«غوغای انتخاباتی در «بالا» و راه گشایی از «پائین

در چند روز باقی مانده تا زمان برگزاری مضحکه انتخابات، چنانکه اکنون آشکارا شاهدیم همه دسته ها و باندهای مافیایی و شبه مافیایی درون و حاشیه حاکمیت و چهره های فرصت طلب و قدرت پرست با چسبیدن به نامزدهای تایید صلاحیت شده شورای نگهبان برای آویزان شدن به گوشه ای از قدرت، سخت و پیگیر به پخش وعده های دروغ، جعل حقیقت، پرخاش علیه هم و فریب مردم مشغولند. برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی با هدف داغ کردن تنور انتخابات با ابراز رضایت خامنه ای همراه شده است. اصلاح طلبان با همه وزن خود به تطهیر چهره استبداد مطلقه حاکم و اهمیت مشارکت در حفظ آن رو آورده اند. آنچه مشاهده عملکرد این ارکستر بزرگ دروغ،  فریب و جعل و خیانت را مهوع تر و تحمل ناپذیرتر می کند این است که تقریبا اکثریت مطلق بازیگران آن می دانند که دارند آگاهانه و عامدانه و برای مطامع کثیف شخصی و ماندگاری نظام ظلم، جنایت، فساد و غارتگری دروغ می گویند.

 به جای سیرک انتخاباتی، برای راه گشایی واقعی باید به اعتراضات مستقل از پائین توجه کرد: اعتراضات بازنشستگان و معلمان در شوش، کرمانشاه، تهران، قائمشهر و اصفهان، اعتصاب بیش از بیست هزار کارگر پروژه ای جنوب در نزدیک  به ۹۰ شرکت مختلف نفت و گاز در روز یکشنبه سوم تیر، از نظر دامنه همگرایی، میزان مشارکت و شعارها و مطالبات حاوی عناصر مهمی است. اولا دامنه همزمانی اعتراضات در مناطق مختلف کشور آشکارا گسترش یافته است. همزمانی اعتراضات در شهرهای مختلف از سوی بخش های گوناگون جنبش مطالباتی اکثریت بزرگ  کارگران و مزدبگیران کشور اگر چه هنوز به معنای وجود سازماندهی مشترک جمعی میان آنان نیست، اما مرحله ای اساسی در شکل گیری درک تجربی لزوم هماهنگ سازی اعتراضات و برخورداری از سازماندهی مشترک جمعی و گامی مهم در مسیر سراسری شدن اعتراضات مزد و حقوق بگیران است.

ثانیا: تا چند ماه پیش «لشکری، کشوری، تامین اجتماعی، اتحاد اتحاد» فقط شعار بود، روز سوم تیر در تجمع بازنشستگان کرمانشاه شاهد حضور مشترک و پرشمارتر این گروههای بازنشستگان بودیم. و این البته هنوز نقطه شروع همگرایی میان لایه های مختلف بازنشستگان است. شلاق تورم و گرانی و سرکوب حق قانونی بازنشستگان، خرده تفاوت های مطالباتی و معیشتی میان لایه های مختلف بازنشستگان و برخی از موانع موجود بر سر همگرایی آنان را کمرنگ تر کرده و اتحاد بازنشستگان فرهنگی و کارگری به عنوان حلقه مرکزی و شالوده گسترش همگرایی به تدریج راه خود را در میان سایر لایه های بازنشستگان باز می کند.

ثالثا: سطح درآمیختگی مطالبات عمومی و سیاسی با مطالبات خاص صنفی در تجمعات مستقل اعتراضی هم از نظر شناخت وضعیت توازن قوا و هم درجه آمادگی در اتحاد عمل و همگرایی حائز توجه است. شعارهای روز سوم تیرماه بازنشستگان کرمانشاه از این جهت واقعا شاخص است. برخی از این شعارها به شرح زیر بوده اند:

بیکاری، تورم، شکسته پشت مردم

معلم زندانی آزاد باید گردد

کارگر زندانی آزاد باید گردد

درد ما درد شماست/ مردم به ما ملحق شوید

اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد

عدالتی ندیدیم/ ما دیگه رای نمیدیم

نابود باد بردگی/ زنده باد زندگی

می جنگیم، می جنگیم/ ذلت نمی پذیریم

مناظره چه خوبه/ اما همش دروغه

آقازاده امریکاس/ تورمش مال ماست

روسری رو رها کن/ فکری بحال ما کن

تا حق خود نگیریم/ از پا نمی نشینیم

کاندیدای دروغگو/ حاصل وعده هات کو

تا حق خود نگیریم/ از پا نمی نشینیم

هر اختلاس رو می شه/ چند تا مسئول پشتشه

چهل و چهار سال تجربه خونبار مردم ایران با نظام جمهوری اسلامی و خاصه سه شورش بزرگ دی ماه ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش انقلابی زن، زندگی آزادی به اکثریت بزرگ مردم ثابت کرده که در این نظام حق رای و انتخابات معنا ندارد و دیکتاتور مطلقه جز بازی با رای مردم و بهره برداری رزیلانه از آن برای نمایش مشروعیت خود و تبدیل آرای ریخته شده به چماق سرکوب بیشتر همان رای دهندگان چیز دیگری از «انتخابات» نمی خواهد و هر تلاشی برای استفاده از رای مردم در مسیری خلاف اراده ولایت فقیه را به سختی سرکوب می کند. تا نظام جمهوری اسلامی به جای خود هست فقر، فساد، گرانی و بیکاری از میان نخواهد رفت و سرکوب همه جانبه ادامه خواهد یافت. پیام اعتراضات مستقل کنونی کارگران، معلمان و بازنشستگان در کف خیابان و شعارهای آنها با وجود یورش نیروهای سرکوب و احضار، بازداشت، ضرب و شتم و شکستن دست و سر همین است.

م

بیان دیدگاه