صبا به تهنيت پير مي فروش آمد
که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد
هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد – حافظ
زندگی می جوشد و سرما و تاریکی را پس می زند و از دل زمهریر طبیعت سر برون می آورد. انسان نیز، چونان سازنده طبیعت و هستی، با روزِ نو، نو می شود. این راز زندگی ست. رازی که انسان به آن سر سپرده است تا هر دم از نو زاده شود و خود را بازیابد. بازیافتن و جستن رمز بودن است.
پس چگونه می توان با این رمز و راز سازنده و نوجو خو نداشت و نو شدن را برنتابید؟
چنین پرسشی، همواره در درازای سالیان سلطۀ تاریک اندیشان حاکمیت اسلامی، در ذهن جامعه ما مطرح بوده و پاسخ خود را نیز تنها در پایداری در برابر این دشمن دیوخو می یابد و همین سبب شده است که حکومت اسلامی هرگز رنگ و بوی یک حاکمیت پذیرفته شده را به خود نگیرد و تلاش زبونانه اش برای سرکوب، به دیوار ستبر مقاومت روبرو شود.
حکومت اسلامی، با نوروز، شادی، آرامش، آزادی، برابری، رفاه، سازندگی و دادگری اجتماعی دشمن است و سرِ ستیز دارد. این حکومت تبه کار، کهنه اندیش است و نابههنگام. وجودش، در طول همۀ این سال های ستم، جز تباهی ثمری به بار نیاورده است. اما زندگیِ جوشان نیز قرار ندارد که سر تسلیم در برابر آن فرود آرد.
مردم جامعه ما، به ویژه زنان در آستانه هر بهار و نوروز، راست قامت تر از پیش به پا می خیزند و به پیشباز نوروز و شادی و نو شدن می روند. این همان کلید رازگشای رمز زندگی و نوشوندگی ست و دشمنان زندگی و شادی و نوشدن سرانجام بازنده تاریخی این رویارویی خواهند بود.
طلیعه ی بهار و نوروز خجسته را به مردم ِ نوجو و شاد و مبارزِ ایران و آزادگان همۀ جهان شادباش می گوییم و سال و جهانی نو و بری از هرگونه ستم و بیداد را برای همگان آرزو داریم. جان و جهانتان بی گزند و روزگارانتان بهاری باد
اتحاد کارگران انقلابی ایران

بیان دیدگاه