از زمان تاکید مجدد خامنه ای بر انتقام گیری جمهوری اسلامی از اسرائیل به خاطر ترور فرماندهانش در حمله به کنسولگری اش در سوریه، در نماز عید فطر فضای جنگ روانی و اخبار رویارویی نظامی بار دیگر تشدید شده است. پس از اعلام رسمی جو بایدن که «ایران به زودی به اسرائیل حمله می کند» بیانیه ها و اطلاعیه های پی در پی از سوی دولت های مختلف برای خروج اتباع شان از ایران و کرانه باختری و اسرائیل منتشر می شود. از جمله کشورهای قطر، بحرین، عربستان و امارات از اتباع خود خواستند فورا اسرائیل و کرانه باختری را ترک کنند. پیام مشابهی از سوی وزیر خارجه کانادا منتشر شد. وزارت خارجه هلند اعلام کرد با توجه به بالا گرفتن احتمال درگیری میان اسرائیل و ایران سفارتش در تهران و کنسولگری اش در اربیل را از روز شنبه بیست و پنج فرودین به دلایل امنیتی تعطیل کرده است. هند نسبت به سفر اتباعش به ایران و اسرائیل هشدار داد. همزمان با شتابگیری خروج اتباع دولت های اروپایی از ایران و در ادامه لغو پروازهای چند شرکت اروپایی بر فراز ایران، هواپیمایی اتریش پروازهای خود به تهران را به مدت شش روز تعلیق کرد. وزارت خارجه آلمان با اشاره به احتمال «واکنش سریع» اسرائیل به حمله انتقام جویانه ایران، از اتباع خود خواست در کمترین فرصتی که به دست می آورند، ایران را ترک کنند. همزمان خبر رسید که نیروی دریایی سپاه پاسداران یک کشتی باری متعلق به یک میلیاردر و تاجر اسرائیلی به نام ایال عوفر را در خلیج فارس توقیف کرده است.
ایجاد فضای جنگی و تشدید جنگ روانی نیروهای حامی رویارویی نظامی میان ایران و اسرائیل در حالی است که موج تازه سرکوب زنان از روز شنبه بیست و پنج فروردین با استقرار نیروهای گشت انتظامی در مراکز پرتردد شروع شده است. موج تازه سرکوب زنان نیز پس از تاکید خامنه ای بر اجباری و «قانونی» بودن حجاب و لزوم مقابله با «ناهنجاری ها» و قانون شکنان از سوی نیروهای انتظامی آغاز شده است. در موج جدید سرکوب زنان قرار است سرکوبگران از سطح توقیف ماشین های افراد متهم به بدحجابی، جرائم سنگین مالی، بستن مراکز کسب و کار مردم به بهانه عدم واکنش نسبت به «کشف حجاب»، بازداشت های جمعی فعالین زنان و صدور احکام ظالمانه زندان، به سطح رویارویی عریان خیابانی با زنان ورود کنند. به گفته فرمانده انتظامی تهران بزرگ در طرح «نور» «کشف حجاب مساوی با قانون شکنی است و پلیس براساس قانون با قانون شکنان برخورد خواهد کرد.» به عبارت دیگر در اوج تنش های منطقه ای و تشدید احتمال رویارویی نظامی با اسرائیل سرکوب زنان را به شکل مستقیم آغاز کرده اند. جمهوری اسلامی با یا بدون تشدید تنش ها و رویارویی های منطقه ای، هر زمان که دچار ضعف و ریزش و سرخوردگی بیشتر شده و بن بست های لاعلاجش عریان تر در معرض دید و داوری و واکنش توده ای قرار گرفته، بیش و پیش از همه به سرکوب زنان به عنوان ابزاری برای ایجاد جو رعب و وحشت، نمایش اقتدار سرکوب و حفظ و بازسازی روحیه نیروهای سرخورده پناه برده است. حاکمیت پس از خیزش زن، زندگی، آزادی و سوزاندن روسری ها و طرد حجاب اجباری، با وجود سرکوب های گسترده در بازپس گیری دستاوردهای نسبی زنان در حوزه آزادی پوشش ناکام بوده است و بنابراین اکنون درست در بطن تشدید فضای رویارویی موج تازه سرکوب زنان را با هدف روحیه بخشیدن به نیروهای خود، متحد کردن سرکوبگران و عقب راندن جنبش زنان و بازگردان آب رفته به جوی با زور سرنیزه در دستور گذاشته است.
