بیانیه مشترک، میثاق مشترک و قطعنامه مشترک تشکل های مستقل کارگری به مناسبت روز جهانی کارگر

اول ماه مه امسال برابر با 12 اردیبهشت، از جنبه همبستگی و اتحاد هم سرنوشتان از این ویژگی برخوردار بوده است که به جای یک بیانیه مشترک و اقدام جمعی مبتنی بر آن که جوانب اصلی مطالبات لایه های مختلف اردوی کار کشور را در برابر حاکمیت و کارفرمایان انعکاس دهد، سه بیانیه با سه گروه امضای مشترک  تشکل های مستقل انتشار یافته است. بیانیه «اول ماه مه روز تجلی همبستگی و هویت مستقل کارگران» را «سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه»، «گروه اتحاد بازنشستگان»، «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری» و « کارگران بازنشسته خوزستان» امضا کرده اند. «میثاق تشکل‌ها به مناسبت اول ماه مه (دوازده اردیبهشت) ۱۴۰۳ را ۱«اتحاد بازنشستگان»،«انجمن برق و فلز کرمانشاه»، «شورای بازنشستگان ایران»« شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت»، «شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت(ارکان ثالث)»،« شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران»، «ندای زنان ایران» و« نهاد دادخواهان» امضا کرده اند. و سرانجام «قطعنامه مشترک دو تشکل صنفی کارگری و معلمان به مناسبت یکم می روز جهانی کارگر» را «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران» و « اتحادیه آزاد کارگران ایران»  امضا کرده اند.

این بیانیه ها را بخوانید:

بیانیه مشترک تشکل های مستقل: اول ماه مه روز تجلی همبستگی و هویت مستقل کارگران

روز جهانی کارگر روز نماد همبستگی و بر افراشتن پرچم مبارزه مستقل طبقه کارگر علیه نظام سرمایه داری است.  از آن زمان که نظام سرمایه داری مبنای رونق  بازار و سلطه خود را با شلاق بردگی مزدی بنانهاد و ۱۶ ساعت کار در روز در ازای لقمه ای نان برای رفع گرسنگی و از سرگرفتن کار و استثمار را به قانون خود بدل ساخت، روشن بود که کارگران چاره ای جز مبارزه با این ستم و استثمار به منظور رهائی از وضعیتی که نظام سرمایه داری بر آنها تحمیل می کند ندارند.  کارگران از شرایط زندگی خود دریافتند که هرچه بر ارزش آفرینی نیروی کارشان افزوده می شود میزان بهره کشی از آنان توسط سرمایه داران بیشتر می گردد و جسم و جانشان به شکل کامل تری به خدمت تولیدی در می آید که متعلق به آنان نیست و هر روز و هر ساعت ثروتی ایجاد می کنند که محصولی جز فقر برای کارگران ندارد.

مبارزه برای کاهش ساعات کار روزانه یکی از عرصه های بزرگ و همیشگی نبرد کارگران با سرمایه داران و دولت سرمایه داری است. ۱۳٨ سال پیش، کارگران شیکاگو نخستین کسانی بودند که متحدانه و به صورت متشکل علیه این مناسبات غیر انسانی و استثمار گرانه به پا خاستند و مبارزه ای بزرگ برای کاهش ساعات کار روزانۀ کارگران و برقراری   ۸ ساعت کار در روز  را سازمان دادند. کارگران معترض آمریکا در آن زمان بدون واهمه از برج و باروی سرمایه داری و پلیس مسلح آن، جسورانه مبارزه کردند. این حماسه سازی به رغم کشتار و سرکوب شدید، روند جدیدی در مبارزه طبقاتی میان کارگران و سرمایه داری را آغاز کرد که پژواک بانگ رسا و پیام آن نه تنها در آمریکا بلکه بسرعت در سراسر جهان طنین انداز شد. از آن پس، اول ماه مه هر سال روز جهانی کارگر، روز همبستگی و مبارزه طبقاتی کارگران نام گرفت و به همین مناسبت بر تارک تاریخ می درخشد.

