توصیه بسیجی ها، دانشجویان عدالتخواه، محور مقاومتی ها و آخوندهای حوزه های علمیه به رئیسی در مورد حداقل دستمزد کارگران

خبرگزاری ایلنا نامه ای با امضاء پانصد نفر از کسانی که آنان را دانشجو، کارگر و فعال اجتماعی خوانده، خطاب به ابراهیم رئیسی منتشر کرد. امضاء کننده گان نامه خطاب به ابراهیم رئیسی نوشتند « از جنابعالی تقاضا داریم مکتبی بودن دولت و تعهد آن به قانون و سیاست‌های ابلاغی رهبری معظم را با تاکید صریح بر لزوم افزایش دستمزد کارگران به میزان تامین سبد معیشت خانوار کارگری که معیار صریح ذکرشده در ماده ۴۱ قانون کار است اعلام کنید».

ترکیب امضاء کننده گان نشان می دهد که مجموعه ای را برای امضای این نامه بسیج کرده اند که نه تنها هیچ کارنامه ای در دفاع از حقوق کارگران ندارند که برخی از آنها در منحرف کردن مبارزات مستقل کارگران در هفت تپه علیه خصوصی سازی، یا ممانعت از شکل گیری سندیکای مستقل کارگران هپکو نقش داشته اند؛ تعدادی به عنوان بسیج دانشجویی در سرکوب فرزندان کارگران به خاطر تلفیق مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه در دانشگاه مشارکت داشته اند؛ تعدادی به عنوان طلبه و استاد حوزه علمیه قم مروج خرافه پرستی، قشریت و تاریک اندیشی اند؛ تعدادی هم کارگران حزب الهی و وابستگان جریان امنیتی/ مافیایی موسوم به «جنبش عدالتخواه دانشجویی» و جریان مشکوک «محور مقاومتی» هستند. این که نیروهایی با این کارنامه اکنون و در واپسین دقایق تصمیم در باره حداقل دستمزد، در عجزنامه ای خطاب به ابراهیم رئیسی از او درخواست می کنند که مزد کارگران را به میزان سبد معیشت بدهد، بی دلیل نیست.

جنبش عدالتخواه دانشجویی و محور مقاومتی ها در شرایطی وارد بحث حداقل دستمزد شده اند که شکاف بین مزد و هزینه معاش به مرز بقا رسیده، تامین حداقل نیازهای گذران زندگی برای میلیونها مزد و حقوق بگیر ناممکن و غیرقابل تحمل شده است. متاثر از این وضعیت اعتراضات مزد و حقوق بگیران رو به گسترش است. در پیامد گسترش موارد اعتراضات، افزایش ظرفیت های خودسامان یابی و وسعت دامنه مشارکت کارگران جریان دارد که زنگ خطر جدی را برای رژیم به صدا در آورده است. جنگ برای تامین معاش و حق زندگی با گسترش بی سابقه فقر و فلاکت، به جنگ مرکزی طبقات پائینی علیه حاکمیت و سیاست های ظالمانه طبقاتی آن تبدیل شده است.

مبارزه برای دستمزد مبارزه ای جاری و نامشروط است؛ یعنی هویت آن مشروط به تامین شرایط خاصی نظیر سرنگونی حاکمیت دیکتاتوری، تغییر قوانین جاری یا شکل گیری یک قدرت دوگانه و نظایر آنها نیست. با این حال درجه ثبات دستاوردهای کارگران در مبارزه برای مزد شایسته به عوامل بسیار متعددی بستگی دارد که مهم ترین آنها در شرایط  کنونی، عبارت است از درجه بازدارندگی تشکل های مستقل سازمان یافته کارگران در مبارزه برای مزد شایسته علیه دولت و کارفرمایان. نمایندگان خودخوانده کارگری در شورای عالی کار و عجزنامه کسانی که مشغله اصلی شان حفظ شاکله و سازوکار نظام زاینده سرکوب مستمر مزدی است، درست با هدف جلوگیری از پدید شدن همین بازدارندگی مطرح شده است.

 انبوه کارگران بر پایه تجربه زیسته خود پی برده اند که به هیچ گروه و دسته و جناحی از این نظام نمی توان اعتماد کرد و «فقط کف خیابان» می توانند حق شان را به دست بیاورند. همین تجربه زیسته به کارگران آموخته است که بدون همگرایی و اتحاد طبقاتی و تبدیل شدن به قدرتی که نتوان آن را نادیده گرفت و صرفا با عریضه و درخواست نمی توانند به مزد شایسته که هیچ، حتی به مقابله با گسترش فزاینده تر شکاف میان مزد و هزینه معاش برخیزند و خانواده های خود را از گرسنگی نجات دهند. درست در این شرایط است که منحرفین با بر سر نیزه زدن حداقل دستمزد برای منحرف کردن مسیر مبارزات مستقل کارگری برای نان و معیشت با بهره برداری فرصت طلبانه از امکان فعالیت علنی فارغ از هرگونه سرکوب امنیتی و حمایت و پشتیبانی سرکوبگران بسیجی و امنیتی وارد صحنه شده اند و آشکارا خاک در چشم کارگران می پاشند. مثلا در حالی که درعجزنامه خود خطاب به رئیسی خواستار« دستمزد کارگران به میزان تامین سبد معیشت خانوار کارگری» می شوند و میزان سبد معیشت را «بیش از ۲۲ میلیون تومان» اعلام می کنند، میرغفاری از امضا کنندگان این عجزنامه و عضو کارگری «شورای عالی کار»  در کنار حمید شهرابی محور مقاومتی، پویش «حداقل دستمزد۱۵میلیونی» راه انداخته و از همگان خواسته به این پویش بپیوندند. کسی نیست از این فرد ریاکار بپرسد اگر نامه امضا می کنی که حداقل دستمزد باید به میزان تامین سبد معیشت خانوار کارگری باشد،و این سبد را هم خودت هم در گفتگو با ایسنا از سوی فراکسیون کارگری شورای عالی کار ۲۱ میلیون و ۶۶۸ تومان و در پویش اعلامی شخصی خودت «بیش از ۲۲ میلیون تومان» اعلام می کنی، چرا حداقل مزد را پانزده میلیون تعیین می کنی؟ بر چه اساس هفت میلیون تومان از سبد معیشت کم می کنی؟ و اگر این قدر استعداد داری که نماینده دولت و کارفرما نزده خودت برایشان برقصی و خودخواسته هفت میلیون از سبد معیشت کم کنی، چرا به دروغ امضا می دهی که «افزایش دستمزد کارگران به میزان تامین سبد معیشت خانوار کارگری» باشد؟ آیا منظور از «به میزان سبد معیشت» کمتر از میزان سبد معیشت است؟ این تقلیل گرایی عامدانه، بازی در بساط دولت و کارفرماست که خود رقم سبد معیشت را ۱۶ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان اعلام کرده است. «پویش» امثال میرغفاری و شرکایش نه تنها زیر رقم سبد معیشت استحصالی خودشان که زیر رقم اعلامی دولت هم هست.  این ها در واپسین دقایق تعیین حداقل دستمزد به صحنه ریخته اند تا با مسموم کردن جریان مستقل اعتراضی و ایفای نقش محلل، مانع گسترش اعتراضات کارگران به سرکوب مزدی شوند.

 اتحاد کارگران انقلابی ایران

یکشنبه 27 اسفند 1402 و 17 مارس 2024

بیان دیدگاه