مادر امانی در زندان تبریز به ملاقات فرزند رشیدش محمدتقی امانی رفته بود. هنگام ملاقات از او جز استخوان هایش چیزی بجا نمانده بود، از محمدتقی امانی سخن می گوئیم. او که به سختی روی پاهایش ایستاده بود، به آرامی به احوال پرسی از مادر پرداخت. بازجو فریاد زد: زبانت باز شده؟ تو که ده روز تمام لال شده بودی!
رفیق تقی به صحبت با مادرش مشغول بود. قطرات اشک، چشمانش را خیس کرده بود. به مادرش گفت: مادر! فکر نکنی گریه می کنم. این اشک ها، اشک شوق است. خوش حالم که توانستم پیروز شوم. او واقعاً پیروز شده بود.
او را پس از ملاقات با مادر امانی به محوطۀ زندان بردند و پیکر استخوانی، اما چون کوه استوارش را به رگبار بستند. مادرش هنوز از محوطۀ ملاقات دور نشده بود که صدای شلیک گلوله ها را شنید.
مادر امانی هنوز سالی چند از سی سالگی اش نگذشته بود که پایش برای ملاقات فرزندش به زندان اوین باز شد. آشنائی مادر امانی با خانواده های زندانیان سیاسی از همان زمان شروع شد. محمدتقی که با قیام بهمن از زندان ازاد شده بود این بار توسط جمهوری اسلامی به بند کشیده شد. مادر امانی این بار برای ملاقات فرزند خود بایستی از تهران راهی تبریز می شد. و همانجا بود که به گواهی قلب مادرانه اش صدای شلیک گلوله جلاد را که بسوی قلب فرزندش شلیک شد را شنید. پس از آن مادر و پدر تقی امانی چند روزی را در بندهای جداگانه زندانی کردند. پدر را در بند زندانیان معتاد و مادرش مریم احمدی را در بند زنان جای دادند. پس از اعدام تقی، پدرش زنده یاد محمد رضا امانی در دادخواهی او و یاران و همرزمانی که پس از فرزندش سر به دار شده بودند، همواره پیگیر و ثابت قدم بود و ارتباط گسترده ای با خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان داشت. پدر بویژه در حمایت از خانواده های جانباختگان اعدام های تابستان خونین شصت و هفت فعال بود و از هیچ کوششی دریغ نمی کرد. در تمامی سالهای پس از دیماه سال هزار و سیصد و شصت او در کنار همسرش دادخواه خون فرزند جانباخته اش و آن دیگر سربدارانی بود که هوای آزادی و برابری برای اکثریت مزد و حقوق بگیران را در سر داشتند. او معتقد بود که فرزندان این ملت از شاه و شیخ به یک اندازه لطمه دیده اند.
در رابطه با برخورد مادر امانی با فعالین سیاسی ی همراهِ فرزندش نیز بسیار می توان نوشت. در خانه مادر امانی همیشه و هرزمان به روی همه بچه ها باز بود. رابطه متقابل این فعالین با مادر امانی بگونه ای شکل گرفته بود که آنها نیز مادر امانی را مادر خود می نامیدند. این شکل از رابطه تا زمان مرگ مادر امانی ادامه داشت.
رابطه مادر امانی (مریم احمدی) با دیگر خانواده های زندانیان سیاسی و جانباخته گان جنبش انقلابی مردم کشورمان نزدیک به نیم قرن ادامه یافت.
مادر امانی روز شنبه نوزدهم اسفند هزار و چهار صد و دو ما را ترک کرد. یادش گرامی باد


بیان دیدگاه