جالب است که آغاز اجرای طرح حجاب و عفاف در حالی است که این طرح هنوز از سوی شورای نگهبان خودشان هم تایید نشده است. در واقع بار دیگر روشن می شود که در نظام جمهوری اسلامي اراده خامنه ای برتر از قانون است و قانون ناگزیر است اسیر فرعونیت و ذات متعفن و کپک زده زن ستیزانه او و آتش به اختیارانش باشد. درست به همین ترتیب است بی ارزش و بلاموضوع بودن حدود و ثغور ضوابط و مقررات نهادهای حاکمیتی مختلف و بهره برداری از امکانات نهادهای بی ربط در راستای سرکوب زنان. یک نمونه عریان از این رویکرد را در بهره برداری از ون های اورژانس اجتماعی بهزیستی برای سرکوب زنان در چهارچوب اجرای طرح نور شاهدیم.
این واقعیت که در بطن تشدید تنش ها با اسرائیل، یورش گسترده به زنان کلید خورده چند واقعیت مهم را عریان در برابر انظار عمومی قرار می دهد:
سرکوب زنان و بازپس گیری دستاوردهای نسبی پوشش اختیاری در خیزش زن، زندگی، آزادی برای جمهوری اسلامی اولویت است. نسبت به چشم انداز ناروشن رویارویی نظامی با اسرائیل و خطر افتادن به چاله جنگ تمام عیار، سرکوب زنان زمین نرم است که بیش از چهار دهه تجربه شده است.
تنش با اسرائیل به هر شکل که پیش برود و هر نوع آمادگی و بسیج اجتماعی که طلب کند، حاکمیت نمی تواند روی استقبال مردم از سیاست های جنگ طلبانه و فلاکت گسترانه اش حساب کند.
تنفر مردم از نظامی که زندگی و آینده آنان را به تباهی کشانده حتی با جنگ سراسری با اسرائیل هم از بین نمی رود. این بار گوشت دم توپی که قربانی رویاهای جاه طلبانه خود کنند وجود ندارد. بنابراین تنش ها و آرایش جنگی به هر شکل که پیش برود، سرکوب مردم به عنوان دشمن اصلی نظام تعطیل بردار نیست. این واقعیت را هم حاکمیت دریافته و هم مردم.
جنگ حاکمیت منفور و منزوی با اسرائیل چه از سطح تهدید و رجزخوانی و اقدامات ایذایی فعلی فراتر رود یا نرود، دودش در چشم مردم است. همین سطح فعلی با افزایش قیمت دلار و تشدید فقر و گرسنگی و محدودیت های بیشتر همراه است چه رسد به سطح رویارویی جنگی مستقیم.
بنابراین مطالبه صلح به جای جنگ و جنگ طلبی مبارزه مشترک همه مردمان خاورمیانه است که در منطقه ای حساس در کانون رقابت های قطب های قدرت جهانی و نیروهای نیابتی آنان گرفتار آمده اند. ندای صلح طلبی ندای حذف جنایتکارانی چون نتانیاهو و خامنه ای و سایر حاکمان مرتجع خاورمیانه و پایان دادن به جنگ افروزی و قتل و کشتار غیرنظامیان است. برای مردم ایران صلح خواهی و مطالبه صلح، خلع سلاح حاکمیت سرکوبگر و همراستا با مبارزه در جهت پایان دادن به حیات و موجودیت آن است.
اتحاد کارگران انقلابی ایران
بیست و پنج فروردین هزار و چهار صد و سه سیزدهم آوریل دوهزار و بیست و چهار

بیان دیدگاه