با مقاومت سراسری، نافرمانی توده ای و گسترش همبستگی جنگ حاکمیت علیه زنان را درهم بشکنیم

خیابان ها شاهدان صبور فراز و فرود انقلابی هستند که زنان در آن حرف اول را می زنند. دستاوردهای جنبش زن زندگی آزادی به مانند استخوانی در گلو، تنفس را برای رژیم دشوار کرده است. پوشش اختیاری، اقتدار پوشالی حاکمیت سرکوبگر را چنان به سخره گرفته و درهم ریخته است که در متن فضای جنگی و تشدید خطر رویارویی نظامی با رژیم مذهبی – نژادی اسراییل خیابان را جولانگاه و میدان تاخت و تاز مامورینی با لباس رزم و جنگ کرده اند. فرمان این است که موهای زنان نباید بدست باد سپرده شوند. جنگ علیه زنان را به خیابان کشاندند و حکومت نظامی اعلام نشده با پوشش سرکوب زنان برای مقابله با اوج گیری دوباره خیزش انقلابی در شرایط تشدید فضای جنگی را استمرار داده اند. آنچه بویژه توجیه گر این استمرار است درک صریح این واقعیت از سوی حاکمیت است که تشدید فضای تنش و ورویارویی منطقه ای، نتوانسته است جنبش زنان و جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران را مرعوب کند و به خاموشی و انفعال بکشاند. جنگی که حاکمیت علیه زنان به راه انداخته است، بی تردید آتش نافرمانی مدنی را در سراسر کشور شعله ورتر خواهد کرد و درهم شکستن عامدانه و خلاقانه خط قرمزهای رژیم زن ستیر را در همه جا گسترش خواهد داد. هم اکنون شاهدیم که در حمایت از مبارزات زنان ایران، مواردی از رویارویی با نیروهای سرکوبگر و جلوگیری از بازداشت زنان و کشاندن آنها به ماشین های گشت ارشاد، همچنین از سرگیری اعتراضات شبانه  با شعارهای مرگ بر خامنه ای گزارش شده است. انتظار این است که هر چه جنگ حاکمیت با زنان بیشتر ادامه یابد، حمایت و همبستگی با مبارزات زنان هم گسترش بیشتری  پیدا کند. در حمایت از آزادی پوشش زنان، بلندتر کردن صدای اعتراض به جنگ فاشیستی حاکمیت علیه زنان و محکوم کردن سرکوبگران، طوفان توئیتری از سوی فعالان و کنشگران حقوق زن در بیست و هشت فروردین اعلام شد و با استقبال گسترده همراه گردید. گزیده ای از توئیت های این طوفان را در ادامه بخوانید:

زنان پاشنه‌ی آشیل جمهوری اسلامی هستند

در طلوع آزادی – جای حق زن خالی

جنگ علیه زنان از اسفند سال پنجاه و هفت شروع شد و تا امروز ادامه دارد.

سالهاست که در خیابان‌های ایران جنگی ظالمانه و نابرابر وجود دارد.

جنگ علیه زنان، جنگی تمام‌قد از سوی حاکمیت که جان و تمامی حقوق اساسی زنان را نشانه گرفته است.

چهل ساله که سیستماتیک هرکاری از دستشون براومده کردن تا زنها رو بفرستن توی پستو. این دشمنی و این جنگ علیه زنان ستون اصلی این حکومته.

جنگ علیه زنان ۴۵سال است که با تمام قوا ادامه دارد. از قتل و تجاوز و بازداشت و ضرب و شتم زنان برای حجاب اجباری تا صدور احکام سنگین برای فعالان حقوق زنان. مسئله مهم اما شکست هرباره جمهوری اسلامی در برابر زنان بی سلاح است.

دیدن صحنه های اذیت و زدن زنان توسط حیوانات گشت ارشاد قلب‌مو به درد میاره؛ نباید سکوت کنیم و بذاریم مهسا و آرمیتای دیگه‌ای از بینمون بره. از این میترسم. اما راستش بیشتر از این میترسم با مهساهای دیگه هم سکوت کنیم و دختر کشی برامون پدیده‌ای عادی بشه و مهساها کشته بشن.

الهام می‌گه مثل حال و هوای اولین روزای بی‌حجابیه. لبخندها، اشاره‌ها، چشم‌توچشم شدن‌ها و قوت‌قلب دادن‌های زنان به همدیگه. ما هنوز زنده‌ایم.

