یک گزارش از تجمع پنج شنبه 13 اردیبهشت در مقابل سازمان و برنامه تهران «

▪️منطقه مملو از نیروهای گارد ضد شورش و لباس شخصی بود. بسیاری با موتور و یا پیاده؛ دوربین به دست و آمبولانسی پارک شده در پارک قابل توجه بودند ؛ مخصوصا سن کم لباس شخصیها چشم گیر بوده. بین لباس شخصی ها و نیروی گارد ویژه با همکاران درگیری لفظی شد که آن ها آقای دهسری و آقای بایسته از معلمان اسلام شهر و آقای شاندیز را به طرف ون پارک شده ای در خیابان مقابل سازمان و برنامه بردند در حالی که به همکاران  تعرض و به صورتشان می زدند. چند نفرا ز همکاران اعتراض کردند. از پیاده رو کنار خیابان می گذشتم؛ در حالی که به نوبت «لباس شخصی ها و پلیس» در مقابلم می ایستادند و عکس و فیلم می گرفتند و من همچنان آرام و عصا به دست حرکت می کردم؛ که از پشت صدایم کردند و اسمم را گفتند. برای لحظه ای ایستادم به دیوار پارک تکیه دادم و بعد از چند ثانیه به طرف خیابان برای گرفتن ماشین رفتم. راننده ای ترمز کرد و قبل از حرکت ماشین با ممانعت پلیس و لباس شخصی ها روبرو شدم. از ماشین پیاده شدم و سه نفر اطرافم را گرفتند و  من مورد بازجویی واقع شدم. در حالی که یکی از آنها عکس و فیلم می گرفت. صدای راننده بلند شد که خانم چرا سوار نمی شوی و من کار دارم.سوار ماشین شدم  و از منطقه دور شدم
11 صبح
محبوبه فرح زادی معلم بازنشسته
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

بیان دیدگاه