شایعه یا واقعیت؟ مرگ رئیسی پایه ی ولایت خراسان را به لرزه درآورد؟

برای مردمی که قصاب تهران را با شرکت فعال و مستقیمش در کشتار هزاران زندانی ی دربند در تابستان شصت و هفت می شناسند، هلاکت جلاد اصل است و نحوه هلاکتش فرع. با این حال پرسش های بی پاسخ و تناقضات زیادی که در باره نحوه هلاکت رئیسی و هیئت همراهش در افکار عمومی و دلایل  سقوط هلی کوپتر حامل او وجود داشته و حاکمیت سعی در لاپوشانی آنها کرده، حساسیت افکار عمومی در باره حقیقت ماجرا را برانگیخته و نسبت به خبرهای مربوط به چگونگی هلاکت و این که هلی کوپتر رئیسی خودش سقوط کرد یا اینکه باندهایی از درون حاکمیت نقشه از بین بردن وی را کشیده بودند حساسیت قابل درکی شکل گرفته و آشفتگی در درون اردوی دارودسته های حکومتی بعد از مرگ رئیسی در همین راستا رصد می شود. وگرنه مردم که در همین سه سالی که از تکیه ی ابراهیم رئیسی بر صندلی ریاست جمهوری می گذرد فقر و فلاکت را با توپ و تشرهای امنیتی ها زندگی کرده اند، از حاکمان جانی و فاسد یکی کمتر یا بیشتر چندان برایشان تفاوتی نمی کند. مردم درس خود را گرفته اند و می دانند که در سایه جمهوری اسلامی جز نانی کپک زده و فریادِ در گلو خسته، آنها را نصیبی نخواهد بود. پس حضور در خیابان را برگزیدند. آنها قبل از هرچیز خواهان یکی زندگی انسانی هستند که در آن نان را و عشق را به نسبت نیازشان بین خود تقسیم کنند.

مرگِ آچار فرانسه ی حکومت جنایت و غارت- که از هیجده نوزده سالگی برای صدور احکام مرگ پرورشش داده بودند- امّا شاید بتواند درسی برای امثال وی باشد. علیرغم اینکه خامنه ای در همان شبی که دنبال جنازه قصاب تهران می گشتند به مردم هشدار می داد که مبادا دست از پا خطا کنند زیرا که همه چیز تحت کنترل گماشتگان وی است، از شواهد اینگونه به نظر می رسد که در اردوی دارو دسته های حکومتی ولوله ای برپاست.

جابجائی آدم ها در مجلس خبرگان، عدم حضور روسای جمهور سابق در مراسم خاکسپاری جنازه رئیسی، معمای چگونه برگزار کردن مراسم برگماری رئیس جمهور جدید زیر پوشش انتخابات، همه و همه- نشان از واکنش بالائی ها به شوکی است که به آنها وارد آمده و آنها را برای یافتن کلاهی از این نمد به تکاپو انداخته است.

آخرین خبر – که تائید صحت و سقم آن نیاز به گذر زمان دارد- این است که روز دوم خرداد، نیروهای امنیتی اجازه برگزاری جلسه درس خارج فقه برای احمد علم‌الهدی، پدرِ همسرِ قصاب تهران را نداده اند. براساس این خبر نهادهای امنیتی به علم‌الهدی گفته‌اند که باید دلیل لغو کلاس خارج فقه، وخامت حال او عنوان شود. قضییه گویا به این هم ختم نشده، بلکه در چند مورد نهادهای امنیتی خانواده رئیس جمهور تازه در گذشته را هم وادار به سکوت کرده‌اند.

افزون بر نوشته: می گویند هوا که تاریک می شود علم الهدی به اتفاق دختر – که هنوز رویای بانوی اولی خوابش را پریشان می کند- در اندرونی ی امارت ولایت خراسان زمین را گاز زده، دور خود می چرخند و نجوا سرمی دهند که با همه بعله با ما هم بعله؟

بیان دیدگاه