به اول ماه مه، روز جهانی طبقه کارگر نزدیک می شویم. روزی که در آن کارگران جهان یاد و خاطره آنچه که در ماه مه هزار و هشتصد و هشتاد و شش بر سر کارگرانی که برای کاهش ساعات کار روزانه، در امریکا، به خیابان آمده بودند، را پاس می دارند. اول ماه مه گرامیداشت یاد و خاطره مبارزه متحدانه طبقه کارگر و زنده نگهداشتن یاد جانباخته گان این جنبش است.
قطعا برنامه ریزی و تدارک برای برپائی این جشن بزرگ در کشورهای گوناگون، و در شرایط مختلف شبیه هم نبوده و نخواهد بود. اکرائین و روسیه بیش از دوسال است که درگیر جنگی گسترده هستند. در ایران و در منطقه خاورمیانه شاهدیم که جنگ و جنگ طلبی در حال گستردن سایه شوم خود است.
هم اسرائیل و هم جمهوری اسلامی برای فرار از وضعیتی که در آن قرار گرفته اند، با کمال میل حاضرند جنگ را به سطحی بالاتر بکشانند. تشنج بالا گرفته و هردو حکومت به بن بست رسیده اند. نسل کُشی اسرائیل در غزه، افکار عمومی مردم جهان را علیه آنها برانگیخته است. جنبش انقلابی زن زندگی آزادی و دستاوردهای آن ستون های لرزان حاکمیت دینی را در جمهوری اسلامی به نمایش گذاشته است.
اسرائیل با بالا بردن سطح جنگ بدنبال این است که حمایت متحدین قدیمی خود را محکمتر کند و جمهوری اسلامی بدنبال بازپس گیری خاکریزهائی است که در پی بیش از دو دهه مبارزه مردم از دست داده است.
خطر جنگ تا حدودی افزایش یافته است، این جنگ -در صورت واقع شدن- قابل مدیریت نیست. زیرساخت های لازم برای عدالت اجتماعی را به مرز انهدام خواهد کشاند. از هم پاشی قدرت مرکزی -یکی از احتمالات بروز جنگ- ممکن است نیروهائی مانند جیش العدل را تقویت کند.
عدم اطمینان از اینکه جمهوری اسلامی وارد جنگ می شود یا نه، یا اینکه آنها با ایجاد فضای جنگی درکشور بدنبال سرکوب خشن تر جنبش های اجتماعی و طبقاتی و بازپس گیری دستاوردهای جنبش زن زندگی آزادی هستند یا نه، باعث نمی شود که طبقه کارگر برای مقابله با گسترش سایه جنگ افروزی های حکومت هائی جنایت کار، مانند جمهوری اسلامی و اسرائیل ساکت بنیشند.
در این رابطه نباید فراموش کنیم که رویاروئی اصلی طبقه کارگر با حکومت جمهوری اسلامی است و تحت هیچ شرایطی -ولو تحت لوای دفاع از وطن- نمی توانیم با آنها در یک صف بیایستیم. از زاویه منافع طبقه کارگر جنگ و رودروئی نظامی محکوم است.
در شرایطی که نئولیبرالیسم و سرمایه داری در سطح جهانی -و به طبع آن در ایران- فشار وحشتناکی را به اردوی کار وارد آورده است و هم چنان می آورد، جنگ و منازعه نظامی شدّت و میزان خانه خرابی و فلاکت در جامعه – بویژه بین طبقات پائینی را- صدچندان می کند. دودِ این جنگ افروزی بیشتر از هرکس دیگری به چشم کارگران و مزدو حقوق بگیران می رود. نیاز به همبستگی طبقه کارگر علیه جنگ افروزی خود را به نمایش گذاشته است.
کارگران تنها نیروئی هستند که می تواند در دفاع از صلح، و علیه جنگ و جنایت متحد شده و باید این اتحاد و همبستگی را در اول ماه مه به نمایش بگذارند. طبقه کارگر اسرائیل هم به همان میزانی که طبقه کارگر ایران از جنگ متضرر می شود، زیان می بیند. نزد کارگران روسیه و اکرائین هم وضع به همین گونه بوده است.
جبران عواقب گسترش فضای جنگ در کشور -یا وارد شدن حکومت در جنگی دیگر- برای طبقه کارگر و مردم زحمتکش دشوار است. بیکاری ها، سرکوب ها، از دست دادن دستاوردهایی تاکنونی طبقه کارگر شدت خواهند گرفت. رژیم مهمل جدیدی برای تهاجم بیشتر به داشته های مردم بدست مزدورانش خواهد داد. وطن و اسلام در خطر است پس مردم معترض را بکشید! این فقط مختص ایران نیست، در اسرائیل هم وضعیت طبقه کارگر و مخالفان جنگ به همین گونه خواهد بود.
این واقعیت که طبقه متشکل کارگر جهانی تنها نیروئی است که می تواند علیه جنگ و بی خانمانی، پرچم صلح طلبی را به اهتزاز درآورد، را بایستی به یکی از شعارهای مراسم اول ماه مه امسال تبدیل کرد. تجربه نشان داده است که سرمایه و دولت های حامی آن در طول تاریخِ موجودیتِ خود تمام توان خود را بکار گرفته اند تا در بین صفوف کارگران گسست بوجود بیاورند، تا بر بستر این گسستگی ها سود ببرند. جنگ اگر برای طبقات مزد و حقوق بگیر بی خانمانی و فلاکت بیشتر به ارمغان می آورد، برای آنها سودهای سرشاری به همراه خواهد داشت.
همیشه ایجاد و گسترش گسست طبقاتی یکی از بزرگترین انگیزه های سرمایه دارها بوده و از آن بهره گرفته اند. الان بر بستر و شرایط جنگی ی که بوجود آورده اند، این خطری است که همبستگی طبقاتی را تهدید کرده و تاثیراتش را روی زندگی مردم و اردوی کار گذاشته، و آنها را به عقب نشینی وادار خواهد کرد.
در اول ماه مهِ امسال همبستگی طبقاتی کارگران در ایران، منطقه و در جهان علیه جنگ طلبی ها و جنگ افروزی های صاحبان سرمایه و قدرت سیاسی، و علیه ستم سرمایه را با گسترش و سازماندهی جنبش صلح طلبی گره بزنیم.
بهمن زرین
بیست و پنجم فروردین هزار و چهارصد و سه

بیان دیدگاه