رهبر جمهوری اسلامی به دنبال تغییر ریل در سیاست خارجی است؟

مشخص ترین و نقدترین پاسخ به این پرسش این است که از زمان روشن شدن نتیجه انتخابات اخیر ریاست جمهوری تاکنون هیچ سند یا نشانه آشکاری که تغییر ریل در سیاست خارجی را اثبات کند، وجود ندارد. اصلاح طلبان «روزنه گشا» و حامیان پزشکیان، نیاز به چنین تغییر و آرزوی خود در این زمینه را به شکلی بسته بندی می کنند که چنین انتظاری را در افکار عمومی تولید کنند. در سناریوی تخیلی آنان پزشکیان مجری سیاست عقب نشینی ادعایی خامنه ای در زمینه سیاست خارجی است. با این حال همین نیروها هر قدر که به شکل کلی و بی محتوا الزام عقلانی به عقب نشینی در حوزه سیاست خارجی را جامه سیاست اجرایی قریب االوقوع می پوشانند، به طور مشخص از تحلیل محتوای این عقب نشینی ادعایی، بسیار آگاهانه و عامدانه طفره می روند. برخی از آنان به « طرح عقب نشینی محدود» خامنه ای اشاره می کنند (تو گویی برای خودشان در پشتی تعبیه می کنند که در صورت نیاز از ادعای خویش به شکل نامحسوس عقب نشینی کنند)، برخی دیگر مقاومت آینده و اصرار دولت اقلیت پزشکیان را به عنوان بستر تغییر ریل رهبر جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی پر رنگ می کنند ( اینان البته نقدا رویا فروشی می کنند!) کسانی هم بیرون طیف اصلاح طلبان، با زیرکی همین ایده نامستند را به موازات اصلاح طلبان رویافروش تبلیغ می کنند و پایه اصلی «استدلال شان» هم این است که می گویند «وضع رژیم خراب و شکننده است»!

نظام جمهوری اسلامی یک نظام بحران زیست است و وخامت و شکنندگی وضعش تازگی ندارد. بحران بدهی های نجومی دولت، بحران سرمایه اجتماعی برای مهار بدهی های نجومی دولتی از طریق پذیرش دعوت دولت ها به ریاضت کشی داوطلبانه از سوی مردم (بستن لنگ، خوردن نان خشک و زندگی در شرایط شعب ابی طالب) بحران آب و بحران بیکاری ناشی از انهدام کشاورزی و غیر قابل سکونت شدن بسیاری از شهرها تا دهه آینده (نظیر اصفهان، شیراز، قم، یزد، کرمان، شیراز و… ) بحران تحریم‌های مرگبار و بی سابقه در ابعاد جهانی با حدود ۱۸۰۰ مورد تحریم علیه اقتصاد ایران، بحران ورشکستگی نظام بانکی، بحران مسکن، بحران اشتغال، بحران فقر، بحران مهاجرت نیروی کار ماهر و… فقط یک فهرست ناقص از بحران های پیچیده و لاعلاجی است که در ترکیب با هم وضع رژیم را در یک دهه اخیر دائما شکننده تر کرده و به سمت فروپاشی کشانده است.

حاکمیت از سال 96 به این سو با شورش ها و خیزش های بزرگی روبرو بوده و در خیزش زن، زندگی، ازادی رویارویی گسترده مردم با حاکمیت، در قالب یک درگیری فرسایشی ادامه یافته است. این خیزش علیرغم عقب نشینی از خیابان و آرایش تدافعی فعلی، هم اکنون هم در مقاومت جنبش زنان علیه سرکوب آزادی پوشش، مقاومت جنبش دادخواهی و بویژه کارزار همچنان رو به گسترش لغو اعدام ها در درون زندان ها، همچنین در تداوم جنبش مطالباتی و افزایش دامنه اعتراضات و بهبود نسبی همگرایی درونی نیروهای پیشران و کنشگران جنبش مطالباتی نسبت به پیش جریان دارد.

