سرکوب گسترده زنان به عنوان یکی از ویژگی های اصلی نظام جمهوری اسلامی در ترکیبی از آپارتاید جنسیتی، مردسالاری و ستم طبقاتی، بزرگ ترین، توده ای ترین و طولانی ترین نافرمانی مدنی جوامع مدرن را در رویارویی زنان جامعه ما با نظام جمهوری اسلامی پدید آورد و در تداوم خود به خلق خیزشی گسترده، رادیکال و انقلابی به رهبری زنان در جنبش «زن زندگی آزادی» انجامید. بار دیگر روشن شد که رهایی جامعه بدون رهایی زنان میسر نیست و زنان می توانند در راس جنبش های رهایی اجتماعی نقش اساسی ایفا کنند. در خیزش های پیش رو که ضربه مردم با تحریم گسترده انتخابات مهندسی شده حاکمیت، امید بازگشت دوباره آن را شدت بخشیده است، بی تردید زنان همچنان نقش اساسی ایفا خواهند کرد و بعد از خیزش انقلابی زن، زندگی آزادی، رهبری مبارزه ضد دیکتاتوری بدون حضور موثر زنان غیرقابل تصور است. با این حال همانطور که کارگران در جریان خیزش انقلابی در وجه عمده در شکل توده معترضین و نه جنبش سازمان یافته مستقل با برنامه و سیاست ها و اهداف روشن نقش آفرینی کرد، زنان کارگر و زحمتکش نیز سهم چندانی در خیزش انقلابی نیافتند.
البته جمع بندی روندهای مبارزاتی چند سال اخیر دو نکته را نشان می دهد. اول این که نقش فعالین زن در جنبش های مختلف در مجموع افزایش یافته است. جامعه فرصت یافته است تا با اسامی زنان مبارز و کنشگری چون هستی امیری، شیدا صابری، سمانه اصغری، نرگس فداکار، تینا دلجو، سپیده رشنو، آرمیتا پاویر، هاله صفرزاده، شریفه محمدی، آنیشا اسداللهی، سپیده قلیان، نیلوفر بیانی، سپیده کاشانی، نیلوفر حامدی، الهه محمدی، نوشین جعفری، رها عسکریزاده، روشنک ملایی، ژیلا مکوندی،زینب جلالیان، مژگان باقری، زهرا اسفندیاری، فرزانه ناظران پور، فرنگیس مظلوم، گوهر عشقی،، گلرخ ابراهیمی ایرائی، نرگس ظریفیان، نازنین محمدنژاد، مریم سلیمانی و دهها زن دیگر و مبارزات درخشان آنان آشنا شود. زنان پیشرو در جنبش دانشجویی، کارگری، بازنشستگان، معلمان، حوزه مدنی، عرصه دادخواهی، زیست محیطی، خبرنگاری و حوزه های دیگر الهام بخش مبارزات ضد دیکتاتوری بوده و هستند. حضور این زنان در کنار زنان زندانی سیاسی و پیام ها و مبارزات شان فضای جنبش زنان را پرشورتر کرده است.
دوم این که گزارش ها و مستندات زیادی حاکی از آن است که زنان و خانواده های زندانیان کارگر تا کنون نقش مهمی در اطلاع رسانی و تسهیل شرایط و کمک به فعالان کارگری زندانی داشته اند. .
خانواده های کارگری چنانچه نمونه همراهی همسران کارگران مبارز هفت تپه در زمان اعتصاب و تظاهرات در خیابان های شوش نشان می دهد در کشیدن دامنه اعتصابات کارگری به سطح جامعه موثر بودند و از حمایت و همراهی فعالان زن نیز برخوردار شده اند. با این حال پیوندهای پایدار مبارزاتی میان جنبش کارگری و جنبش زنان، فراتر رفتن از مقاومت فردی شجاعانه مدنی زنان مبارز را به نیاز مرحله کنونی مبدل ساخته است.
خودسامان یابی در محیط زیست زنان کارگر و زحمتکش با توجه به نقش کلیدی این زنان در تامین معاش خانوارهای کارگری در شرایط گسترش فقر و تنگدستی و به خطر افتادن امنیت غذایی، و ارتقای نقش و جایگاه زنان در کلیه تشکل های کارگری از سطح همراهی با مردان به سطح تصمیم سازی و هدایتگری دو اهرمی است که علاوه بر گسترش جنبش زنان در میان توده اعماق و تقویت رادیکالیسم آن، پیوند جنبش کارگری و جنبش زنان را نیز عمیق تر می سازد.
اتحاد کارگران انقلابی ایران
هفدهم اسفند هزار و چهارصد و دو
برابر با هفتم مارس دو هزار و بیست و چهار

بیان دیدگاه