بهمن زرّین: وقتی شهرداری تهران با حصارکشی بخشی از پارک قیطریه پروژه ساخت مسجد در آن منطقه را کلید می زده، اجرای چه سیاستی را دنبال می کرد؟
ساخت محلی برای عبادت شهروندانی که از دیگر مساجد موجود در آن محدوده استفاده نمی کنند؟ مسجدِ نور، مسجد مفتخر، مسجد قائم، مسجد صاحب الامر، و مسجد جعفری در فاصله یک کیلومتری پارک قیطریه از قبل وجود داشته اند. گذشته از این براساس آماری که این روزها در فضای رسانه ای مستقل منتشر شده، پس از گذشت چهل و پنج سال از حاکمیت دینی، تنها پنج درصد مردم به طور منظم نماز می خوانند و در ماههای محرم و رمضان حداکثر دوازده درصد مردم به مساجد می روند.
اجرای وصیت بانوی خیّری که زمین را واگذار کرده و یا خیّرِ دیگری که گفته بوده که بخشی از سرمایه اش در ساخت مسجد بکار گرفته شود؟ می گویند بانوئی خیّر در سال پنجاه و هشت شمسی زمین تپه های قیطریه را برای بوستان اهدا کرده بوده است، که آن زمین اهدائی تبدیل به پارک قیطریه شد. در سالهای نه چندان دور هم شخص دیگری به نام محمود محتشمی پور، در جائی دیگر وصیت کرده بود که بخشی از سرمایه اش صرف ساخت مسجد شود. شهرداری تهران حالا تصمیم دارد وصیت شخص دوم را در پارک قیطریه اجراء کند. چرا؟ دختر محتشمی پور گفته خانواده محتشمی پور با این تصمیم موافق نیستند و معتقدند منافع عمومی مورد تعرض قرار خواهد گرفت.
امکان سازی برای دسترسی به زیرخاکی های مدفون در تپه های قیطریه دلیل دیگری برای حفاری برای ساخت مسجد در پارک قیطریه اعلام شده است. این روزها فیلم مستندی ساخته پرویز کیمیاوی که در دهه چهل شمسی ساخته شده، در فضای مجازی وایرال شده است. این مستند نشان می دهد این تپه قبرستانی با قدمتی سه هزار ساله بوده که مردگان آن زمان را با اشیای قیمتی در آنجا دفن کرده بودند.
خودکامه گی شهردار تهران در مخالفت با خواست شهروندان تهرانی برای حفاظت از داشته های زیست محیطی خود یک توضیح دیگر هم می تواند داشته باشد، بخشی از شهروندان معتقد هستند که این نوعی کنش سیاسی است، که تلاش دارد قدرت خودش را نشان دهد. آنها می گویند مسئولین با استفاده ابزاری از محیط زیست سودای کسب قدرت بیشتر در زمینه سیاسی را داشته و نمایشی در جهت ستاره شدن است.
ایجاد فضای اعتراضی ی مصنوعی برای کانالیزه کردن اعتراضات مردمی در کانالی بی خطر و بی هزینه برای رژیم دلیل دیگری است که از سوی فعالین مدنی و اجتماعی برای این حرکت شهرداری تهران مطرح می شود.
اینکه شهرداری تهران با کدام دلیل و برهان از هیچ چنین معضلی را دامن زده است، و اینکه شهردار توانائی پیش بردن این پروژه را دارد یا نه، چندان تفاوتی برای مردم نمی کند. چیزی که مهّم است این است که اولا آنها در صورتی که بتوانند این امر را پیش ببرند، سرمایه مردم را در جائی هزینه می کنند که نه تنها سودی برای دنیا و آخرتِ مردم ندارد که هیچ بلکه قرار است فضای سبز شهر تهران را از همینی که هست هم محدودتر کند. مورد دومی که اهمیتش نه تنها از اولی کمتر نیست بلکه بیشتر است، برخوردهائی است که از سوی مردم، و گاها به نام مردم در اعتراض به این معضل سازی جدید حاکمیت صورت گرفته و می گیرد.

بیان دیدگاه