خامنه ای در دو دهه اخیر طیفی از رویکردها را در خصوص سیاست خارجی برای تاثیرگذاری بر وضع حاکمیت و مهار شکنندگی آن به کار بسته است: از مذاکرات علنی برجام تا مذاکرات پنهان در عمان، از باصطلاح «نرمش قهرمانانه» تا حمله نمایشی به عین الاسد و پهبادی به اسرائیل. با این حال مجموعه این رویکردها به پایان قطعی وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در مناسبات جمهوری اسلامی با آمریکا نیانجامیده و همین وضعیت هم در دوره دولت های اصلاح طلب و هم اصولگرا با شدت و ضعف مختلف جریان داشته است. معاملات موردی برد- برد، باخت – باخت، تعاملات بی ثمر و غیره  با غرب و آمریکا در کل این دوره، اساس این وضعیت «نه جنگ نه صلح » را دگرگون نکرده است و هر جا نیروی سیاسی ای در صحنه سیاسی کشور بر آن شد تا از پیشرفت موردی مذاکرات تاکتیکی جمهوری اسلامی با آمریکا و غرب، برنامه دراز مدت عادی سازی روابط و گسترش روابط اقتصادی و تجاری بیرون بکشد، نیروهای تحت امر خامنه ای با بحران سازی جلوی آن را گرفتند. حمله به سفارت انگلیس در تهران از سوی نیروهای «خودسر» که در پی آن یکی از این خودسرها به نام علی فروغی، پسر باجناق حداد عادل به پست مدیر شبکه سه تلویزیون برگمارده شد یک نمونه است و حمله به سفارت عربستان در تهران در سال 94 که یکی از عوامل آن به نام حسن کرد میهن دو سال بعد از ستاد انتخابات قالیباف سر درآورد نمونه دیگر. مجتبی امینی ارمکی، از دیگر عوامل حمله به سفارت انگلیس، رییس بخش فرهنگی ستاد ابراهیم رئیسی در سال 1400 بود.

جمهوری اسلامی برای پایان دادن به این وضعیت «نه جنگ نه صلح» یا باید شاخ آمریکا و اروپا را بشکند و اسرائیل را نابود کند  و دست کم تا آن زمان هزینه های مرگبار تحریم های اقتصادی را به مردم ایران تحمیل نماید و حتی تا مرز محکومیت ایران در شورای امنیت سازمان ملل ذیل ماده هفت این شورا ناظر به « اقدام‌های لازم در ارتباط با تهدید صلح و امنیت جهانی» پیش برود، یا به برنامه هسته ای خود پایان دهد، نیروهای نیابتی خود را جمع کند، از دشمنی آشکار با منافع آمریکا در خاورمیانه دست بردارد، به اف.ای.تی.اف بپوندند و به رژیمی تبدیل شود که به قول روحانی «با کدخدای جهان می سازد» و یا حداقل مخالفت فعالی با سیاست های آن در منطقه خاورمیانه صورت نمی دهد.

مجموعه رویکردهای خامنه ای در دو دهه اخیر در رابطه با امریکا، گرچه در مقاطعی هر دو طرف به لبه پرتگاه رفته اند ولی هرگز نه به سطح احیای رسمی و عادی سازی کامل روابط سیاسی و انعقاد قراردادهای کلان تجاری و اقتصادی درازمدت با آمریکا رسیده، و نه به جنگ مستقیم کشیده است.

برعکس، هر چه نتایج مانورهای تاکتیکی و مذاکرات ناشی از آن در چهارچوب منافع دو طرف، دستاوردهای کمتر و هزینه های بیشتری داشته، برای جمهوری اسلامی گرایش به شرق و همکاری با روسیه و چین اهمیت بیشتری یافته و جنبه راهبردی تری پیدا کرده است. مثلا قرارداد 25 ساله با چین، حضور در «سازمان همکاری شانگهای»، عضویت در بریکس، اتحادیه اقتصادی یوراسیا، روابط گسترده تجاری با روسیه و حتی طرح مشترک برای کنار گذاشتن دلار در معاملات تجاری دو کشور، با روابط کنونی سرد و خصمانه جمهوری اسلامی و آمریکا اصلا هم سطح و قابل مقایسه نیست.