دستاورد این مبارزه برای کارگران فراموش نشدنی و بسیار درس آموز است. اول ماه مه  الهام بخش و راهگشا برای کارگران همه کشور ها و مبارزات آنهاست که با آگاهی، انسجام و رزمندگی علیه نظام سرمایه داری و تعیین تکلیف با حاکمیت سرمایه داری در کشور های خود، گام برمی دارند.

مبارزات طبقۀ کارگر برای رهائی خود و تمام بشریت از استثمار و ستم سرمایه داری اکنون بیش از پیش حقانیت خود را نشان می دهد. اکنون نظام سرمایه داری، بویژه کشورهای امپریالیستی که به اصطلاح نماد موفقیت این نظام هستند به رغم چهره پردازی های بزک شده و به ظاهر مدرن، توحشی آشکار را در پشت این نقاب دروغین دموکراتیک نشان می دهند. جلوه هایی از این توحش را ما در راه اندازی جنگ های منطقه ای، حمایت از نیروهای فاسد، نژاد پرست، فاشیست و ارتجاعی و کشتار و قتل عام توده های مردم در کشورهای اوکراین، فلسطین (غزه)، یمن و غیره شاهد هستیم. جنگ افروزی و عظمت طلبی تحت هر شرایطی و توسط هر کشوری محکوم است. کارگران و زحمتکشان تنفر خود را از جنگ های تجاوزگرانه و کشور های جنگ‌ طلب اعلام می کنند. این جنگ ها در جهت سلطه سرمایه داری، تقویت ناسیونالیسم و شووینیسم و حکومت های مذهبی و خلاف منافع کارگران است.

پس از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران که با تسلط روحانیت به بیراهه رفت و به  ضدانقلاب تبدیل شد،  سلطۀ نظام سرمایه داری شکل اسلامی به خود گرفت. تداوم و تشدید فقر و سیه روزی کارگران و زحمتکشان، افزایش ساعات کار، پایین بودن سطح دستمزدها، افزایش تورم  و کاهش قدرت خرید و معیشت خانوار کارگران، سرکوب جنبش های اجتماعی- دموکراتیک زنان، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، هنرمندان مترقی، جوانان و دانشجویان و خلق های زیر ستم بوده است. سرکوب جنبش کارگری و زندانی کردن کارگران فعال و معلمان و نیروهایی که برای رهایی طبقه کارگر مبارزه می کنند، سرکوب آزادی بیان، تجمع، اعتراض، اعتصاب، تشکل و غیره همگی محصول نظام سرمایه داری و حکومت اسلامی مدافع آن هستند. از این رو مبارزۀ  طبقۀ کارگر برای دست یابی به خواست های اقتصادی و سیاسی برای امری ضروری است که در هر شرایط باید استمرار یابد.

افزایش مزد، کاهش ساعات کار، منع کار کودکان، رفع تبعیض از کارگران مهاجر، تأمین بیمه های اجتماعی و آموزش و بهداشت و درمان رایگان، تأمین شغل برای جویندگان کار و تخصیص بیمه بیکاری به بیکاران، برابری زنان و مردان در زمینه استخدام، مزد و تصدی مسئولیت ها، آزادی بیان، تجمع، اعتصاب و تشکل و تحزب، آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات های قرون وسطایی و اعدام، تامین مسکن مناسب برای همگان، مبارزاتی بسیار مهم و اساسی هستند. اما این خواست ها به تنهائی برای رهائی جامعه از ستم و استثمار کافی نیستند. طبقۀ کارگر برای رهائی خود و اکثریت عظیم مردم باید نظام سرمایه داری را به زیر کشد.

