جدال بر سر میزان مزد و مستمری، اهرم سازمان یابی مستقل مزد و مستمری بگیران

بین آنچه که ما می خواهیم، و خواب هایی که آنها برای ما می بینند، درّه ای عمیق قرار دارد. ما می دانیم اگر کارگر مزد شایسته خود را دریافت کند، حجم ثروت های هنگفت و بادآورده  در جبهه سرمایه کم خواهد شد و دیگر نخواهند توانست به سادگی از غارت هست و نیست ما زندگی اعیانی برای خود فراهم کنند و همزمان اندر فواید ریاضت کشی و گرسنگی برای ما روضه خوانی کنند، بنابراین به اشکال مختلف مقاومت می کنند. ما علیرغم اینکه جوهر این مقاومت نظام سرمایه سالار و سودمحورِ جمهوری اسلامی در برابر مطالبه مزد شایسته را درک می کنیم ، لحظه ای مطالبه ی مزد شایسته را کنار نخواهیم گذاشت. زیرا می دانیم که تنها در این مسیر است که دستهای کارگران همدیگر را پیدا کرده و می فشارند. بسیج نیرو برای مطالبه مزد شایسته مسیر سازمانیابی کارگران و اتحاد طبقاتی آنها را هموار می کند. تحمیل مزد شایسته به دولت و سرمایه داران درگرو میزان قدرت سازمانیافته مزد و حقوق بگیران است.

 جریان های راستگرا، اصلاح طلب، فرقه ها، و نهادهای کارگری وابسته به رژیم زیرعناوین و بهانه های مختلف، با منطقی تقلیل گرا توجیه گر درجات مختلفی از سرکوب مزدی نیروی کار هستند، چه به بهانه لزوم جلوگیری از افزایش تورم و چه به نام توسعه اقتصادی و اجتماعی، چه بی اهمیت و بی معنا جلوه دادنِ هر تلاشی برای بهبود وضع زندگی به خاطر بحران اقتصادی موجود یا بهانه های دیگر. همه آنها با این که کارگران خود عنانِ مطالبه گری و ضمانت اجرائی شدن مبارزه برای مزد شایسته را با مبارزات خود در دست بگیرند، به درجات مختلف زاویه دارند و با آن در عمل مخالفت – و اگر بتوانند کارشکنی – می کنند.

همه ما شاهدیم که روند فقیر سازی و فقیر شدن در جوامع سرمایه داری علل العموم – و در جمهوری اسلامی به دلیل ویژه گی های منحصر بفرد یک حکومت فاشیستی علل الخصوص بسیار شدیدتر-  گسترش یافته است. مطالبه مزدی که با آن بتوان زندگی را گذراند در میان بخش های مختلف مزد و حقوق بگیران مشترک است. اعتراض به سرکوب دستمزدها  اگر با مطالبات سیاسی در شکل همگرایی های بزرگ پایدار درآمیزد، واجد ظرفیت پائین کشیدن  حاکمیت بدست کارگران و مزد و حقوق بگیرانی است که بار بزرگ اداره این کشور عملا بدوش آنهاست. بنابراین نبایستی از خواسته ها و مطالبات مشخص دست کشید. هر قدم پیشرویِ سازمان یافته جنبش کارگری، حامیان جهل و سرمایه را قدمی به عقب نشینی وادار می کند.

فراموش نکنیم که اگر چه پیوند نهادهای مذهبی، حکومت و مافیای اقتصادی و کارفرمایان غارتگر دمار از روزگار مزد و حقوق بگیران درآورده،  اما در سوی دیگر کارگران شاغل دولتی و غیردولتی، رسمی ها و غیر رسمی ها، معلمان، پرستاران، کارگران پیمانکاری ها، کارگاه های کوچک و کارخانه های بزرگ، مجموعه میلیونی بازنشستگان بخش های مختلف، اعم از تامین اجتماعی، کشوری، لشکری، فرهنگی و مخابراتی، نیروی کاری که توسط نهادهای خیریه ای وابسته به ارگان های دولتی تحت نام کارآفرینی اجتماعی استثمار می شوند، نیروی کار زندانیان که تحت نام کارآموزی مورد بهره کشی قرار می گیرند، و زنان کارگر و تفاوت مزد آنها در مقابل کارِ برابر، ارتش بزرگِ نیروی کار را بر محور عمومی مبارزه برای مزد شایسته تشکیل می دهند.

مساله مزد شایسته محور عمومی رشته ای از نبردهای موضعی میان کار و سرمایه است. این مبارزه تا زمانی که اصل بهرکشی از نیروی کار پایان نیابد به شکل های مختلف و با شدت و ضعف درخواهد گرفت. در نبردهای موضعی طبقاتی، مساله اصلی فقط این نیست که خود مزد شایسته تا چه میزان متحقق می شود، و یا برعکس شدت و درجه سرکوب مزدی چقدر می شود، بلکه علاوه بر آن مساله حیاتی این است که از بالا، بوسیله نهادهایی حاکمیت ساخته و بادرهم شکستن اراده مستقل طبقاتی مزد و حقوق بگیران به دست می آید یا از پائین، از طریق اتحاد بزرگ و پایدار طبقاتی اردوی کار؟ ابتکار عمل نهادهای شبه کارگری وابسته به رژیم هدفی جز تحمیل بی عملی و صبر و انتظار به کارگران و مزدبگیران و مقابله با همگرایی و اتحاد کارگری ندارد.  

ابتکار عمل مستقل کارگری هدفی جز پیوند مبارزه برای مزد شایسته با رهایی کار از انقیاد سرمایه و پایان دادن به بهره کشی ندارد. ایحاد تشکل های قدرتمند مستقل نیروی کار در مبارزه برای مزدی که با آن بتوان از عهده معاش برآمد، و همگرایی بزرگ و پایدار این تشکل ها برای مبارزه در جهت مزد شایسته و پایان دادن به شرایط بازتولید بهره کشی و بی عدالتی، حلقه مقدم این روند است.

بیان دیدگاه