برای مجموعه نیروهایی که سرشت اصلاح ناپذیر نظام جمهوری اسلامی و مرگبار بودن بن بست ها و تناقضات درونی آن را از منظر شکل گیری آلترناتیو مستقل پائینی های جامعه و توده های کار و زحمت، و نه بندوبست با قدرت های قاهر جهانی، و یا آویزان شدن به جناح های شبه مافیایی درون و حاشیه حاکمیت پیگیری می کنند، محورهای زیر از اهم وظایف و اولویت های اساسی و تعطیل ناپذیر مبارزاتی در شرایط کنونی است:
ادامه مبارزه در مسیر ایجاد تشکل های مستقل طبقاتی، تلاش برای گسترش همگرایی جنبش های مطالباتی میان بخش های مختلف اردوی کار با حمایت متقابل، هم پوشانی با اعتراضات همزمان و حرکت در مسیر شکل دادن به همکاری های پایدار بر پایه فصل مشترک های اساسی، به شکست کشاندن حاکمیت در عرصه «جنگ با زنان» بر بستر تشدید مقاومت در برابر نیروهای سرکوب و عوامل تحمیل حجاب، سازماندهی جنبش دادخواهی در سطوح مختلف و خاصه دو شاخه مهم این جنبش یعنی مبارزه علیه اعدام و آزادی زندانیان سیاسی در شرایط گسترش اعدام و سرکوب، پیگیری روند ایجاد هسته های مستقل جوانان مبارز، آزادیخواه و برابری طلب در سراسر کشور برای مقاومت مدنی سازمان یافته تر در برابر دیکتاتوری و ارتقاء آمادگی برای بازگشت به خیابان در شرایط تغییر توازن قوا، حمایت از مبارزات ملی، تقویت همبستگی با مبارزان حقوق ملی، و مقابله مشترک و جمعی با مهاجرستیزی و رویکردهای نژادپرستانه و فاشیستی.
مبارزه برای این محورها، چنانچه آشکارا شاهد بوده ایم روندی است که نه هلاکت ابراهیم رئیسی و طرح شکست خورده حاکمیت در قدیس سازی از قصاب تهران متوقفش کرد، و نه نمایشنامه ای که آوردن مهره های خودفروش و امتحان پس داده برای نامزدی با هدف وارد شدن در رقابت برای رسیدن به مقام «تدارکاتچی» جدید دستگاه ولایت مطلقه، تغییری در آن ایجاد خواهد کرد.
برای اکثریت مردم روشن است که «انتخابات» ریاست جمهوری، هر طور از سوی خامنه ای مهندسی شود و میزان قلع و قمع نامزدها هر قدر باشد و چینش مهره ها هر طور ترتیب داده شود، تاثیری در بهبود واقعی وضع زندگی مردم و کاهش فشارهای کمرشکن بر اکثریت بزرگ مزد و حقوق بگیران کشور و کاهش بار سرکوب سیاسی، پایان تحریم ها، توقف فساد و رانت خواری وغارت دارایی های مردم نخواهد داشت. به همین دلیل بازنشستگان، کارگران، معلمان، زنان و جوانان، در بازی ی بیرون کشیدن مهره کارگزار جدید ولایت فقیه به نام رئیس جمهور و تداوم بساط فقر و فلاکت و سرکوب و بی حقی شرکت نخواهند کرد و تحریم گسترده این نمایش پاسخ مردم به نظام جمهوری اسلامی است. حاکمیت با هیچ ترفندی نمی تواند خانواده های جان باختگان خیزش های اعتراضی را وادارد که انگشت در خون جگرگوشه هایشان زده و پای صندوق های رای حاضر شوند. یا جوانانی را که چشم شان را به خاطر «زن، زندگی، آزادی» کور کرده و هزاران خانواده ای که اعضایشان را به اسارت برده پای این بازی بکشاند.
در این شرایط اعلام «مشارکت مشروط» در انتخابات از سوی اصلاح طلبان فقط سند تازه ای از ورشکستگی سیاسی این جریان است. چرا که با پشت کردن به ابتدایی ترین موازین انتخابات آزاد، مشارکت خود را به دریافت اجازه بازی در بساط رژیم اعدام و کشتار «مشروط» کرده اند.

بیان دیدگاه