وجود کاسبان تحریم که دانه درشت هایشان بر سفره ولایت فقیه نشسته اند، نقش تنش های موجود با غرب و اهمیت ادامه آن برای سپاه و نیروهای امنیتی در پیگیری گرایش به میلیتاریسم و نظامی گری، تقویت نیروهای مسلح و دریافت بودجه های کلان برای تولید سلاح های بازدارنده و تهاجمی جدید و فشار پایه اجتماعی تقلیل یافته خامنه ای در پیگیری سیاست «نه جنگ نه صلح» با آمریکا، نشان می دهد که عقب نشینی خامنه ای در سطحی که به شکل واقعی به پایان کامل تحریم های غرب علیه ایران منجر شود، برای وی میسر نیست و نقدا چنین قصدی را هم بیان نکرده است. اما اگر منظور اصلاح طلبان از تغییر سیاست خامنه ای، مذاکرات تاکتیکی با کشورهای غربی با هدف بیرون کشیدن بخشی از پول های بلوکه شده در بانک های غرب، یا معاوضه تروریست های خودی با گروگان های غربی و یا توافقات محدودی مشابه این امور باشد، چنین چیزی به تناوب و بسته به نیازهای هسته سفت قدرت به رهبری خامنه ای در دوره دولت رئیسی هم جریان داشته است. پزشکیان به عنوان رئیس جمهور، هم در مقاله اش در تهران تایمز و هم در پیام هایی که برای سید حسن نصرالله، اسماعیل هنیه و بشار اسد فرستاد، اساس سیاست خارجی تاکنونی خامنه ای را در رابطه با «عمق استراتژیک» و «محور مقاومت» مورد تایید قرار داد؛ او با لحن مثبت بر تداوم همکاری های گسترده و درازمدت با چین و روسیه تاکید کرد و با لحنی تند از سیاست های آمریکا انتقاد نمود. پزشکیان اگر چه نوشت که «سیاستی فرصت‌گرا را پیگیری کند که با ایجاد «تعادل» در روابط با همهٔ کشورها، منطبق با منافع ملی، توسعه اقتصادی و نیاز‌های صلح و امنیت منطقه و جهان باشد»، ولی برای این که درکش از «ایجاد تعادل» و «فرصت گرایی» ترک نگاه به شرق و در پیش گرفتن سیاست «هم شرقی، هم غربی» تلقی نشود، در همان مقاله بر اهمیت «شراکت جامع راهبردی» با چین و «الویت» دادن به «همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه با روسیه… در چارچوب‌هایی مانند بریکس، سازمان همکاری شانگ‌های و اتحادیه اقتصادی یوراسیا» تاکید کرد. او آمریکا را به خروج غیرقانونی از برجام و وارد سازی صدها میلیارد دلار خسارت به اقتصاد ایران، راه اندازی جنگ اقتصادی علیه ایران، مبادرت به تروریسم دولتی، تشدید نزاع ها، سواستفاده از معاهده منع گسترش اشاعه سلاح های هسته ای برای اعمال فشار بر ایران و حمایت فعالانه از رژیم آپارتاید تجاوزگرای اسرائیل متهم کرد. پزشکیان آمریکا را به پرهیز از تشدید تنش های موجود فراخواند.

حتی اگر این فرض و ادعا را بپذیریم که پزشکیان بسیار فراتر از سیاست های خامنه ای در حوزه سیاست خارجی، خواستار «تعادل» در سیاست حاکمیت در نسبت میان شرق و غرب، حذف تحریم ها، کاستن از فشارهای اقتصادی بر مردم و پیوستن به اف.ای.تی.اف است، چنین رویکردی را طبعا نمی توان تغییر سیاست خامنه ای و یا بیان دیدگاههای او از زبان پزشکیان تعبیر کرد. معنای بی قدرتی رئیس جمهور در حوزه سیاست های اجرایی در صورت مخالفت خامنه ای با این سیاست ها این نیست که وی هر چه می گوید و بر زبان می آورد از سوی خامنه ای دیکته شده است. موافقت شورای نگهبان با نامزدی او در انتخابات هم به خاطر گرم کردن تنور انتخابات و ایجاد فضای قطبی با هدف فرار از رسوایی مشروعیت باختگی فراینده تر حاکمیت در انظار جهانی و در میان مردم ایران و در هم شکستن جبهه گسترده تحریم بود. قبل از همه این عدم توافق میان نامزدهای اصولگرا و سپس اصرارشان بر دیدگاههای فاشیستی بود که آنان را درهم شکست.

قابل درک است که اصلاح طلبان برای مشروع نشان دادن رانت جویی و رقابت برای وارد شدن در کسب پست های مدیریتی انتظاراتی را از پزشکیان دامن می زنند که از حد تصور و ادعا فراتر نمی رود و تغییراتی را به خامنه ای نسبت می دهند که مستند نیست، اما قابل درک نیست که چرا افرادی که اساسا راهی به رانتی ندارند و جناح پیروز انتخابات آنان را حتی به عنوان آبدارچی هم به حساب نمی آورند، مبلغ همان رویکرد هستند؟

اتحاد کارگران انقلابی ایران

شنبه 30 تیرماه 1403 و 20 جولای 2024

بیان دیدگاه