میزان گسست و جدایی میان مردم زحمتکش و مطالبه گر ایران، و کارگزاران مختلف نظام حاکم و مجموعه حاکمیت به حدی گسترش یافته که اکنون حتی با مرور رویدادهای روز هم قابل مشاهده است.
لاشخورها، امتحان پس داده های رانت خوار، نمادهای برجسته ریاکاری و عوام فریبی، تفاله های سیاسی سابقا قی شده و پس انداخته شده از همین نظام حاکم که برخی از آنها حتی نمی توانند چهار خط ادعای مفت شان را از روی نوشته بخوانند با سلام و صلوات و ادا و اطور وارد ستاد «انتخابات» وزارت کشور می شوند و برای نامزدی انتخابات ثبت نام می کنند. برخی از این افراد در حد اطفای شهوت پنج دقیقه دیده شدن و چند خط خبر در مافیای رسانه ای حاکم، و بهره برداری سیاسی بعدی از حذف شدن توسط تیغ تصفیه شورای نگهبان چنین می کنند؛ گرچه دانه درشت ترهایشان با هدف رد شدن از سد نظارت استصوابی و خوردن حلوای «رهبر» که پایش لب گور است، دوباره می خواهند از آب نمک درآمده و «ارتفاع »بگیرند.
با این که هنوز زمان نهایی نام نویسی تمام نشده، ترکیب ثبت نام کنندگان در مجموع و استثنا به کنار، طوری است که واقعا به ندرت می توان چنین تجمیع گسترده ای از عوامل فلاکت و نابودی ایران، غارت منابع و دارایی ها و برباد دادن فرصت های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور زیر یک سقف واحد نامزدی برای رسیدن به پست ریاست جمهوری پیدا کرد. آنچه شاهدیم یک سیرک واقعی است با بازیگرانی که وجودشان بی شرمی را شرمسار کرده است.
اما درست در حالی که کفتارها در «بالا» جمع شده اند تا حفره ناشی از هلاکت ابراهیم رئیسی را پر کنند، از «پائین» و در سطح اردوی کار و زحمت صدای اعتراض و مطالبه گری و فراخوان اتحاد پایدار و سراسری به گوش می رسد. در روزی که از ۵۷ متقاضی نامزدی ۲۰ تن از وابستگان باندهای مختلف مافیایی و بخشی از چهره های اقلیت زیر ده درصدی طبقه سیاسی حاکم در وزارت کشور ثبت نام کردند، پاکبان ها، کارگران نفت و گاز و پرسنل صنعت نفت، بازنشستگان فولادی، مخابرات و تامین اجتماعی در شهرهای بندرعباس، گچساران، اهواز، کرمانشاه، شوش، تهران و اصفهان با برگزاری تجمعات اعتراضی برپیگیری مطالبات خود تا رسیدن به نتیجه تاکید کردند. خطاب برخی از شعارها به شرکت کنندگان و سازماندهندگان اصلی سیرک انتخاباتی حاکمیت برمی گشت: « خیلی دروغ شنیدیم، ما دیگه رای نمیدیم»« کشور پر درآمد، چه بر سر تو آمد؟»« تا حق خود نگیریم، دوباره برمیگردیم»« تجمع، اعتراض، حق مسلم ماست.» «تنها کف خیابون به دست می یاد حق مون»و «ننگ ما ننگ ما، صدا و سیمای ما». پیام سیاسی این شعارها که علیرغم سرکوب سازمان یافته به شکل همزمان در بسیاری از شهرهای کشور از سوی گروههای مختلف مطالبه گر مطرح می شود روشن است: در سیرک انتخاباتی حاکمیت شرکت نمی کنیم و فریب شیادان امتحان پس داده و کارگزاران مهندسی آرا در بیت رهبر و مجریان سیاست «خالص سازی» را نمی خوریم! کارگزاران نظام و دستگاه تبلیغاتی آن را بلندگوی دروغگویی و ریاکاری می دانیم و جز به نیروی خود و سازماندهی و اتحاد خود و پیگیری اعتراضات خیابانی خود تا رسیدن به هدف و تامین مطالبات، به هیچ چیز دیگر باور نداریم.
قیاس میان شعارهای کارگزارن، مجریان و مسئولان دوره های مختلف نظام حاکم که خود را نامزد سیرک انتخابات کرده اند و فرصت طلبان و باندها و شبکه های مافیایی پشت سرشان، با شعارهای مطالبه گران توده اعماق در کف خیابان، جدایی آشکاری را بین «بالا » و «پائین» در جامعه ما نشان می دهد. مطالبات و روش دستیابی به آنها بین «بالا» و «پائین» آشکارا دو دنیای متفاوت است که هیچ پیوندی میان شان باقی نمانده است. میانجی پیوستگی این دو دنیای بکلی متناقض فقط زور و سرکوب فراگیر است و لحظه ای که این میانجی دیگر قدرت حفظ این شاکله متناقض را نداشته باشد، مثل توده شنی فرو خواهد ریخت.

بیان دیدگاه