پرسش هایی در باره ایده «انتخابات آزاد» در قطعنامه مشترک اتحادیه آزاد کارگران و شورای هماهنگی تشکل های مستقل صنفی فرهنگیان ایران به مناسبت اول ماه مه

در اول ماه مه امسال سه بیانیه از سوی سه گروه از تشکل های مستقل کارگری منتشر شده است.  در واقع توافقی میان سه گروه مورد اشاره بر سر مفاد مشترک یک قطعنامه و سازماندهی اقدام مشترک بر محور آن صورت نگرفته است. اما بررسی دلایل این عدم توافق -که در جای خود حائز اهمیت است و می تواند ابهامات موجود در سمت گیری تشکل های مستقل کارگری و ارتباط این سمت گیری با وضعیت جنبش کارگری و ظرفیت های همگرایی و چشم انداز بلافصل آن را برطرف کند- به مجالی جداگانه نیازمند است.

این یادداشت فقط به طرح پرسش هایی در باره برخی از تناقضات قطعنامه مشترک دو تشکل صنفی کارگری و معلمان به مناسبت یکم می روز جهانی کارگر و توضیحاتی در تشریح محتوای متناقض آن اکتفا می کند. زیرا انتظار حداقلی از شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور این است که وقتی پای قطعنامه ای را امضا می کند دست کم تلاش کند تا عاری از تناقض های آشکار باشد و درک روشنی از آنچه مطالبه می شود به توده کارگران و معلمان ارائه دهد. این در حالی است که سه بند اول قطعنامه حاوی تناقضات متعددی است.

بند اول بر «تداوم بخشیدن به جنبش #زن_زندگی_آزادی؛ و نیز، ارتقاء، گسترش و عملی ساختن منشور مطالبات حداقلی تشکل های صنفی و مدنی مردم ایران» تاکید می کند و یادآور می شود که این منشور «راه رهایی مردم ستمدیده ما از چنگال استبداد حاکم می باشد».

بند دوم می گوید «ما به عنوان انسان آزاد، حق رهایی از بردگی، خشونت و استثمار سیستماتیک را با هر روشی که مردم اتخاذ کنند، داریم». تهیه کنندگان بیانیه که چند بار از عبارت «انسان آزاد» در قطعنامه استفاده کرده اند ظاهرا متوجه تفاوت بین آگاهی و آزادی نشده اند. شلختگی مفهومی در قطعنامه واقعا آزار دهنده است. شما اگر «انسان آزاد» هستید معنایش این است که از بردگی، خشونت و استثمار سیستماتیک رها شده اید. زیرا شاکله اصلی «انسان آزاد» و رها شده، آزادی و رهاشده گی از همین فقرات است. اما اگر رها نشده اید انسان آزاد نیستید، بلکه انسانی اسیر مناسبات ظالمانه، برده دارانه و بهره کشانه هستید. اما همین قدر که توانسته اید، بردگی، خشونت و استثمار را اموری مستحق کنار زدن و از میان برداشتن بدانید یعنی آن که به اهمیت رهایی و آزادی از بردگی و خشونت و دست گذاشتن بر ریشه های آن آگاهی یافته اید. بنابراین باید می نوشتید: «ما به عنوان انسان های آگاه برای رهایی همگانی از بردگی، خشونت و استثمار سیستماتیک….. مبارزه می کنیم، یا چیزی مشابه این.

علاوه بر لزوم تعویض «انسان آزاد» با «انسان های آگاه» تاکید بر «هر روشی که مردم اتخاذ کنند» در همین بند هم بکلی نادرست و متناقض است. عبارت «مردم» در پایان این جمله تمایز میان برده دار و برده، خشونت ورز و قربانی خشونت و استثمارگر و استثمار شده، روش های دستیابی به اهداف سیاسی از بالا و روش های از پائین، روش های متضمن خط قرمز در برابر حق مشروع مقاومت توده ای و مدنی در واکنش به سرکوب با اسم رمز «خشونت پرهیزی»  و روش های متکی بر بهره جویی از مقاومت مشروع توده ای در برابر سرکوب را، عامدانه و آگاهانه در خود بی رنگ و هم سطح ساخته و از این طریق پرده پوشی کرده است.

