آنان که آرمانهایشان آزادی، دموکراسی، برابری و عدالت اجتماعی است و برای تحقق این آرمان ها می جنگند، سالهای سال است با صدای بلند اعلام می کنند امکان برقراری دموکراسی و عدالت اجتماعی و آزادی فقط با عبور از جمهوری اسلامی ممکن است. و البته ضرورت عبور از جمهوری اسلامی نه صرفا به تاکید فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی که توسط سه خیزش توده ای انقلابی دی ماه ۹۶، آبان ۹۸ و انقلاب ژینا در کف خیابانهای کشور فریاد زده شده است. هر چند که هر سه خیزش بی رحمانه و بشدت با کشتار جوانان، زنان و … بخشهایی که به حمایت برخاستند از جمله جنبش دانشجویی، کردستان، بلوچستان و با اعدام، شکنجه و زندانی کردن هزاران معترض بیرحمانه سرکوب شده است، اما به هیچ وجه روحیه انفعالی برجامعه حاکم نشده و اعتراض و مبارزه در سطوحی دیگر در جریان است.
اعتراضات خیابانی و مطالبه گری هر روزه بازنشستگان، اعتراضات و اعتصابات کارگری و مبارزات معلمان، نافرمانی مدنی زنان، مقاومت دانشجویان در مقابل ایجاد جو خفقان و تفکیک جنسیتی در دانشگاهها و مقاومت حماسی و درخشان زندانیان سياسی در واکنش به موضوعات و مسائل سیاسی مهم، اعتصاب غذای زندانیان در کارزار سه شنبه های اعتراض برای لغو احکام اعدام و مبارزه طیف وسیعی از هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران در عرصه فرهنگ، ادبیات و هنر اعتراضی و مستقل، و اعلام همبستگی ها و گرفتن مراسم یادمان جانباختگانی که توسط رژیم کشته شده اند بر مزار آنها یا به صورت دیدارهای خانواده های دادخواه، و فعالیت فعالان رسانه ای و شبکه های اجتماعي مستقل منتقد و معترض به حکومت و ….آرایش بخشی از صحنه مهم سیاسی امروز جامعه ایران است.
اما فضای سیاست رسمی و پروپاگاندای حکومتی، پس از مرگ رئیسی در پی ترسیم روایتی کاذب از وضع موجود است که براساس آن گویی پس از هلاکت وی تغییر رویکردی در نگاه مردم بوجود آمده است. در حقیقت تاکتیک مهندسی انتخاباتی خود نسبت به چند انتخابات گذشته را تغییر داده اند تا به قول خودشان فضای یخ زده انتخاباتی را کنار زده و مردم بیشتری را به پای صندوق های رأی بکشانند. تاکتیک حاکمیت سه وجه دارد.
وجه اول: با تأیید صلاحیت یکی از کاندیداهای اصلاح طلب، آنها را به میدان کشیده تا با استفاده از امکانات تبلیغی و لجستیکی آنان تنور انتخابات را گرم کند.
وجه دوم: با همراهی نیروهای اصلاح طلب، در میان تحریم گرایان شکاف ایجاد کند و بخشهایی از آنان را پای صندوق های رأی بکشاند؛ تا از این طریق در جبهه سرنگونی طلبان نیز شکاف ایجاد کند.
وجه سوم: با کشاندن تعداد بیشتری از مردم به پای صندوق های رأی، چهره تخریب شده نامشروع خود را در میان مردم و در سطح بین المللی ترمیم کند.
جمهوری اسلامی پس از کشتار معترضان در خیابانها، انباشتن زندان ها، شکنجه و تجاوز به معترضان در بندها از جانب نهادهای حقوق بشری محکوم شد. حکم نهایی کمیسیون ویژه سازمان ملل این بود که در خیزش زن زندگی آزادی جمهوری اسلامي مرتکب جنایت علیه بشریت شده است. تحت الشعاع قرار دادن این حکم با مهندسی آرا در نمایش انتخابات ولو در حدّ پنجاه درصد از هدف های رژیم است. با هدف تحقق این سه هدف است که حکومت به پای برگزاری انتخابات هشتم تیر می رود.
در حالی که اصلاح طلبان به بازویی مهم در اجرای پروژه انتخاباتی حکومت تبدیل شده اند، اما جبهه تحریم با پشتیبانی همه بخش های معترض جامعه راه خود را باز می کند. در سه انتخابات گذشته تحریم گرایان به وزنی مهم در جامعه تبدیل شدند. عکس العمل حکومت از قضا به همین انتخابات پیش رو نشان می دهد که انتخابات اسفند ماه گذشته که درصد مشارکت مردم در انتخابات در حوزه مهمی مثل تهران به هفت درصد رسید، چه زخمی بر پیکر رژیم وارد کرده است. از این منظر تحریم نه تاکتیکی انفعالی بلکه کنشی فعال است. نیروهای سیاسی بسیاری تاکنون» انتخابات نمایشی» رژیم را تحریم کرده اند و به علاوه مواضع شجاعانه دانشجویان در دفاع از تحریم انتخابات، نقش جنبش دانشجویی را یک بار دیگر به صحنه کشید.
برای مدافعان آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و گذر انقلابی از جمهوری اسلامی، تحریم تنها یکی از ابزارهای موجود مبارزاتی است. بی گمان دیر نخواهد بود در پی عدم اجرای وعده وعیدهایی که فقط تاریخ مصرف» دوره انتخابات» را دارد، مردم و اقشار مختلف جامعه در پی بدست آوردن مطالبات خود از همه اشکال خیابان؛ از اعتراض جمعی و نافرمانی مدنی تا تجمع و تحصن و اعتصابات را گسترده تر و هدفمندکردن از اکنون درآمیزند. به علاوه مطالبات سه خیزش انقلابی از سال ۹۶ تا انقلاب مهسا بر زمین مانده است. مردمی که حماسه دی ۹۶ ، آبان ۹۸ و جنبش زن زندگی آزادی را آفریدند، از خواستشان برای عبور از جمهوری اسلامی دست نخواهند کشید. این حکم تاریخ است.
اتحاد کارگران انقلابی ایران
بیست و نهم خرداد هزار و چهار صد و سه
هیجدهم ژوئن دو هزار و بیست و چهار
بیان دیدگاه