در جنگ علیه زنان در کدوم جبهه ایستاده اید؟

در جنگ علیه زنان تماشاگر نباشیم

تویی که از مواجهه‌ای خیابانی -به حق- می‌ترسی، دست‌کم در فریاد این درد همراه شو.

اگه هیچ‌کاری از دستتون برنمیاد در این روزها، به زنان اطرافتون گوش بدید. حتی یک کلمه هم نگید، فقط گوش بدید.

والا باسن زن، جوان و پیر، از وقتی موتور تو این مملکت آمده روی موتور بوده و در معرض دید شما. مشکل شما فرمان در دست زنه.

خشونت نکارید. به زنان توهین نکنید. کرامت انسانی رو زیرپاتون له نکنید.

شما مرزهای شهامت من را نمیشناسید من، اما، از آن باخبرم.

راوى شجاعت باشيم. با وجود جنگى كه ج ا عليه زنان و دختران ايرانى راه انداخته چيزى كه من دارم تو خيابانها ميبينم سراسر شجاعت و مبارزه س!

واقعا توان مواجهه با اون حجم از خشونت رو ندارم و ترجیح می‌دم فقط رفت و آمدهای ضروری داشته باشم. بله می‌دونم دارم از شهر حذف می‌شم و احساس خفگی می‌کنم.

من می‌خوام یه روزی بی‌دغدغه‌ی ارشاد با لباسی که انتخاب خودمه توی خیابان راه برم‌. تو از جنگیدن با من چی می‌خوای؟

ما تاوان سنگین نداده‌ایم که به عقب برگردیم. ما عصیان می‌کنیم علیه آپارتاید جنسیتی، ما زن‌ها تا رگ گردن پای عقایدمان ایستاده‌ایم. ما را از هیچ چیز نترسانید….

جنگ غزه چهره زنانه ندارد و ظاهرا جهان به تماشای زنانی که در بین خرابه‌های غزه می‌دوند و بدن بی‌جان کودکانشان را به‌دوش می‌کشند و فریاد درد سر می‌دهند، عادت کرده است.

شما از جنگ زنده اید و بزرگترین جنگ شما جنگ علیه زنان است.

اسمش را طرح نور گذاشتند اما در اصل طرح ظلمت است. جنگ علیه زنان را تمام کنید

خیال کن هر شب و هر روزت شبیه آن شبِ وحشت از جنگ باشد. این حکایت شب و روزهای زنان است.

نمی‌توانم تاریخی را دوست بدارم که تنها بوی پیکر و گیسوی سوخته‌ی زن از آن بیاید.

نگذاریم خیابان‌های این سرزمین به وحشت زنان عادت کند.

واقعا فکر کردید زن رو می تونید شکست بدین؟

سرکوب هر روزه زنان در خیابان، یعنی اعتراف به تداوم جنبش زن، زندگی، آزادی. بی شک جنبش تا پیروزی زنان این سرزمین ادامه خواهد یافت.

در جنگ علیه زنان کنار همه شما که برای آزادی، برابری، عدالت و دموکراسی می‌جنگید ایستاده‌ایم.

زن، زندگی، آزادی یک تمرین روز‌مره‌ست.

مقاومت تمرین روزمره ماست. هر روز و هر لحظه. نترسیدن و پس نکشیدن. جسارت «بودن» آن‌طور که خودت می‌خواهی.

برای خواهرِ در بندم دینا قالیباف که در جنگ علیه زنان همچون فاتحان پای زن بودن، ایستاد.

چشم در چشم مرگ ایستاده‌ای، اما من با چشم‌های خود دیدم که تو چگونه با رنگین‌کمانِ گشودۀ موهایت کابوس کهنۀ شهر را به رویایی آبی آراستی.

گشت ارشاد نمونه کوچکی از جنگ هر روز حاکمیت با زنان است، که بعد از مهسا، زنان به نام زن، زندگی، آزادی تسلیم شد.

اون روز که ما آزادی رو تخیل کردیم، تو جنگ علیه زنان را باختی. آسمان این شهر و کوه هایی که استواری را وام دار استقامت شمایند. دختران این سرزمین مبارزه را زندگی کردند. بایست که به احترامتان ایستاد، و کلاه از سر برداشت. فردا که از خواب بر خیزیم یک روز به پیروزی نزدیک‌ تریم.

بیان دیدگاه