مرتضي نظري؛ مدرس دانشگاه و رييس سابق مركز اطلاعرساني وزارت آموزش و پرورش: اين روزهاي آخر دولت سيزدهم، قلمها در وزارت آموزش و پرورش شتابان در كار امضاست پاي حكم انتصابهايي كه نان استخدام مادامالعمر براي وابستگان دولت سيزدهم تامين كند.
گفته میشود ۲۸۴ نفر از كاركنان حراست وزارت آموزش و پرورش، وابستگان مسوولان دانشگاه فرهنگيان، فارغالتحصيلان دانشگاه آزاد و دانشگاه پيام نور، فاقد مقاله تخصصي يا رتبه علمي «اما» همسو با تفكرات و منش دولت سيزدهم، به جاي ۷۰۰ نفر دکتری با سابقه و استاد معلم، به عنوان هيات علمي دانشگاه فرهنگيان جذب شدهاند.
بعد از رخدادهاي پاييز 1401 و بعد از فاجعه جانباختن مهسا اميني (دختر 22 ساله سقزي كه 25 شهريور 1401 و بعد از دستگيري توسط گشت ارشاد در تهران و بعد از انتقال به بازداشتگاه وزرا دچار مرگ مغزي شد) موجي از اعتراض در دانشگاهها به راه افتاد و بازتاب اين اعتراضات، در اولين روزهاي بازگشايي مدارس، به كلاس درس مدرسهها هم رسيد و هزاران دختر و پسر نوجوان با اين موج همراه شدند. واكنش مسوولان وزارت آموزش و پرورش در قبال هزاران كودكي كه ميخواستند همپاي بزرگسالان، هيجاني از جنس اعتراض خياباني را تجربه كنند، تهديد و معرفي براي بازداشت و برخوردهاي سخت بود و واكنش هزاران مدير و معلم، حمايت از دختران و پسران خردسالي كه هيچ جرمي مرتكب نشده بودند جز اينكه ميخواستند با همان درونيات و آرمانهاي كودكانهشان، با مردم معترض همصدا شوند. اين هزاران مدير و معلم، نتيجه اين حمايت مشفقانه را ماهها بعد ديدند وقتي حكم اخراج، عزل، بازداشت، كسر رتبه، كسر حقوق، انتقال اجباري، تعليق اجباري از تدريس به دستشان رسيد و براي جوابگويي به كميته تخلفات اداري و كميته انضباطي احضار شدند. امروز كه مديران دولت سيزدهم مشغول به پاكسازي و بهسازي اسناد عملكردشان شدهاند تا نسخههاي غيرواقعي از آنچه واقعا انديشيدند و واقعا تصميم گرفتند و واقعا اجرا كردند براي دولت جديد باقي بگذارند، اخراجيها و توبيخ شدهها و معزول شدهها و منتقل شدهها، جرات افشاگري پيدا كردهاند و از تبعات تصميمات يكسويه و صفر و صدي ميگويند كه شايد تا سالها و مثل لكه روغني چكيده بر صفحه سفيد، اثرش قابل پاك شدن نباشد.
فشرده ای از گفتوگوی روزنامه اعتماد با مرتضی نظری
بیان دیدگاه