طبقه کارگر بدون مبارزه متشکل و پیگیر و بدون تغییر بنیادی در کل نظام اقتصادی و سیاسی سرمایه داری حاکم نمی تواند به رفاه و آسایش نایل گردد و اراده سیاسی خود را اعمال نماید. زیرا حاکمیت سیاسی موجود مدافع سرمایه داری در یکی از ستمکارترین و عقب مانده ترین شکل های آن است. مبارزه مستقل کارگران در پیوند با زحمتکشان شهر و روستا به ویژه پیوند با جنبش های اجتماعی و مترقی جاری زنان، بازنشستگان، جوانان و خلق  های زیر ستم، همانا نوید دهنده جامعه نوین عاری از ستم و استثمار می باشد.

زنده باد اول ماه مه روز اتحاد طبقاتی کارگران

۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

گروه اتحاد بازنشستگان

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

کارگران بازنشسته خوزستان

میثاق تشکل‌ها به مناسبت اول ماه مه (12 اردیبهشت) ۱۴۰۳

زن، زندگی، آزادی

سال ۱۴۰۳، سال پیگیری سرسختانه و ایستادن بر میثاقی است که در فریاد زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ بسته شد. زنان از بعد از انقلاب به انحاء مختلف مورد ستم و آزار قرار گرفته‌اند تا این روزها که به بهانه‌ی جنگ با اسرائیل به سرکوب سیستماتیک، وحشیانه و جنگ علیه زنان پرداخته‌اند تا حجاب اجباری را تحمیل کنند اما زنان همچنان مقاومت می‌کنند و مبارزه در اشکال گوناگون آن دَمی متوقف نشده است. عهد ما این بوده است «ایستاده‌ایم تا پایان» و بر همین پیمان و میثاق می‌مانیم و مسیر رهایی از فقر، ستمگری‌ها و تبعیضات را دنبال خواهیم کرد.

ما «میثاق ۱۴۰۳» را با تمرکز بر تمام بندهای منشور خواسته‌های حداقلی بیست تشکل که در ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ انتشار یافت دنبال می‌کنیم و می‌خواهیم ضمن تجدید پیمان بار دیگر همگامی و همخوانی خود را در این اتحاد مبارزاتی نشان دهیم و از همه نهادها و تشکل‌های مردمی و از همه فعالین اجتماعی دعوت می‌کنیم که به این میثاق بپیوندند.

در منشور زن، زندگی آزادی با اشاره به اعتراضات دگرگون‌کننده و تاریخ‌ساز مردمی سال ۱۴۰۱ اعلام کردیم که  «پرچم اعتراضات بنیادینی که امروز به‌دست کارگران‌، معلمان، زنان، دانشجویان، دانش آموزان، بازنشستگان، اقوام ستمدیده، دادخواهان، هنرمندان، کوئیرها و عموم مردم ایران در جای‌جای کشور از کردستان تا سیستان‌وبلوچستان برافراشته شده، اعتراضی است علیه ناامنی اقتصادی، تورم، بیکاری، اخراج نیروهای کار، فقر و فلاکت و ستم طبقاتی، علیه زن‌ستیزی و تبعیض جنسیتی، علیه ستم ملی و مذهبی و… شکل گرفته است. این اعتراضات ملهم از جنبش‌های بزرگ و مدرن اجتماعی و خیزش نسل شجاع و جسوری است که مصمم‌اند بر تاریخ عقب‌ماندگی و عقیم‌ماندن آرمان برپایی جامعه‌ای آزاد و عدالت‌محور با رفاه بنیادین در ایران، نقطه پایانی بگذارند.

میثاق ما قدرت از بیرون و از بالا را مردود می‌شمارد و هم‌اکنون نیز بر سرآغاز انقلابی اجتماعی و انسانی برای رهائی مردم از همه‌ی اشکال ستم و تبعیض و استثمار و استبداد و برپایی جامعه‌ای شاد تاکید داریم.

