر کنید کمیته‌های انتخاب وزرا یک فایل اکسل تحویل شورای راهبری داده‌اند که در آن ده نفر اسم و جلوی هر اسمی هم نمره‌ای بین ۱ تا ۲۰ یا تعداد آرای آن فرد در کمیته نوشته شده است. اعضای کمیته هم مد نظرشان است که این نمرات، کیفیت فرد پیشنهادی را نشان می‌دهد.

در دنیای واقعی، یک شیشه داروی گیاهی هم که بخری، یک برگه کاغذ همراهش هست که در آن توضیح داده این دارو برای چه بیماری‌هایی مناسب است، چه عوارضی دارد، و موارد مصرف آن چیست. حالا اگر قرار باشد کسی را به عنوان نامزد وزارت معرفی کنند، باید پیشنهاددهندگان اقلاً دو صفحه توضیح بنویسند که چرا این فرد را برگزیده‌اند. بالاخره وزیر که از یک شیشه داروی گیاهی کم‌اهمیت‌تر نیست.»

حکایت فاضلی حکایت کسی است که او را به ده راه نمی دهند و سراغ خانه کدخدا را می گیرد. چه دو خط یا ده خط توضیح برای هر نامزد وزارت بنویسند، چه از طریق عدد گذاری در برنامه اکسل برایش تعیین امتیاز کنند، باز هم تعیین کننده همانطور که محمد جواد ظریف هم اعتراف کرده، اصلا شورای راهبردی نیست. اگر قصد عوام فریبی و پنهان کردن حقیقت از افکار عمومی در میان نباشد، باید تصریح کرد که در انتخاب وزرا، مخصوصا وزرای اطلاعات، کشور،ارشاد، دادگستری و خارجه به طور مستقیم از سوی خامنه ای تعیین می شود. در خصوص سایر وزرا هم تا جایی که تاکنون شناخته شده و روسای جمهور سابق گفته اند غیر مستقیم از طریق چانه زنی و رسیدن به توافق بین خامنه ای و پزشکیان عمل می شود. یعنی حتی پزشکیان هم نیست که اساسا تعیین کننده است؛ بلکه سید علی خامنه ای است و نظر او باید تامین شود. روحانی اندکی بعد از انتخاب شدن، واژه قشنگی در توضیح همین موضوع استفاده کرده و در واکنش به انتقادات نسبت به اعضای کابینه اش گفته بود آنها «دولت باتفنگ» هستند و ما «بی تفنگ». در واقع در حالی که «خانه از پای بست ویران است»، آقای جامعه شناس روزنه گرا افکار عمومی را با اهمیت «نقش ایوان» سرگرم می کند. علاف کردن خود و دیگران به رعایت سازوکارهایی که معلوم نیست اساسا در تعیین وزرا در مرحله اصلی اهمیت داشته باشد جوهر سیاست «روزنه گرا»یی است.

ممکن است آقای جامعه شناس بگوید اگر به نامزدهای پست وزارت اتیکت های خواص و کارایی چسبانده شود و این اتیکت ها انتشار یابد خودش فشار ایجاد می کند که «آقا» آن پشت نتواند نامزدها و اتیکت هایشان را یکراست راهی سطل آشغال کند و آدم های خودش را مستقیم به پزشکیان دیکته کند. ولی باید پرسید چه فشاری ایجاد می کند؟ آیا از فشاری که انتشار بیش از دوازه روزنامه انتقادی در زمان خاتمی به «آقا» وارد می آورد بیشتر است؟ یادتان رفت چطور فله ای همه را بست؟ یادتان رفت به شقیقه اصلاحات شما شلیک کرد و آب از آب تکان نخورد؟ در مملکت ما چشم جوانان را به خاطر ستایش زن، زندگی و آزادی کور کرده و دانش آموزان مدارس را در انتقام از شرکت آنها در اعتراضات خیابانی مسموم کرده اند، و حالا درست سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران را به خاطر اعتراض به مسموم کردن دختران دانش آموز به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده اند. این یک رسوایی است و قطعا از طریق افکار عمومی به آمران این حکم سخیف فشار می آورد. اما شاهدیم که برای خامنه ای و نهادهای تحت امرش چنین سطحی از «فشار» عادی است و به دفعات معترضان به ظلم و سرکوب و خودسری را مجازات می کنند. فراموش که نکرده اید: مهسا – ژینا امینی را زیر شکنجه کشتند، خبرنگاری که واقعه را گزارش کرد زندانی کردند.

خامنه ای اگر قرار بود با «فشار» اتیکت نویسی برای نامزدهای وزارت جا بزند، تا حالا ده تا کفن پوسانده بود. جناب جامعه شناس یا «مقام معظم» را نمی شناسد یا «فشار» موثر نمی داند که چیست و «فشار» را با درجه تحمل شخصی خودش ( که یک نمونه اش را در پرت کردن میکروفون در برنامه صدا و سیما مشاهده کردیم) اندازه گیری می کند.

وانگهی هنوز قرار نیست ماجرای اتیکت نویسی برای نامزدهای وزارت را به آقای فاضلی «جامعه شناس» ببخشیم. زیرا پرسش این است که اصولا سلامت و قابلیت و صلاحیت امتیازدهندگان و اتیکت نویسان را چرا باید مفروض گرفت؟ ایشان این موضوع را مفروض گرفته اند. آیا کسانی که قرار است نمره رستگاری و توانایی به نامزدهای پست وزرات بدهند، خودشان صلاحیت نمره دهی خود را از کجا آورده اند و در کدام میدان عمل واقعی آزموده اند. کارنامه نمره دهندگان کی و کجا و چطور بررسی شده است؟ واقعیت این است که آنهایی که «گشایش» را در حد «روزنه ها» از طریق مشاوره دادن به نهادهای قدرت دنبال می کنند، عملا توانایی وارد کردن هیچ فشار موثری را بر هسته سفت قدرت ندارند. علت این است که از مجرای اصلی فشار یعنی سازماندهی مستقل طبقات محروم و زحمتکش به عنوان یک ضد قدرت واقعی، بیش از دیکتاتوری حاکم واهمه دارند و حتی وقتی عقل شان به «فشار از پائین» می رسد، همین طبقات و لایه های پائینی را به صورت توده نامنسجم و گوشت دم توپ از «پائین» می خواهند نه سازمان یافته در تشکل های مستقل خود. در نتیجه همیشه به قول حسن روحانی دولت «بی تفنگ» هستند و جز تبدیل شدن به پیشکار قدرت و گشایش روزنه های تجدید حیات برای دیکتاتوری کار بهتری از دست شان برنمی آید. راست محافظه کار روزنه گشا در کشور ما اسیر ابتذال منطق است.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

دوشنبه اول مرداد 1403 و 22 جولای 2024


بیان دیدگاه