روز شنبه ۱۵اردیبهشت سینا یوسفی وکیل رویا ذاکری معروف به دختر تبریز در مورد وضعیت موکلش هشدار داده و نوشت: «رویا ذاکری که دوران حبس خود را در زندان مرکزی تبریز سپری میکرد، از ۱۱ فروردین ۱۴۰۳، با تصمیم مقامات امنیتی به بیمارستان اعصاب و روان رازی منتقل شده است و بخاطر تحت نظر قرار گرفتن در بخش بوعلی امکان باخبر شدن از وضعیت ایشان عملا ناممکن شده است.» رویا ذاکری بخاطر مخالفت با حجاب اجباری در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شد و متعاقب آن با محرومیتهای اجتماعی زیادی مواجه شد. او مجددا در ۲۳ مهر ۱۴۰۲ بخاطر شعار دادن بر علیه خامنه ای بازداشت و پس از بازجوییهای مکرر در اطلاعات سپاه به بیمارستان اعصاب و روان منتقل شد و چند ماه بعد و طی تشکیل پرونده در دادسرای عمومی و انقلاب تبریز بطور موقت آزاد شد. او سپس دوباره بازداشت شده و وکیل او می گويد از روند دادرسی ایشان هیچ خبری در دسترس نیست ولی او اخیرا برای تحمل محکومیت حبس در زندان تبریز بوده است که در ۱۱ فروردین مجددا به بیمارستان رازی منتقل شده و همچنان در بخش بوعلی این بیمارستان تحت نظر مقامات امنیتی نگهداری میشود.
دختر تبریز ۳۱ ساله، مجرد و فارغالتحصیل کارشناسی ارشد کامپیوتر از یکی از دانشگاههای ایران است.
رویا ذاکری، آذرماه سال گذشته نیز در ویدئویی در شبکههای اجتماعی اعلام کرده بود که نهادهای امنیتی تاکنون سه مرتبه او را در بیمارستان اعصاب و روان بستری کرده و تلاش دارند او را بیمار روانی جلوه دهند.
رویا ذاکری در این ویدئو گفته بود: «پس از آن که در اعتراضات مردمی پارسال کاغذی را با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه در دست گرفتم و به جلوی دانشگاه تبریز رفتم، در حمله پلیس، بازداشت و پس از آن سه بار با دستور قاضی، در بیمارستان روانی رازی بستری شدم.
این اولین بارنیست که جمهوری اسلامی زندانیان سیاسی را دچار اختلالات روانی معرفی می کند و در بیمارستان روانی بستری می کند. همه بیاد داریم سامان یاسین رپر معترض را چطور در بیمارستان روانی در حالی که پایش را به تخت بسته بودند تحت نظر مقامات امنیتی نگهداری می کردند. در واقع بیمارستان روانی برای زندانیان سیاسی شکنجه گاه جدیدی است برای مجازات. سوال این است اگر کسی بیمار روانی است اصلا چرا بازداشتش می کنيد؟ چرا باید در زندان باشد؟ و چرا آزادش نمی کنید؟ تحمیل زندان به فرد بیمار از مصادیق روشن نقض خشن حقوق انسانی است. جمهوری اسلامی به پرسش در باره دلایل زندانی کردن بازداشت بیماران روانی نمی پردازد، زیر اتهام روانی به زندانیان زدن حربه ای است در دست آنها برای این که اولا زندانی را در وضعیت همراه با شکنجه نگه دارند و ثانیا بخواهند اعتبار حرفهای زندانیان سیاسی را تحت این عنوان در میان لایه هایی از مردم که شناخت درستی از بیماری هاي اعصاب و روان ندارند، ذایل کنند.همین چندی پیش بود که دستگاه قضایی با همین هدف در مورد اظهارات یک زندانی سیاسی گفته بود او داروهای اعصاب و روان مصرف می کند. این مسخره ترین و ابلهانه ترین برخورد یک دستگاه قضایی در مورد یک متهم سیاسی است. مگر کسی داروی اعصاب و روان مصرف کند، نمی تواند اظهار نظر سیاسی و تحلیل درستی از مسائل داشته باشد؟
اخیراً در احکام دادگاههای مربوط به حجاب نیز شاهد صدور احکامی بودیم که زنان را بخاطر تن ندادن به حجاب اجباری به مراجعه به مراکز روانشناسی محکوم کرده بودند.»
در ماههای گذشته هم چنین گزارشاتی از زندان قرچک ورامین منتشر شد که نشان میداد شرایط و وضعیت وحشتناک زنان زندانی موجب شده که زندانیان زن برای رسیدن دارو لحظه شماری می کنند. ویدا ربانی، روزنامهنگار زندانی در اوین، چهارم خرداد سال ۱۴۰۲ در نامهای خبر داد که در زندان قرچک، مُسکن و داروهای آرامبخش با یک چرخ دستی که به آن کالسکه شادی میگویند، بین زندانیها توزیع میشود.
او نوشت: شنیدم که در زندان قرچک گفته بودند به زندانیان بند بازداشتیهای خیزش مهسا هر اندازه که خواستند مسکن و آرامبخش بدهید. پوکساید، کلونازپام ترانکوپین و … مثل نقل و نبات توزیع میشد.
بر اساس تحقیقات گستردهای که توسط یکی از نهادهای حقوق بشری صورت گرفت، استفاده از شکنجه دارویی در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ همزمان با خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی به طرز نگرانکنندهای افزایش یافته است.
طبق این تحقیقات و گزارشات حکومت گاهی با فرستادن زندانیان به مراکز روانپزشکی و «استفاده از داروهای ضد روانپریشی به عنوان نوعی شکنجه»، عمدا و به طور سیستماتیک زندانیان سیاسی بیشتری را تحت شکنجه دارویی قرار داده است.
در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه دارویی به عنوان مکمل ترور شخصیت زندانی سیاسی و ساختن اتهام بیماری روانی به آنان عمل می کند. با این حال گسترش بی اعتمادی مردم نسبت به حاکمیت، ابزار ترور شخصیت زندانیان را از کار انداخته و همدردی و حمایت از شکنجه شده گان دارویی و زندانیان سیاسی آزاردیده از ترور روانی و شخصیتی افزایش یافته است.

بیان دیدگاه