پس لرزه های سیاسی تحریم گسترده «انتخابات» یازده اسفند

انتخابات و تحریم یکپارچه مردم، انزوای گسترده ولایت فقیه و نفرت عمیق مردم ایران از نظام جمهوری اسلامی را به سطح کشید و در معرض دید و داوری همه قرار داد. گستردگی تحریم در حدی بود که رژیم با همه تقلاهایش نتوانست آن را از اساس انکار کند و در گریز از پیامدهای آمارسازی های غیر قابل تصور بر روی درصد راه یافتگان و بازماندگان نامزدهای انتخابات در دور اول و فاش شدن دروغ های بزرگ از طریق آمارهای ارائه شده برای راه یافتگان و بازماندگان دور اول، ناچار شد با لحاظ محدودیت ناشی از حد نصاب داشتن بیست درصد آرا برای نامزدها به عنوان مرز پذیرش در دور اول، آمار شرکت کنندگان را در حد چهل و یک درصد اعلام کند. اما این عددسازی هم نتوانست شکست سنگین شان را لاپوشانی نماید. براساس آمارهای منتشره در تهران آرای باطله اول شد و تعداد آرای باطله حدود نیم میلیون نفر بود. با اقدام مردم در تحریم همه جانبه سیرک انتخابات و کوبیدن مهر باطله بر کلیت نظام، افزایش تلاش و اقدام برای شکل گیری آلترناتیو جایگزین جمهوری اسلامی در طیف های مختلف سیاسی اپوزیسیون دور از انتظار نیست.

شکاف های درونی باندهای تبهکار و غارتگر حکومتی در پیامد «انتخابات» تشدید شده و هزینه تداوم روند «خالص سازی» و «یکدست سازی حاکمیت»، راندن بخشی از گروههای اصولگرا از مرکز به حاشیه قدرت و سیاست است. موفقیت جناحی که نماینده اش مدافع زنده خواری مرتدان و دشمنان ولی فقیه به دست بسیجیان در ملاعام است، به عنوان جریان اصلی، که آرای حداقلی معنادار نفر اول انتخابات تهران نشان دهنده آن است، خرده تفاوت های موجود میان جمهوری اسلامی با  داعش را از میان برمی دارد. منازعه باندهای قدرت بر سر تقسیم غنائم پس از «انتخابات» از هم اکنون آغاز شده است و طبعا تا تثبیت نسبی توازن جدید و روشن شدن سهم ها ادامه خواهد داشت.

تشدید شکاف های درونی جناح های حاکمیت، و چشم انداز گسترش تلاش طیف های متفاوت سیاسی اپوزیسیون برای شکل دادن به آلترناتیو، در بستر تشدید تضادهای طبقاتی و اجتماعی و بن بست همه جانبه رژیم در حل معضلات پایه ای جامعه رخ می دهد. پشت کردن اکثریت بزرگ مردم به صندوق های رای و نمایندگان مجلس و سلب امید کامل از نهادهای به ظاهر انتخابی و دست ردّ زدن به فراخوان هسته اصلی غیرانتخابی حاکمیت در حضور پای صندوق های رای، بازتاب تجربه زیسته اکثریت مردم و بویژه توده خاموش تحریم کنندگان و اقلیت بزرگ کسانی است که در یازده اسفند آرای باطله به صندوق های انتخابات ریخته اند. این توده بزرگ در شرایطی که زندگی اش به خط بقا نزدیک شده، ناگزیر است دیر یا زود؛ در نسبیت های مختلف و با درجات متفاوتی از ریسک پذیری، مطالبات خود را در برابر مجلس و دولت و اعتراض خود به وضعیت فاجعه بار کنونی را علیه کل حاکمیت مطرح کند. بنابراین گسترش جنبش اعتراضی و مطالباتی می تواند بخشی از وجه اثباتی پشت کردن اکثریت بزرگ مردم ایران به صندوق آرا، و مجلس، دولت و مجموعه حاکمیت باشد.

چشم انداز گسترش جنبش مطالباتی و اعتراضی، حاکمیت منزوی و مشروعیت باخته را ناگزیر می کند در دفاع از خود به سرکوب ها پناه ببرد. نظام جمهوری اسلامی همیشه با سرکوب عجین بوده و هرگز در هیچ دوره ای از کشتار و سرکوب خودداری نکرده و در نقض حقوق انسانی مرز نمی شناخته است؛ با این حال سرکوب بعد از خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی و پس از کشیده محکمی که مردم با تحریم گسترده سیرک انتخابات به این نظام زده اند، قطعا هزینه بیشتری برای سرکوبگران خواهد داشت. زیرا متضمن این امکان است که توده خاموش را از نظاره گری حوادث و کنشگری به شرط مشارکت بی هزینه، به میدان اعتراض فعالانه تر بکشاند و با گسترش پایه توده ای اعتراضات و مطالبه گری، حلقه محاصره سرکوبگران را تنگتر کند و فروپاشی و سقوط آن را شتاب دهد.

 اتحاد کارگران انقلابی ایران شنبه نوزده اسفند 1402 و 9 مارس 2024

بیان دیدگاه