برخلاف مفروضات غلط پوپولیستی قطعنامه، همه «مردم» «طرفدار رهایی از بردگی، خشونت و استثمار سیستماتیک» نیستید و این رهایی را «حق» نمی دانند، بلکه برخی از «مردم» در ایجاد بردگی، خشونت و استثمار سیستماتیک سهم کلیدی دارند و برخی دیگر آن را در عمل اجتماعی خود بازتولید و حراست می کنند. علاوه بر این حتی آن بخشی از «مردم» هم که واقعا این رهایی را حق خود می دانند، به خاطر تفاوت خواستگاه اجتماعی، تفاوت سطح شعور و آگاهی طبقاتی و همچنین رشته بزرگی از انواع فرایندهای مرتبط با حوزه های متفاوت زندگی اجتماعی و اقتصادی و ظرفیت ها و محدودیت های لایه های مختلف و…غیره، روش های متفاوتی در برابر برده گی، خشونت و استثمار سیستماتیک دارند که الزاما در طول هم نیستند و در برخی شرایط می توانند در برابر هم قرار بگیرند.

بنابراین تاکید بر«هر روشی که مردم اتخاذ کنند» یک کرشمه پوپولیستی زاید است مگر آنکه هدف تاکید و تصریح بر این پیام سیاسی به طیف خاصی از مخاطبان بوده باشد که: «هر کس در است ما دالانیم….» یعنی به نام «مردم»  پیشاپیش چک سفید دادن به «هر روشی که مردم اتخاذ کنند» و ابراز آمادگی در کنار آمدن با انواع روش ها به بهانه مبارزه با بردگی، خشونت و استثمار.

علاوه بر آن چه گفته شد تاکید بر «هر روشی که مردم اتخاذ کنند» با بند اول قطعنامه در تناقض است. اگر اتحادیه آزاد کارگران و شورای هماهنگی قبلا «منشور مطالبات حداقلی…» را امضا کرده و در آن تاکید نموده اند که «جنبش‌های بزرگ اجتماعی پیشرو … در ابعادی توده‌ای و از پایین در موقعیت تاثیرگذاری تاریخی و تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به ساختار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور قرار گرفته‌اند و… این جنبش برآن است تا برای همیشه به شکل‌گیری هرگونه قدرت از بالا پایان دهد» و هنوز تاکید می کنند که  این منشور «راه رهایی مردم ستمدیده ما از چنگال استبداد حاکم می باشد»، اشاره به «هر روشی که مردم اتخاذ کنند» در قطعنامه چه معنا دارد؟ مگر همه روش های متصور از سوی «مردم»  به شکل‌گیری هرگونه قدرت از بالا پایان می دهد؟ اصلا همه روش های «مردم» مگر روش های از پائین است؟ روشن است که نیست و روشن است که امضاکنندگان قطعنامه هم می دانند که نیست.

اما اگر بند دوم در خودش، نیمه ای از آن با نیمه دیگرش و کل بند دوم با بند اول دچار تناقض است و تلاش شده تا این تناقضات در زرورق عبارت پردازی های پوپولیستی مکتوم بماند، دو بند اول و دوم قطعنامه با بند سوم قطعنامه هم در تناقض است: بند سوم می گوید: «ما حق تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مبتنی بر یک انتخابات آزاد و با روشی کاملا دموکراتیک، برای تغییر بنیادین در این حوزه ها را داریم».

بند سوم قطعنامه در واقع بند را به آب می دهد و به طیف خاصی از نیروها که طرفدار برگزاری انتخابات آزاد برای گذار از نظام کنونی هستند چراغ سبز می زند. میدانیم که بخشی از اصلاح طلبان، نیروهای ملی مذهبی، سبزها، و گروه هایی از جمهوریخواهان داخل و خارج از کشور با روایت های مختلف ایده «انتخابات آزاد» را مطرح می کنند.

این طیف بین خواستن یک نظام جمهوری بر پایه مطالبات حداقلی از طریق انقلاب مردم از پائین یا به دست آوردن جمهوری از طریق بند و بست با استبداد حاکم با بهره برداری از شورش مردم در «پائین» به هدف قبضه آرام یا کم تکان قدرت به دست خودشان در نوسان است. بند سوم قطعنامه آگاهانه و عامدانه در را بر روی همین نوسان باز گذاشته است.

