با گذشت یک هفته از حمله موشکی اسرائیل به کنسولگری جمهوری اسلامی در سوریه، فضایی آمیخته از صبر و انتظار و رجزخوانی های متقابل به شکل تعلیقی در باره عملیات انتقام جویانه به جای مانده است. گمانه زنی درباره واکنش جمهوری اسلامی یا نحوه واکنش آن به کشتار محمدرضا زاهدی که گفته می شود بعد از قاسم سلیمانی از جایگاه بالایی در سپاه پاسداران برخوردار بوده، ادامه یافته است.
حمله اسرائیل به کنسولگری جمهوری اسلامی در سوریه یک روز بعد از بزرگ ترین تظاهرات اعتراضی مردم اسرائیل علیه دولت نتانیاهو با هدف آزادسازی گروگانها و پایان دادن به جنگ غزه صورت گرفت. هدف نتانیاهو این بود تا با کشاندن جمهوری اسلامی به حمله انتقام جویانه فوری به اسرائیل و ناگزیر کردن آمریکا به واکنش در برابر چنین حمله ای و با گسترش فوری دامنه جنگ از این طریق، با فشارهای شدید داخلی برای کنار گذاشتن وی، آزادسازی گروگانها، پایان دادن به قتل عام فلسطینیان در غزه و طرح آمریکایی- اروپایی در به رسمیت شناختن دو دولت مستقل اسرائیل و فلسطین مقابله کند.
با گذشت چند روز و پایان راهپیمایی روز قدس در تهران که مقطع احتمالی حمله انتقام جویانه جمهوری اسلامی تصور می شد، صف بندی مرکزی جریانات اصلی و نیابتی دو سوی این منازعه، همچنان برای تحریک جنگ ویرانگر جدیدی در خاورمیانه میان ایران و اسرائیل ادامه یافته است. از نتانیاهو تا سلطنت طلبان جنگ طلب ایرانی که به عنوان ابزار جنگ روانی او با ستایش از کشتار فرماندهان سپاه برای برافروختن جنگ عمل می کنند، تا کیهان تهران و اصولگرایان تندرو که خواهان «انتقام سخت» و فوری و اجرای بی درنگ تهدید خامنه ای هستند، همگی ساز مشترکی را کوک می کنند و از دو سو به دیوار مشترکی تکیه داده اند که چیزی جز مرگ و ویرانی های جدید برای فرار از بحران موجودیت شان نیست.
هر دو رژیم نتانیاهو و جمهوری اسلامی در میان مردم اسرائیل و ایران منفورند و علیرغم میل و اراده مردم دو کشور از طریق توسل به جنگ و کشتار و گسترش نظامی گری دنبال حفظ موجودیت بحران زده خود هستند. رژیم نتانیاهو با کشتار سی و سه هزار فلسطینی در غزه و دست زدن به جنایت علیه بشریت در برابر افکارعمومی جهان، به عنوان رژیمی بشدت منفور و جنایتکار با اعتراضات گسترده داخلی و فشار افکارعمومی جهانی روبروست و در باتلاق غزه گیر افتاده است. جمهوری اسلامی هم پاسخِ اعدام های گسترده، قتل و کشتار و کور کردن جوانان معترض از جمله در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی، بازداشت های دسته جمعی، و تحمیل فقر و گرسنگی به مردم را با تودهنی محکم مردم در انتخابات اخیر، با تداوم نافرمانی مدنی زنان در برابر حجاب اجباری، با استقبال گسترده از مراسم سیزده بدر و رقص و پایکوبی مردم علیرغم بستن پارک ها به خاطرتقارن با قتل امام اول شیعیان گرفته است.
حامیانِ ایستادن کنار جمهوری اسلامی و پاسدارانش به بهانه مقابله با «تجاوز به خاک ایران»، فراموش می کنند که بزرگترین متجاوزان به «خاک ایران» همین آخوندهای جنایتکار و «برادران قاچاقچی سپاه» و سایر اعوان و انصار دزد و غارتگر حاکم هستند. کسانی که مهم ترین اولویت شان اعدام و شکنجه مردم ایران و ادامه بقای حکومت مذهبی به قیمت به فلاکت کشیدن هر چه بیشتر مردم است همین حالا با سرعتی وحشتناک در حال تبدیل «خاک ایران» به سرزمینی سوخته هستند.
از آن سو کسانی که برای تجاوز اسرائیل و قتل عام فلسطینان پا می کوبند، قبل از همه نگاه شان را به انسان و ارزش ها، حقوق و شرایط زندگی اش در معرض قضاوت قرار می دهند. سلطنت طلبان و آن دیگرانی که با رزالتی شبیه حسین شریعتمداری برای جاری شدن جنگ بین ایران و اسرائیل نعره می زنند و رجز می خوانند، موجودیت سیاسی خود را به جنایت و کشتار مردم گره می زنند. چنین کسانی هرگز نمی توانند در میان مردم ایران جایگاهی پیدا کنند و تحریک حس انتقام جویی کور مردمی منکوب شده محکوم به شکست است.
صف واقعی مردم در خاورمیانه تن دادن به رجزخوانی از موضع حمایت از یکی از طرفین اصلی درگیر و نیروهای نیابتی و خودفروش و مزدور دو طرف و آوازه گری برای جنگ نیست. صف اصلی مخالفت و اعتراض علیه جنگ، جنگ طلبی، بنیادگرایی یهودی، اسلامی و هر مذهب دیگری و دفاع از درآمیختگی سکولاریسم با ارزش های دمکراتیک و عدالتخواهانه است.
اتحاد کارگران انقلابی ایران
18 فروردین 1403 و 6 آوریل 2024
بیان دیدگاه