اتحاد کارگران انقلابی ایران: از منظر همه کسانی که مردم ایران را هم چون نگاه سیاستمداران حاکمیت جمهوری اسلامی در این روزها عدد نمی بینند، تحلیل «نه» بزرگ مردم ایران به حاکمیت در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ حائز اهمیت حیاتی است.
این انتخابات رکورد پایینترین میزان مشارکت در تاریخ جمهوری اسلامی را شکست و طبق آمار رسمی حکومت، مشارکت در این دور از انتخابات ۳۹.۹۲ درصد بود. در انتخابات ریاستجمهوری قبلی در سال ۱۴۰۰ نیز رکورد پایینترین میزان مشارکت با رقم ۴۸ درصد شکسته شده بود.
اکنون دور دوم کمپین های انتخاباتی شروع شده است. مسعود پزشکیان از جناح اصلاح طلبان و سعید جلیلی از جناح اصولگرایان به دور دوم انتخابات راه یافته اند و قرار است در روز جمعه ۱۵ تیر ۱۴۰۳ مردم را برای انتخاب میان اين دو نفر پای صندوقهای رای بکشانند. تمام امکانات رسانه ای و تبلیغی قانونی و رسمی جمهوری اسلامی در اختیار این دو جناح است که اکنون آتش سنگین خود را متوجه ی مخالفان این نمایش انتخاباتی کرده اند. و در عین حال حملات خود را متوجه تضعیف اردوی رقیب و کسب رای بیشتر برای کاندیدای مورد نظر خود می کنند.
صدا و سیما، ده ها روزنامه، صدها سایت قانونی که از حمایت حکومت برخوردارند، تریبون های انتخاباتی و دیگر مجامع و همه ی مقامات ریز و درشت حکومت در این چند روز پس از » انتخابات » به میدان آمده اند و تاکنون بزرگترین آتش تهمت و افترا را متوجه تحریم گرایان یعنی اکثریت بزرگ مردم ایران کرده اند. این در حالیست که به وضوح تبلیغ تحریم انتخابات را جرم اعلام کرده و تحریم گرایان از امکانات قانونی برای ابراز نظر خود برخوردار نبوده و نیستند. در این جنگ نا برابر اما مردم ایران حماسه آفریدند و با نه بزرگ شصت درصدی در مقابل حاکمیت، نقشه حاکمیت برای کشاندن مردم پای صندوقهای رای را به شکست کشاندند.
چنانچه در دور اول انتخابات شاهد بودیم و در سه روز پس از انتخابات هم تا به حال دیده ایم، این آتش تهمت و افترا از سوی کمپ اصلاح طلبان علیه تحریمی ها شدیدتر است که البته یکی از دلایل مهم حاکمیت برای تایید صلاحیت کاندیدای اصلاح طلبان همین شکستن جبهه تحریم گرایان از سوی آنان بوده است.
اصلاح طلبان در برخورد با مردم مخالف و تحریمی ها همه مرزهای اخلاق را در نوردیده و با زدن اتهامات و انواع برچسب های دیگر در پی تخریب چهره تحریم گرایان و شبکه ها و رسانه های متعلق به آنان هستند. علاوه بر تخریب چهره مخالفان، ادامه فقر، گرانی، سرکوب، مرگ و اعدام را هم غیرمستقیم به گردن بی مسئولیتی آن ها می اندازند.
همان گونه که همه شاهد بودیم اصلاح طلبان رای نیاوردن خود در سال ۸۴ و شکست در برابر احمدی نژاد را هم نه ناشی از سیاست های ستایش طبقه متوسطی، نه تحقیر و بی توجهی به خواسته های اقشار و طبقات پایین جامعه، نه تاکید بر الگوی فاجعه بار نئولیبرالیسم اقتصادی و حمله به معیشت طبقات پائین و نه کتمان چهره کریه استبداد فقاهتی و هسته سفت قدرت، بلکه تحریم گرایان برشمردند.
آنها شارلاتانی مثل ظریف را وارد میدان کرده اند که در این چند روز در حمله به مخالفان جمهوری اسلامی و وارد کردن انواع اتهامات دروغ به آنان گوی سبقت را از اصولگرایان و کل حکومت ربوده است.
در دور دوم انتخابات شبکههای مرتبط با سعید جلیلی با پخش گوشت و برنج و نخود و لوبیا و روغن در روستاها و اصلاح طلبان با ترساندن جامعه از روی کار آمدن سعید جلیلی به دنبال افزایش رای کاندیدای مطلوب خود هستند.
