از زمان انتشار خبر سقوط هلی کوپتر حامل ابراهیم رئیسی و همراهانش تا زمان تنظیم این گزارش در واکنش مجموعه نهادها و ارگان ها و مسئولان ذیربط چند نکته صراحت دارد. اول از همه در این زمینه شاهد تناقض در خبررسانی بوده ایم. بخشی از رسانه های حکومتی از تماس با سرنشینان هلی کوپتر سقوط کرده خبر داده اند، برخی دیگر آن را تکذیب کرده اند. دامنه خبرهای ضد و نقیض در حدی است که با گذشت بیش از شش ساعت از اعلام سقوط هلی کوپتر، هیچ خبر قطعی در باره مرده یا زنده بودن ابراهیم رئیسی و همراهانش انتشار نیافته است. همین تناقض در خبررسانی به این گمانه زنی در شبکه های اجتماعی منجر شده که هدف حاکمیت ایجاد آمادگی کافی برای مقابله با پیامدهای احتمالی امنیتی ناشی از اعلام مرگ ابراهیم رئیسی است و تاخیر در انتشار خبر مرگ از همین جهت است. پیام خامنه ای که در آن با اشاره به حادثه سقوط تاکید کرد «هیچ اختلالی در کار کشور به وجود نمیآید»، برجستگی زاویه امنیتی ماجرای سقوط بالگرد در میان مسئولین ارشد نظام را بازتاب می دهد. فحوای کلام خامنه ای که با اطمینان در باره عدم شکل گیری هر گونه «اختلال» تاکید کرد، هم اعلام آمادگی برای درهم شکستن هر گونه «اختلال در کار کشور» در صورت بهره برداری از پیامدهای مرگ ابراهیم رئیسی توسط مردم – و در این حد نوعی تهدید ناراضیان – قابل تفسیر بود؛ هم آمادگی و وجود طرح جایگزین برای برگماری به جای رئیسی. معنای نهفته پیام خامنه ای این بود که حتی مرگ ابراهیم رئیسی هم اختلالی در نظام جمهوری اسلامی و چرخش کار آن ایجاد نمی کند. از این نظر این پیام به معنای آن بود که ابراهیم رئیسی جز یک کارگزارحلقه بگوش ارباب قدرت نقش دیگری در جمهوری اسلامی نداشته و قدرت اصلی که می تواند یکی هم ردیف رئیسی را به جای او بگذارد، سر جایش نشسته است. اقدام دادستانی تهران در «منع انتشار گمانهزنی» و دستور اداره کل ارشاد آذربایجان شرقی درباره «ممنوعیت انتشار اظهارات مقامهای محلی» هم راستا با ایده مهار پیامدهای ناخواسته ناشی از حذف رئیسی است.
دومین نکته در واکنش های رسمی نسبت به سقوط بالگرد رئیسی مانور تبلیغاتی از طریق ردیف کردن پیام های همدردی مقامات مختلف درون و حاشیه نظام نسبت به این «سقوط» است؛ مانوری که تاریخ مصرف بسیار محدود و آکسیونیستی دارد و قطعا نمی تواند اختلافات درونی گروهبندی های قدرت و مناقشه میان آنان را لاپوشانی کند. این مناقشات در شرایطی که پای خامنه ای لب گور است در برگماری های موقت یا چینش بعدی هسته سفت قدرت نیز قطعا تداوم خواهد یافت و مرگ احتمالی رئیسی از این منظر ای بسا برخلاف ادعای متکبرانه خامنه ای در حد جابجایی ساده دو مهره کارگزار امتحان پس داده، بدون «اختلال» باقی نماند.
سومین و ای بسا مهم ترین نکته، واکنش های مردم نسبت به احتمال مرگ رئیسی در حادثه سقوط بالگرد است. انبوه اظهار نظرهای انتقادی و جاری شدن سیل طنز نسبت به این سقوط در شبکه های اجتماعی، به روشنی واکنش اکثریت جامعه ایران را نسبت به کارنامه ابراهیم رئیسی و فاجعه ای که این کارگزار نوکرصفت دستگاه ولایت به بار آورد بازتاب می دهد. همان شکافی که در «انتخابات» اخیر مجلس و بعدا در دور دوم این «انتخابات» از نظر روگردانی اکثریت عظیم مردم از حاکمیت به سطح کشید، در اینجا هم شکل گرفت و به شکلی ویژه بازنمایی شد. مردم ابراهیم رئیسی را به خاطر دست های خونینش در قتل عام زندانیان سیاسی ایران، به خاطر دروغ های تهوع آورش در مورد پیشرفت های خیالی، به خاطر بلایی که بر سر معیشت شان آورد و نقشی که در سرکوب مزد و مستمری و گسترش فقر و فلاکت و صعود دلار ایفا کرد نمی بخشند. از نظر مردم رئیسی حتی اگر زنده از این ماجرای سقوط هم بیرون بیاید، پیشاپیش مرده است.
بیان دیدگاه