نابرابری در کشور هر دم افزون می‌شود؛ تبعیضات طبقاتی و جنسیتی و بی‌عدالتی‌های اجتماعی، علیه اکثریت عظیم مردم با شتاب فزاینده‌ای ادامه می‌یابند و تبلور آن را می‌توان در اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و زنان مشاهده کرد. وجه اندوهبار و تلخ آن را در خودکشی‌ها، زن‌کشی‌ها، مرگ کارگران در حوادث کار، افزایش کودکان کار، بحران فزاینده‌ی محیط زیست، بهایی‌ستیزی، همجنس‌گرا ستیزی را به‌طور مداوم شاهد بود.

امروز زندگی کارگران و مزدبگیران و بی‌ثبات‌کاران دست‌‌وپنجه نرم کردن مداوم با فقر و تهیدستی است؛ بی‌بهره‌گی از امکانات درمان و آموزش و تحصیل و تفریح است.

برای معلولان، هیچ حقوق ثابت و هیچ‌گونه حمایتی وجود ندارد، درحالی‌که سزاوار مقرری ماهانه و امکانات لازم برای داشتن تجهیزات مورد نیازشان به‌شکل رایگان هستند.

زنان در تبعیض‌های روزمره در حالت جنگ دائم با مناسباتی به‌سرمی‌برند که زندگی‌شان را می‌فرساید، دگراندیشان و… در هول و هراسی دائمی و پایان‌ناپذیر زندگی می‌کنند.

این گروه‌های اجتماعی تنها در روابطی دموکراتیک و آزادانه می‌توانند خواسته‌‌های خود را بدون لکنت و با صدای بلند اعلام کنند.

بدین ترتیب در شش بند خواسته‌های فوری خود را برمی‌شماریم. این میثاق پلاتفرم اتحاد مبارزاتی ما مردم است. در همین راستا ما معلمان، کارگران، پرستاران، دانشجویان، بازنشستگان،  دادخواهان، زنان، اقوام تحت ستم، مدافعین محیط زیست، مدافعین حقوق کودکان، فعالین ال‌ج‌بی‌تی‌کیو+ها و فعالین عرصه‌های مختلف رهایی از بساط توحش و بردگی حاکم، بر مطالبات زیر تاکید می‌کنیم:

۱- ما  علیه تبعیض، ستم طبقاتی، فقر ، علیه دستمزدهای بی‌شرمانه‌ی ۱۴۰۳ برای کارگران و همه‌ی حقوق و مزدبگیران و افزایش مالیات‌های کمرشکن که بر مردم تحمیل می‌شود،  ایستاده ایم! باید بساط پیمانکاران چپاولگر در همه جا جمع شود و به همه‌ی اشکال قراردادهای برده‌وار و موقت‌کاری پایان داده شود. ما بر بیمه های اجتماعی ازجمله بر در دسترس قرارداشتن خدمات درمانی رایگان ، برای همه مردم و تحصیل رایگان برای کودکان و تسهیلات لازم برای تامین مسکن برای کل جامعه تاکید می‌کنیم و علیه هر آنچه امنیت و زندگی انسانی را تهدید می‌کند، مبارزه میکنیم

۲- آموزش خصوصی علیه منافع عموم مردم است .

تحصیل رایگان و غیر ایدئولوژیک و منطبق با استانداردهای بین‌المللی باید برای همه‌ی کودکان مهیا شود. تحمیل ازدواج به کودکان را جرم و جنایت می‌انگاریم و با کودک همسری مبارزه می‌کنیم.

۳- ممنوعیت و توقف کامل اعدام‌ها را پی می‌گیریم؛ اعدام قتل عمد حکومتی است. حکومت با تشدید سرکوب و افزایش اعدام‌ها می‌کوشد فعالان را منکوب کند و اعتراضات اجتماعی را به عقب براند. ما علیه صدور و اجرای هر نوع مجازات مرگ، اعدام و قصاص تحت هر عنوان مبارزه می‌کنیم و هرگونه شکنجه‌ روحی، جسمی و اعتراف‌گیری اجباری را ممنوع می‌دانیم.

