
گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین با انتشار مطلبی از زندان در واکنش به احتمال اجرای حکم اعدام زندانیان عقیدتی کُرد نوشت: پروندهشان را با نام قاسم آبسته میشناسیم و فرهاد سلیمی که با محمد قبادلو سَربهدار شد. بعدها فهمیدیم هفت نفر بودند که چهارده سال پیش بازداشت شدند و جوانیشان را پشت میلههای زندان و در انتظار طناب دار سپری کردند و در ماههای اخیر یکبهیک در چرخهی قتل حکومتی کشته شدند. حالا در سالروز قتل فرزاد کمانگر و در یکمین سالگرد سَربهدار شدن یوسف مهراد و صدرالله فاضلیزارع میخواهند، خسرو بشارت و کامران شیخه، دو تن دیگر از همپروندهایهای آبسته را بکشند و همچنان کسی به دادخواهی بر درهای زندانها نمیکوبد. حتا در این شبها که با دستانی بسته، با چشمبند و پابند بهسوی مرگ میبرندشان. سرکوب هست. سرکوبِ بیامان. ابعاد هولناکی هم دارد. اما تنها ماندن فرزندانمان پای چوبههای دار، نه فقط از سرکوب، که بخشی از آن از انفعال و بیعملی خودمان است. ما که مبهوت در خلسه، بر جنایات رژیم چشم دوختهایم و خیابان را رها کردهایم و به کنجِ خانهها، به کنجِ عافیت پناه بردهایم. نترسیم از مصرف خیابان. آنانکه حضورمان در کف خیابان را به مصرف خیابان تعبیر میکردند و مسیر قیام و خیزش انقلابی را به کنج خانهها منحرف کردند، تشت رسوایی خودشان و اربابان پخمهشان بر زمین افتاده است. جمهوری اسلامی با ابتذال و بیآبرویی در پی کسب مشروعیت است و به واسطهی باج دادن به همپیمانان شرقی خود و به واسطهی لابییگری و زد و بند با حامیان غربی خود و به واسطه عرضه هر آنچه حق ما مردم تحت ستم است، به همپیمانانش در منطقه؛ در پی ترمیم تَرَکهاییست که بر اقتدار پوشالینشان افتاده است. این ماهیت جمهوری اسلامیست و آن نیز ماهیت بازوان پنهانش است که با فریبِ ما و دور کردنمان از خیابان، سرنگونی را به تعویق بیاندازند. باید خیابان را، که به هزار ترفند از ما گرفتهاند پس بگیریم.
بیان دیدگاه