البته روشن است که مردم شعور سیاسی دارند و اتحادیه آزاد کارگران نباید مخاطبان خود را دسته کوران تصور کند که گویا فرق میان «هر روشی که مردم اتخاذ کنند» با یک روش خاص یعنی روش «برگزاری انتخابات آزاد» را نمی دانند. خط «انتخابات آزاد» مربوط به «مردمِ» دارای تعلق سیاسی به طیف جمهوریخواهان است و «هر روشی» هم نیست، بلکه یک روش خاص است که تاکنون جز ورشکستگی سیاسی ثمر دیگری برای طراحان آن نداشته است.

اما حالا که اتحادیه آزاد کارگران ایران و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با سرکوب اعتراضات خیابانی از مطالبه «بر چیده شدن ارگان‌های سرکوب، محدود کردن اختیارات دولت و دخالت مستقیم و دائمی مردم در اداره امور کشور از طریق شوراهای محلی و سراسری» در منشور مطالبات حداقلی خود، دنده عقب گرفته و «حق تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مبتنی بر یک انتخابات آزاد» را جایگزین آن کرده اند، خوب است به این پرسش ها پاسخ دهند: شما «انتخابات آزاد و با روشی کاملا دموکراتیک » را برای تعیین سرنوشت سیاسی از همین نظام حاکم می خواهید یا برای تعیین نوع نظام سیاسی پس از حذف نظام کنونی؟ اگر ازهمین نظام جمهوری اسلامی می خواهید چهل و چهار سال اخیر برای اثبات این که نظام جمهوری اسلامی هرگز تن به هیچ انتخابات آزادی نخواهد داد برای شما کافی نیست؟

اصلاح طلبان تجدید نظر گرا نوسان بین مبارزه پیگیر علیه دیکتاتوری و سازش با آن را پشت خط قرمز «خشونت پرهیزی» پنهان می کنند. نظر شما در این باره چیست؟ اگر با گرایشی نزدیکی فکری پیدا کرده اید که مدعی است با مبارزه از پائین مردم، انتخابات آزاد را به نظام کنونی تحمیل می کند، در این صورت سوال این است که اگر قدرت عظیم بازدارنده ای قابل شکل گیری است که می تواند نظام را وادار به برگزاری انتخابات آزاد کند، چرا قبل از آن حذفش نمی کند که بدون دردسر و مقاومت و خرابکاری در شرایط آزادی سیاسی، اهرم انتخابات و تشکیل مجلس موسسان را در خدمت تاسیس نظام جدید بگیرد؟

این چه سیاستی است که دیکتاتوری اصلاح ناپذیر حاکم را تا حد ناگزیری به انتحار سیاسی می کشاند، بعد ریش و قیچی را دوباره در اختیارش می گذارد تا در شکل بندی قدرت جدید تعیین کننده باشد؟ از سوی دیگر اگر منظور از انتخابات آزاد، برگزاری آن پس از رفع مانع نظام کنونی و در شرایط آزادی های فراگیر پس از حذف نظام جمهوری اسلامی است، در این صورت آیا اول از همه نباید روشن شود که این مانع چطور برطرف می شود؟ و نباید صراحت یابد که در بستر این روند چه نیروهایی با چه ظرفیت هایی، چه راهکارهای و در همراهی با چه بخش هایی از «مردم» موقعیت فرادستی می یابند و جایگاه دو تشکل امضاکننده قطعنامه در میان آنان کجاست؟

اگر اشاره امضاکنندگان به «انتخابات آزاد» در فردای سرنگونی است، چنین اشاره ای آیا نقد تلویحی به عدم اشاره به روش تاسیس نظام جدید در بندهای دوازده گانه منشور مطالبات حداقلی است؟ آیا منظور از «ارتقاء، گسترش و عملی ساختن منشور مطالبات حداقلی» وارد کردن ایده انتخابات آزاد برای نزدیکی به طیف جمهوریخواهان در شرایط عقب نشینی اعتراضات خیابانی است؟

پاسخ به این پرسش ها می تواند به برخی ابهاماتی که طرح  ایده«انتخابات آزاد» در قطعنامه مشترک اتحادیه آزاد کارگران ایران و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران پدید آورده پاسخ دهد و امید است که مورد توجه قرار گیرد.

بهمن زرّین

پانزدهم اردیبهشت ماه هزار و جهارصد و سه

چهارم ماه مه دوهزار و بیست و چهار

بیان دیدگاه