۴- آزادی بی‌قید و شرط عقیده، بیان و اندیشه، مطبوعات، تحزب، تشکل‌های محلی و سراسری صنفی و مردمی، اجتماعات، اعتصاب، راهپیمایی، وجود شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های صوتی و تصویری، حق بی‌چون و چرای همه‌ی مردم است و باید به رسمیت شناخته شود. آزادی اندیشه، بیان، عقیده و مذهب حق همه است.

مذهب به هیچ‌وجه نباید در قوانین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی کشور و زندگی خصوصی افراد دخالت داشته باشد.

۵- تمامی زندانیان سیاسی باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شوند و  جرم‌انگاری فعالیت سیاسی و صنفی و مدنی متوقف شود و تمامی احکام و پرونده سازی‌های امنیتی علیه فعالین لغو باید گردد.

عاملین سرکوب اعتراضات مردمی باید محاکمه شوند و در برابر مردم پاسخگو باشند.  

۶- برابری کامل حقوق زنان با مردان در تمامی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی، فورا باید اعلام و به اجرا گذاشته شود. باید به حجاب اجباری و هر شکلی از آپارتاید و تبعیض جنسی و جنسیتی پایان داده شود و تمامی قوانین و سنت‌های تبعیض‌آمیز علیه تعلقات و گرایشات جنسی و جنسیتی ملغا شود. حقوق افراد رنگین کمانی (کوئیرها) باید به رسمیت شناخته شود.

در پایان سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ی حکومت را که وارد فاز تقابل و رودررویی مستقیم شده و با هدف بقای نظام، غارت سفره‌های مردم را تداوم می‌بخشد، به شدت محکوم کرده و اعلام می‌کنیم: نمی‌توانید با گسترش دامنه‌ی جنگ مبارزات مردم را به عقب برانید.

ما همچنین کشتار مردم غزه توسط اسرائیل و حملات حماس علیه مردم اسرائیل را محکوم می‌کنیم.

امضاکنندگان «میثاق ۱۴۰۳» با اتحاد حول همه‌ی خواسته‌های خود برای برچیده شدن ارگان‌های سرکوب و دخالت مستقیم و دائمی مردم در اداره‌ی امور کشور از طریق شوراهای محلی و سراسری مبارزه می‌کنند و همه‌ی مردم را به پیوستن به این میثاق فرا می‌خوانند.

#زن_زندگی_آزادی

#ایستاده‌ایم_تا_پایان

امضاها:

۱-اتحاد بازنشستگان

۲-انجمن برق و فلز کرمانشاه

۳-شورای بازنشستگان ایران

۴-شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت

۵_شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت(ارکان ثالث)

۶-شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران

۷-ندای زنان ایران

۸-نهاد دادخواهان

قطعنامه مشترک دو تشکل صنفی کارگری و معلمان به مناسبت یکم می روز جهانی کارگر

امروز اربابان قدرت و ثروت، ما را در وضعیتی قرار داده اند که استثمار، غارت و خشونت تنها ابزار فرمانروایی آنهاست. در این حکمرانی  دینی/ سرمایه محور، انسان هیچ موجودیت به رسمیت شناخته شده ای ندارد، آنچه در این مناسبات اجتماعی مادیت یافته، مرگ زندگی است.

اعضای طبقه ی در قدرت، محصول یک دروغ بنیادین به نام وعده جامعه» برابر و آزاد » و فرایند مبتذل سازیِ این مفاهیمِ انسانیِ به سرقت رفته هستند، بر بنیاد همین رویه ضد بشری است که اقلیت فرادست و اکثریت فرودست باز تولید می شوند. همان اقلیتی که کار نمی کنند و زندگی می کنند و اکثریتی که کار می کنند و زندگی نمی کنند.

این ستمگریِ تمامیت خواه، بر گرفته از یک ایدئولوژی خشونت پیشه، مقید به استثمار و غارتگری مشروع شده ای است که انسان و جهانِ آن، کالایی است برای بازاری که شکنجه، خون و مرگ در آن عادی سازی شده است.

