مطرود، منزوی و آبروباخته. با این سه کلمه شاید بتوان نتایج واقعی دور دوم «انتخابات» مجلس را برای نظام جمهوری اسلامی تشریح کرد. آش به قدری شور بود که حتی رسانه ای اصولگرا مثل رسالت نتایج دور دوم صندوق ها را در سرمقاله خود، «فاجعه»، «بحران» و قدری «تحقیر» توصیف کرد. خامنه ای در آستانه برگزاری دور دوم «انتخابات» گفته بود: «دشمن چشم دوخته است که انتخاباتِ بیرونقی شود… برای دلسوزان نظام و شخص اینجانب، در درجه اول این مهم است که انتخابات، انتخابات پر رونق و پر شوری شود.» و چه شور و رونقی هم تحویل گرفت: «نوباوه وطن» نفر اول تهران با ۲۷۱ هزار رای یعنی حدود ۵/۳ درصد از کل واجدان شرایط انتخاب شد. پیام بیش از نود در صد مردم در خالی گذاشتن صندوق ها در دور دوم خیلی روشن عبور از نظام جمهوری اسلامی و شخص ولی فقیه است.
اکثریت مطلق مردم دریافته اند که نظام جمهوری اسلامی جز فقر و گرسنگی، سرکوب سیاسی، بحران های لاعلاج اجتماعی، غارتگری پایان ناپذیر منابع کشور، فشردن طناب تحریم های ویرانگر دور گردن شان و کشاندن جامعه به لبه پرتگاه جنگ به خاطر جاه طلبی های منطقه ای حاکمان حاصل دیگری ندارد و تا زمانی که از میان برداشته نشود، هیچ چشم اندازی حتی برای بهبود جزئی شرایط هم وجود ندارد.
درک همین پیام مردم است که بار دیگر فضای مباحث مربوط به «آلترناتیو» نظام حاکم را داغ کرده و در شرایطی که علیرغم سرکوب شدید خیزش ژینا و عقب نشینی از خیابان، مقاومت مردم به شکل گسترده ای همچنان ادامه دارد، طیف های مختلف را به تکاپوی شکل دادن ائتلاف های تازه کشانده است. از آن جمله است جولان ایده «از شاهزاده تا تاج زاده» در شبکه های اجتماعی و رسانه ها. حتی اگر نگاه توطئه باوران را هم در باره «مهندسی» شدگی ایده «از شاهزاده تا تاج زاده» به وسیله اطلاعات سپاه و جناح هایی از حاکمیت در نظر بگیریم، باز زمان طرح این ایده با ورشکستگی همه جانبه لاشه متعفنی با نام جمهوری اسلامی و روگردانی اکثریت عظیم مردم از این نظام پیوستگی دارد.
در خصوص مجموعه مباحث آلترناتیو در میان طیف های مختلف سیاسی تاکید بر دو نکته حائز اهمیت است:
اول: مجموعه طیف ها یا نیروهای سیاسی که ظرفیت پاسخگویی فوری به مطالبات مبرم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی فشرده و متراکم شده مزد و حقوق بگیران کشور را که اکثریت عظیم آحاد جامعه را تشکیل می دهند، نداشته باشند و راهکارهای مورد نظر آنها تفاوت بنیادی و اساسی با سیاست های حاکمیت نداشته و همراستا با آن باشد، حتی اگر ائتلاف های فراطیفی تشکیل دهند، احتمال موفقیت شان اندک است. چنین ائتلاف هایی حتی اگر روی استیصال شدید و ناچاری مردم برای رسیدن به قدرت حساب باز کنند، جز بازتولید استبداد در شکلی دیگر و ادامه سیاست های اقتصادی ناعادلانه و ریاضتیِ مشابه سیاست های جاری ثمر دیگری نخواهند داشت. درآمیختگی و گره خوردگی مطالبات اساسی اکثریت جامعه به شکلی است که فقط طیفی که خواهان دگرگونی بنیادی به دست مردم و با اراده مردم است، ظرفیت پاسخگویی و احتمال موفقیت دارد و گزینه ای مردمی است؛ طیفی که مبارزه برای آزادی های سیاسی، دموکراسی و عدالت اجتماعی را از هم تفکیک نمی کند و به نام نجات مردم دنبال بند و بست با نیروهای فاشیست یا سرکوبگران کنونی مردم و پاسداران چکمه پوش نیست. چنین آلترناتیوی بلوکی از نیروهای کارگری مدافع آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی است که تغییرات بنیادی را به دست مردم و برای مردم می خواهد.
دوم: با توجه به آن چه گفته شد، نتیجه حذف عامدانه یا ناآگانه گزینه مردمی در نگاه به امکانات، ظرفیت ها و مختصات آلترناتیو و مجموعه مباحث مربوط به آن، ارائه تصویری مخدوش و غیر واقعی از جدال آلترناتیوهاست. مدعیان شکل گیری آلترناتیو فراطیفی به خاطر وحشت از خیزش انقلابی مردم و تلاش برای تصرف قدرت از بالای سر مردم، دنبال به صف کردن «شخصیت ها» و گره زدن آن با قدرت رسانه ای طیف سلطنت طلب، حمایت قدرت های غربی وعدالت ستیزی بخشی از اصلاح طلبان تجدید نظر کرده و گذار طلب هستند، در حالی که بلوک کارگری به دنبال اتحاد پایدار عناصر پیشرو و تحول خواه تشکل های مستقل کارگری، و جریان ها و نیروهای سیاسی چپ و رادیکال کشور هستند که تکیه گاه اصلی آنها پیوند مبارزه برای آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی است.

بیان دیدگاه