اتحاد کارگران انقلابی ایران: از سرگیری اعتراضات خیابانی گروههای مختلف بازنشستگان در تهران، اهواز، اصفهان، شوش، مازندران، دامغان، کرمانشاه و چندین شهر دیگر، یک روز پس از روشن شدن نتایج انتخابات و بیرون کشیده شدن پزشکیان از صندوق های رای به عنوان رئیس جمهور پیام روشنی دارد که در همین اجتماعات اعتراضی از سوی برخی معترضان اعلام شده است: هیچ اعتمادی به هیچ وعده ای و هیچ مسئولی وجود ندارد و راه تحقق مطالبات مزد و حقوق بگیران، مطالبه گری مستقل در کف خیابان است. این رویکرد با نتایج عملی حاصل از نمایش دور اول انتخابات هم تناسب دارد که اکثریت بزرگ مردم آن را تحریم کردند. تحریم سند بی اعتمادی به نظام جمهوری اسلامی و پشت کردن اکثریت مردم به بازی های دستگاه قدرت برای حفظ خود در شرایط بحران لاعلاج موجودیتش بود. و به همین دلیل همراستا با خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی بود. بازگشت مطالبه گران به کف خیابان تاکیدی بر این هم راستایی و فراتر بودن مطالبات کارگران و زحمتکشان کشور از سطح «روزنه» گشایی عده ای با هدف دستیابی به پست های مدیریتی در دستگاههای دولتی است.
در واقع درست در زمانی که ترس فروشان بازی خورده از ولی فقیه سخت مشغول پرده پوشی چهره رهبر اصلی طالبان حاکم بر کشور یعنی خامنه ای و وحشت آفرینی در باره خطر بازگشت طالبان در صورت پیروزی سعید جلیلی بر پزشکیان بودند، حداقل پانزده تن از فعالان در بیدادگاههای همین رژیم طالبانیِ خامنه ای زیر حکم «بغی» و محاربه و مفسد فی الارض، در وضعیت ناروشن قرار دارند.
نسیم غلامیسیمیاری، حمیدرضا سهلآبادی، احسان روازژیان، امین سخنور، علی هراتیمختاری، حسین محمدحسینی، حسین اردستانی، امیرشاه ولایتی، وحید بنیعامریان، پویا قبادی، محمد تقوی، مجتبی تقوی، بابک علیپور، ابوالحسن منتظر، اصغر دانشفر با کیفر خواست اتهام بغی روبرو شده و مانند شریفه محمدی در خطر حکم اعدام هستند.
در همین دوره دو قطبی سازی مصنوعی که افکار عمومی را به سمت مشاجره و مناظره پزشکیان و جلیلی بردند و از یکی دیو و دیگری دلبر ساختند تا آرای بخشی از مرددین و مرعوبین را بسود سیاست خامنه ای جذب کنند، تنها در فاصله هفته منتهی به پانزدهم تیرماه دوازده زندانی را در زندان ساری، تبریز،شیراز، مشهد و قائن به دار کشیده اند و به میمنت و مبارکی بیرون کشیدن پزشکیان از صندوق، در حالی که مشغول آویزان کردن مدال به خود و شادخواری از «روزنه گشایی» و شکل گیری احتمال آویزان ماندن به گوشه ای از قدرت هستند، گروهی از فعالین مدنی، کارگری و معلمان از جمله رعنا کورکوری، مطهره گونه ای، عاطفه رنگریز، اسماعیل گرامی، ایرج توبه ایها (نجف آبادی) حسین اشرفی و محسن عمرانی همراه با دهها نفر دیگر بازداشت، احضار، محاکمه، صدور حکم و تایید حکم زندان در دادگاه تجدید نظر شده اند. در واقع ماشین کشتار دولتی و سرکوب فعالین مدنی و کارگری لحظه ای از توقف بازنمانده، بلکه از فضای کاذب قطبی برای تشدید سرکوب فعالین و کنشگران مدنی و کارگری بهره برداری کرده است.
هدف این سرکوب ها و صدور احکام «بغی»، ایجاد ترس و وحشت و سرخوردگی در میان مردم با هدف جلوگیری از سازمان یابی مستقل و سراسری اکثریت عظیم ناراضیان است. حاکمیت از یک سو و بازنشستگان مطالبه گری که بی اعتنا به بازی های انتخاباتی رژیم از سوی دیگر، فردای انتخابات پا به خیابان نهاده اند، هر یک از جهت خود کانون اصلی تمرکز اقدام و عمل را می شناسند. بازی انتخاباتی باید در شرایطی که بحران موجودیت، پایه های نظام جمهوری اسلامی را سست کرده است، فرصت و شرایط پیگیری سرکوب ها را برای حاکمیت تقویت کند و حمایت از شریفه محمدی و مطالبه آزادی وی در اعتراضات بازنشستگان، تاکید بر همبستگی و کنشگری مستقل به عنوان مسیر اصلی پیگیری مطالبات است.
دگرگونی اساسی وضعیت که پیام مرکزی مطالبه گران در ادامه خیزش زن، زندگی و آزادی است، در گروی سازمان یابی هر چه گسترده تر اکثریت بزرگ ناراضیان از حکومت است. حوزه اصلی رویارویی با حاکمیت هم همین است.
هیجدهم تیرماه هزار و چهارصد و سه
هشتم جولای دوهزار و بیست و چهار

بیان دیدگاه