زن در این مناسبات کاملا نابرابر و مرد/ پدر سالارانه، ابزاری است که فقط به تملک قدرت در می آید، هر نوع اختیاری از وی سلب شدنی است.

بسط و تعمیق بردگی و نیندیشیدن، بواسطه ساز و برگِ ایدئولوژیکِ حاکمیت، از همان سنین کودکی، راه را بر رهایی، برابری و انسان شدن بسته است.

این جهان برساخته از خشونت، استثمار و غارت، ما را برای باقی ماندن در حوزه انسانی، زندگی خواهی، خود بنیادی مسئولانه، آگاهی منجر به رهایی و برابری فرا می خواند.

ما معلمان، کارگران، بازنشستگان و مردم تحت ستم، بر این باوریم، که ساختن جهانی برخوردار از اراده ی انسان های آزاد، ممکن و شدنی است، وبا اتکا به همین سرمایه اجتماعی با اقتدار و عقلانیت اعلان می کنیم :

۱) تداوم بخشیدن به جنبش #زن_زندگی_آزادی؛ و نیز، ارتقاء، گسترش و عملی ساختن منشور مطالبات حداقلی تشکل های صنفی و مدنی مردم ایران، که راه رهایی مردم ستمدیده ما از چنگال استبداد حاکم می باشد 

۲) ما به عنوان انسان آزاد، حق رهایی از بردگی، خشونت و استثمار سیستماتیک را با هر روشی که مردم اتخاذ کنند، داریم.

۳) ما حق تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مبتنی بر یک انتخابات آزاد و با روشی کاملا دموکراتیک، برای تغییر بنیادین در این حوزه ها را داریم.

۴)  ما حق دانستن، آموزش، آموزش به زبان مادری و تدریس برای همگان قائلیم، هیچ فردی نباید توسط آموزشِ رسمیِ حکومتی، متحمل تحقیر، تهدید و داوری مغرضانه عوامل ایدئولوژیک حکومت گردد.

۵) ما حق داریم هر امری را که بواسطه قدرت حاکم، مقدس انگاشته شده است، نقادانه و بر مبنای دانش و خرد انسانی، بدون هراس از سرکوب، بازبینی کنیم، چون » مقدسات همواره موجدِ قساوت بوده اند».

۶) زنان در جامعه ما بواسطه سنت، مذهب، سیاست دینی، خانواده، نهادهای آموزشی و قوانین برگرفته از آن، مورد ستم مضاعف قرار گرفته اند؛ برای رهایی از این ستم، زنان حق انتخاب سبک زندگی به معنای اعم آن دارند.

اذعان داریم طرح نور که اعلان جنگ با مردم است، توسط خشم مقدس و انقلابی مردم برچیده خواهد شد.

۷) آزادی بی قید و شرط تمامی فعالان صنفی از زندان، لغو تبعید و دعوت به کار اخراج شدگان در حوزه‌های مختلف فرهنگی، کارگری، زنان، محیط زیست و…

۸)  کارگر برده ی هیچ ارباب و سیستمی نیست.بهره کشی انسان از انسان، تحت هر قراردادی محکوم است، کارگران حق دارند با هر تجربه و دانشی از این منطق انباشت سرمایه به سبب سلب مالکیت از نیرو و ابزار کار، توسط کارفرمایان و سیستم های سرمایه داری رها شوند.

۹) طردشدگان، به حاشیه رانده شدگان، اقلیت های مذهبی، قومی و…باید به متن زندگی برگردند.

۱۰) صلح خواست واقعی زندگی خواهی ماست، ایجاد صلح در منطقه و جهان منجر به شکست دائمی حاکمان بزرگ و کوچک منطقه ای و جهانی می گردد،  آنانکه بقای خود را در کشتن مردم واقعی می دانند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

اتحادیه آزاد کارگران ایران

بیان دیدگاه