هشت تیر، پیروزی بزرگ جبهه تحریم و ضربه سنگین به نظام جمهوری اسلامی

اتحاد کارگران انقلابی ایران: با اعلام آمار نهایی رسمی انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ کاملا و به شکل قطعی روشن شد که خامنه ای و هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا و کل نظام جمهوری اسلامی تو دهنی محکمی از اکثریت بزرگ مردم زجرکشیده ایران خورده اند و مسیری که خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» با هدف نابودی استبداد و دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی گشود، علیرغم همه سرکوب های وحشیانه و ترفندهای شیادانه جناح های حاکمیت، بار دیگر در قالب پشت کردن به صندوق های انتخابات برابر این نظام ایستاد.

پیروزی شصت درصدی مردمی محروم از رسانه بزرگ و تشکیلات سراسری و اسیر سرکوب های سنگین و روزمره و موج خفه کننده دروغ رسانه های حکومتی و ترفندهای جناح هایش را مرهون مادران و پدران دادخواه، مبارزان جنبش مطالباتی خاصه بازنشستگان، معلمان و کارگران در سراسر کشور، پیشتازی مقاومت درخشان مدنی زنان در عرصه تحریم، مقاومت خونین بلوچستان و کردستان و تحریم فعال و مشارکت جویانه در شبکه های اجتماعی هستیم.

از پنجاه و هشت هزار شعبه داخل کشور و سیصد و چهل و چهار شعبه در بیش از صد کشور جهان با دو بار تمدید مهلت رای گیری، اگر همان آمار رسمی خودشان را هم مبنا قرار دهیم مجموعا ۲۴ میلیون و ۵۳۵ هزار و ۱۸۵ رای از صندوق ها بیرون کشیدند. در حالی که دارندگان حق رای ۶۱ میلیون و ۴۵۲ هزار و ۳۲۱ نفر در داخل و خارج ایران بودند. با لحاظ آرای باطله درصد مشارکت نه حتی چهل درصد که سی هشت ممیز دو درصد بود.

چنین شکستی معنای سیاسی روشنی دارد. اکثریت مردم دست ردّ به همه گروهبندی های اصولگرایان زده اند و به سیاست های فاجعه بار و هلاک کننده دستگاه ولایت فقیه کارت قرمز نشان داده اند. نه اختلاف آنان و نه ائتلاف شان تغییری در رویکرد طرد در میان مردم نسبت به آنان پدید نمی آورد. اکثریت مردم کارنامه سیاه سیاست خالص سازی و یکدست سازی دستگاه ولایت فقیه را که دولت رئیسی نماد برجسته آن بود بر سر خامنه ای کوفتند و با امتناع آگاهانه از انگشت زدن در خون و تایید مشروعیت نظام کشتار، فساد و سرکوب، به شکلی رسا بر لزوم تغییر بنیادی وضعیت جامعه تاکید کردند.

اکثریت مردم هیچ اعتنایی به فراخوان جناح اصلاح طلب و روزنه گشایان و لشکرکشی تبلیغاتی و جوّسازی آنها برای شرکت در انتخابات نکردند. پزشکیان که از خود به عنوان اصولگرای اصلاح طلب و مجری برنامه خامنه ای نام برد، هم بخشی از آرای اصولگرایان و هم بخشی از آرای اصلاح طلبان را بدست آورد.

اگر چه تفکیک دقیق میزان آرای این دو سو ممکن نیست، اما لحاظ این ویژگی در ترکیب آرای او، در نسبت با مجموع ۱۰ میلیون و ۴۱۵ هزار و ۹۹۱ رایی که برایش ریخته شد و قیاس این رای با کل درصد آرای شرکت کنندگان در انتخابات، ریزش بدنه اجتماعی جریان اصلاح طلب را بازتاب می دهد. پزشکیان نفر برتر تیم شکست خوردگان است و اصلاح طلبان که به اشاره خامنه ای برای گرم کردن تنور انتخابات، مشروعیت سازی برای جمهوری اسلامی و تحریم شکنی وارد بازی انتخاباتی شدند، در حقیقت بازنده و پای در گل مانده اند. آنان نه توانستند آرای به قول خودشان «قشر خاکستری» را جذب کنند، و نه سرمایه اجتماعی خود را حفظ کنند.

انتخابات در شرایطی به دور دوم کشیده شد که دو نامزد رقیب که نه، بلکه کُلّ بدنه اجتماعی و ماشین رای سازی رژیم در برابر جبهه بزرگ تحریم نقدا یک اقلیت ۳۸.۲ درصدی بیش نیستند و اکثریت بزرگ جامعه ایران از اصولگرا و اصلاح طلب کاملا عبور کرده است.

گسترش دامنه تحریم در دور دوم نمایش انتخابات قطعا تاثیرات ناشی از ضربه هشت تیر را گسترده تر می کند و با تعمیق بحران مشروعیت نظام جمهوری اسلامی، سقوط آن را نزدیک تر خواهد ساخت.

تردید نباید داشت که دیر یا زود صدای سرکوب شده اکثریت بزرگ جامعه ایران طومار نظام کنونی را در هم خواهد پیچید و به مارپیچ توقف ناپذیر غارت، فساد، جنایت و محرومیت حقوق شهروندی پایان خواهد داد.

بیان دیدگاه