اصلاح طلبان استراتژی خود را بر شیوه فاشیستی یعنی ترساندن جامعه از رئیس جمهور شدن سعید جلیلی گذاشته اند. آنها مردم را از کره شمالی شدن و قدرت گیری تفکر طالبانی می ترسانند، تا آن ها را پای صندوقهای رای بکشانند. مثلا در جامعه پخش کرده اند که اگر جلیلی بیاید در صورتی که در خیابان به زنی بی حجاب تجاوز شود، از جانب او و حامیانش موجه است. یا این که برای ایجاد وحشت در میان اهل سنت شایع کرده اند که در صورت پیروزی جلیلی دیگر نمی گذارند در بلوچستان اهل سنت نماز جمعه برگزار کنند.
اصلاح طلبان با دو گانه سازی یا / به اصطلاح رواج یافته این روزها در شبکه های اجتماعی/ با ساختن دو گانه دیو و دلبر، در پی ایجاد موج هستند، تا مردم را هرچه بیشتر در دور دوم انتخابات به میدان بکشند. در حالی که برگزاری یا جلوگیری از نماز جمعه اهل سنت، تجاوز به زنان بی حجاب در خیابان ها، حفظ یا برداشتن فیلترینگ، مذاکره یا مقابله با آمریکا، ادامه تحریم اقتصادی یا سرکشیدن جام زهر و «نرمش قهرمانانه» جدید، با یا بدون جلیلی، و با یا بدون پزشکیان از سوی هسته سفت قدرت یعنی سید علی خامنه ای تصمیم گیری می شود و دو نامزد رقیب حتی اگر بخواهند، قدرت مقابله با آن را ندارند. وحشت آفرینی در میان مردم نسبت به خطر طالبانی شدن کشور و کره شمالی شدن و … در صورت آمدن جلیلی، پنهان سازی عامدانه چهره دیو خونخوار اصلی حاکم بر کشور یعنی خامنه ای است که رئیس جمهور بعدی به هر باند و دسته و گروهی وابسته باشد، چاره ای جز اجرای سیاست های وی ندارد. بنابراین اصلاح طلبان مشتی شیاد و دروغگوی کثیف هستند که برای به دست آوردن امکان نوکری دیو اعظم به روش های رعب آفرینی در میان مردم رو آورده اند تا جبهه بزرگ تحریم را بشکنند.
اما در جبهه مقابل، شصت درصد مردم با تحریم انتخابات پیروزی بزرگی را رقم زدند و نشان دادند، جامعه هم چنان متاثر از فضای جنبش انقلابی زن زندگی آزادی از درون می جوشد. طلایه دار تحریم کنندگان شجاعانی بودند که برغم فضای امنیتی و اعلام مجازات برای کنش تحریم، با صدای بلند، از تحریم انتخابات نمایشی دفاع کردند. بازنشستگان مطالبه گر با شعار تحریم انتخابات در خیابان، خانواده های دادخواه آبان و خانواده های دادخواه انقلاب زن زندگی آزادی با دادن اطلاعیه ها، آسیب دیدگان خیزش مهسا با انتشار متن دسته جمعی، پانصد و بیست فعال صنفی معلمان با انتشار طومار، تشکلهای صنفی فرهنگیان با انتشار بیانیه و شبکه های مستقل زنان با موضعگیری در نفی انتخابات نمایشی و فراخواندن مردم به رای ندادن، دانشجویان مبارز با به خطر انداختن امنیت خود در مناظره با کاندیداها و دفاع از حقیقت و تشریح چرایی عدم شرکت در رای گیریها، پیگیری خط تحریم از سوی نهادهای مدنی و اجتماعی در کردستان و بلوچستان خونین، تحریم زندانیان سیاسی به عنوان کانون اصلی ایستادگی در مقابل رژیم استبدادی و....در صف اول مقاومت درخشان جبهه تحریم قرار گرفتند.
در آستانه دور دوم انتخابات نمایشی، بخش های مختلف بازنشستگان در کف خیابان فریاد رای بی رای را سر می دهند. کارگران یکصد و ده شرکت پیمانکاری نفت که یازده روز است در اعتصاب هستند با شجاعت اعلام کردند رای بی رای، و همراه با اینها در حالیکه شماری از فعالین کارگری با صدای بلند اعلام کرده اند انتخابات را تحریم می کنند، در نیشکر هفت تپه نیز کارگران مبارز می گویند، اجازه سوءاستفاده کاندیداها از آرای کارگران را نمی دهند.
این پیروزی شصت درصدی مردم ایران پایه ای است مهم برای برداشتن گامهای بعدی در تقویت جنبش دموکراسی خواهی، آزادی خواهی، برابری طلبی و عدالت خواهی مردم ایران.
در گام دوم با تحریم انتخابات در جمعه پانزدهم تیرماه، نهِ بزرگ دیگری به حاکمیت جمهوری اسلامی بگوئیم و در گامهای بعدی سازماندهی هر چه بیشتر بخش های مختلف جنبش های اعتراضی موجود و به تبع آن سازمان دهی جنبش انقلابی با تکیه به دستاوردهای انقلاب مهسا و گسترش ابعاد دامنه این دستاوردها را در دستور کار خود قرار دهیم.

بیان دیدگاه