از ابتدای فروردین تا ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ دستکم ۲۳ زن و دختر توسط «همسر، پدر، برادر و خواستگار سابق خود» به قتل رسیدند. یعنی هر دو روز یک زن توسط نزدیکان خود به قتل رسیده است. در همین زمان که ما داریم زندگیمان را می کنیم، زنهایی دارند در ناامنی مطلق و از ترس این که به قتل برسند لحظات پر اضطرابی را می گذرانند. برای این زنان قبل از هر چیز خانه های امنی ضرورت دارد تا لحظات اضطراب و دلهره را برای این که بدست اعضای خانواده شان به قتل نرسند، در آن جا سپری کنند. اما در همین وضعیت نیاز حیاتی به خانه های امن، حاکمیت جلوی فعالیت یک خانه امن غیر دولتی را گرفت و خانه امن «مهر شمس آفرید» را در همین ده اردیبهشت به «جرم» کمک به زنان در معرض خشونت خانگی تعطیل کرد. خانه های امن می توانند به طور عاجل زنان در خطر قتل و خشونت خانگی را پناه دهند. اما حاکمیت نه تنها بر سر فعالیت خانه های امن زنان مانع تراشی می کند که همراه با آن به شکلی بسیار گسترده و سازمان یافته اقدام به عادی سازی خشونت به شکل عام و خشونت علیه زنان به شکل خاص کرده است.
وقتی جوانی را در ملا عام می آورند و بالای جرثقیل به دار می کشند، این عادی سازی کشتن است. وقتی در جریان جنبش زن زندگی آزادی، حدود پانصد جوان را در خیابان کور می کنند، خشونت و بی رحمی عریان را در جامعه به نمایش می گذارند؛ زمانی که گشت ارشاد پیکر زنی بی حجاب را در زمان بازداشت در پتو می پیچد و یا با خشونت بر روی زمین می کشد و به درون ون می اندازد و یک دختر بچه را در خیابان به دلیل این که حجاب نداشته مورد ضرب و شتم قرار می دهد، خشونت را رواج می دهد و یا وقتی هر روزه خبر اعدام در زندان ها به گوش می رسد، خشونت و بی رحمی و مرگ را در جامعه عادی سازی می کنند. در چنین خشونت سازمان یافته لجام گسیخته، شاید خبر کشته شدن زنان به دست اعضای خانواده شان دیگر در میان فقرات مختلف خشونت ورزی گم شود؛ یعنی به عبارتی قتل و کشتار و دار زدن و چشم کور کردن برای ما عادی شود، اما این درست همان جایی است که نباید عادی شود و بر وجدان های بیدار است که با این عادی سازی مقابله کنند.
قوانین زن ستیز جمهوری تاکنون جنایات بسیاری آفریده است. از جمله قوانین مربوط به خانواده که کاملا مردانه است زمینه ساز خشونت ها و جنایات بسیار بوده است. در قانون جمهوری اسلامی مرد، رییس خانواده است و هر کاری دلش بخواهد می تواند بکند. طبق گزارشاتی که منتشر می شود یکی از موارد اختلافات خانوادگی در حال حاضر مسائل اقتصادی است که ریشه بسیاری از آن ها البته فقر است ولی نبود مجازات های بازدارنده برای مردان باعث شده، مردان به راحتی دست به خشونت بزنند. مردی به خاطر آشپزی همسرش و در جایی دیگر به علت استفاده زیاد از رب گوجه فرنگی درغذا زنش را به قتل رسانده. در همین قتلهای خانوادگی یا ناموسی، زن معمولا توسط شوهر، پدر، برادر، عمو و دیگر افراد نزدیک خود کشته میشود، بنابراین ولیدم خودشان هستند و مجازات هم نمیشوند. طبق قوانین شرع و فقه و قانون مجازات اسلامی برگرفته از فقه و شرع، زنان و فرزندان مایملک مرد خانواده هستند.
کشته شدن یک زن بی گناه به هیچ وجه عادی نیست. چه رسد به این که هر دو روز یک زن کشته شود. این فاجعه است. این تکان دهنده و هولناک است و نباید از کنار فاجعه براحتی گذشت. عکس العمل مناسب نسبت به این جنایات هولناک، آنرا در وجدان جمعی ما به صورت، جنایت ثبت می کند نه اتفاقی پیش پا افتاده. این باید به صورت آگاهی جمعی جامعه درآید تا بتوان جلوی این جنایات را گرفت. تا دیگر شاهد سربریدن رومینا اشرفی با داس توسط پدرش نباشیم. تا دیگر شاهد آن نباشیم که سر بریده مونا حیدری توسط شوهرش در خیابانهای اهواز با افتخار گردانده شود.
در ژانویه ۲۰۰۲ دختری به نام فادیمه شاهین دال در سوئد به دست پدرش کشته شد. براساس گزارش منابع خبری ایرانیان مقیم سوئد، در مورد این قتل ناموسی سالها بحث در جامعه سوئد وجود داشته و حتا دهسال بعد هم برایش بزرگداشت گرفتند .
در فوریه ۲۰۱۵ صدها مرد در ترکیه دامن پوشیده و همراه با زنان در راهپیمایی اعتراض به خشونت علیه زنان شرکت کردند
بحث به قتل رسیدن زنان به دست اعضای خانواده، فقط بحثی مربوط به فعالان زنان نیست؛ مربوط به همه جامعه است. چرا مردان باید در مقابل این جنایات سکوت کنند؟
برای مقابله با خشونت خانگی و قتل زنان پیشنهاد تشکیل «کمیته هایی علیه قتل های ناموسی و زن کشی» در هر استانی از جانب برخی از فعالان فمینیست اکنون مطرح شده است. در سالهای گذشته نیز فمینیست ها و فعالان زنان اقدامات ارزنده ای در واکنش به قتل زنان انجام داده اند.
به علاوه زنان در سطحی توده ای در کردستان نسبت به قتل شیلر رسولی ده روز قبل از شروع قیام ژینا در مقابل دادگستری مریوان تجمع اعتراضی برگزار کردند. پنجشنبه هفدهم شهریور و در جریان مراسم تشییع پیکر این زن ۳۶ ساله، عده زیادی از مردم شهر مریوان پلاکاردهایی با مضامین اعتراض به خشونت علیه زنان در دست گرفتند و خواهان مجازات هرچه زودتر متهم این پرونده شدند. و «از کردستان تا تهران، ستم علیه زنان» یکی از شعارهای اصلی معترضان در هر دو تجمع اعتراضی بود.

بیان دیدگاه