بازنشستگان تامین اجتماعی به همراه فرهنگیان بازنشسته و بازنشستگان فولاد هر هفته راهی خیابان می شوند و تجمع اعتراضی برگزار می کنند. اعتراضات صنفی معلمان در کنار سایر جنبش های مطالبه گر دیگر همچون بازنشستگان و کارگران، توانست حضور خیابانی را عادی سازی نموده و به امری در دسترس تبدیل کند. خیابان نقش محوری در قدرتمند شدن جامعه مدنی و قدرتیابی شهروندان دارد. چنانکه در سالهای ۹۶، ۹۸ و بعد ۱۴۰۱ نشانههایی از آن را دیدیم. اینکه گروههای اجتماعی برای پیگیری مطالبات خود به روشهایی چون حضور خیابانی روی میآورند، بقیه اقشار اجتماعی را هم ترغیب میکند تا برای پیگیری حقوق مدنی و اجتماعی خود از خیابان به عنوان عرصهای برای بیان مطالبات استفاده کنند.
از دستاوردهای مهم گزینش حضور پیگیر در خیابان به عنوان شکل مهم مبارزه، و حضور پررنگ مطالبه گران در شهرهای مختلف کشور، علاوه بر پی گیری مطالبات صنفی، گشایش فضا در جهت بسط پایه های دموکراسی است که اهمیتی بس حیاتی برای جنبش ضد استبدادی و جنبش آزادی خواهی و دموکراسی خواهی دارد. و می دانیم این فعالان مطالبه گر جنبش مطالباتی در سالهای گذشته بارها مورد تهدید و آزار قرار گرفته اند تا دست از مطالبه گری بردارند اما مقاومت و ایستادگی شان در مقابل استبداد، حاکمیت را مجبور به عقب نشینی کرده و اگر این مقاومت ها و مبارزات نبود، نیروهای سرکوب، خیابان را به تصرف خود در آورده بودند. هدف آنها برقراری سکوت گورستانی بر جامعه است نه جامعه ای زنده و پویا. این جنبش مطالباتی است که در کنار جنبش های دیگر مثل جنبش دانشجویی، جنبش زنان و جنبش در کردستان و بلوچستان اراده دیکتاتوری را در از بین بردن همه کانون های مقاومت مردمی به چالش کشیده اند.
اما درست در این شرایط که کنشگران جنبش های مطالباتی هزینه می دهند و تداوم مقاومت را امکان می بخشند، شاهدیم که از اصلاح طلبان کوچک ترین صدای حمایتگرانه ای شنیده نمی شود. اینها که بیست سال است ادعای دفاع از جامعه مدنی را یدک می کشند و زمانی خود را نماینده تمام عیار «جامعه مدنی»، معرفی می کردند، در برابر تعرض گستاخانه نیروهای سرکوب با سکوت شان حمایت می کنند. نیازی نیست راه دور برویم در همین هفته اخیر نیروهای سرکوبگر و امنیتی به تجمع معلمان معترض یورش بردند. آیا هیچکس کوچک ترین صدایی در حمایت از معلمان و مطالباتشان از این جماعت شنید؟ اصلاح طلبان به قیمت پا گذاشتن رو مطالبات بنیادی مردم و همدستی با سرکوبگران دنبال تامین هدف خود هستند و آن سهیم شدن در قدرت است و بس! اتحادی برای گرم کردن تنور انتخابات و بس! نشان دادن سراب به جای آب به مردم برای کشیدن هرچه بیشتر آنان به پای صندوق های رای! حضور پرتوان جنبش مطالباتی و مقاومت شجاعانه کنشگران آن چهره واقعی اصلاح طلبان ریاکار و همدستی و پیوستگی آنها با ارتجاع و استبداد حاکم را در معرض دیدگان افکار عمومی قرار می دهد.
اما نگاهی بیندازیم به تشکلی واقعی و نهادی مستقل که بیش از دو دهه مبارزه را در کارنامه خود دارد: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان تنها نهاد صنفی و مدنی مستقلی است که ۲۳ تشکل آن، در سراسر کشور فعالیت دارند. نهادی واقعی و مستقل که حکومت همواره تلاش کرده با تحمیل بازداشت، زندان و پروندهسازی علیه صدها فعال صنفی معلم در ۲۴ سال گذشته و تلاش برای انحلال آنها، در مقابل جریان صنفی معلمان بایستد و فعالیت صنفی را به حاشیه براند. معلمان هر چند سال یک بار با خلائی از فعالان صنفی مواجه میشوند که در آن بازه زمانی نیستند و در زندان به سر میبرند. اما با وجود سرکوب گسترده، بقای این مجموعه و تداوم فعالیت هایش در سطح کشوری را همچنان شاهدیم.امروز دفاع از نهادهای واقعی و مستقل و دفاع از جنبش مطالباتی وظیفه ای مبرم است.
نه تنها برای ما که جنبش کارگری هدف مهم ماست، و ایجاد دموکراسی را بدون امکان تصمیم گیری اکثریت کارگران و زحمتکشان بر سرنوشت خود و بدون پیوند ناگسستنی با عدالت اجتماعی و برابری ممکن نمیدانیم، بلکه امروز برای هر فرد دموکرات و هر مدافع واقعی دموکراسی و آزادی خواهی نیز دفاع از مبارزات معلمان، بازنشستگان و کارگران یک ضرورت مهم و به خصوص در شرایط کنونی یک ضرورت تاریخی است. حضور نیرومند جنبش مطالباتی به محکی برای سنجش و تمیز دموکراسی خواهان واقعی و دموکراسی خواهان کاذب و دروغین تبدیل شده است.

بیان دیدگاه