«تکذیب» ارتباط « اتحادیه آزاد کارگران ایران» با «کنفدراسیون کار – خارج از کشور» شعور مخاطبین را هدف گرفته است

اتحادیه آزاد کارگران ایران با انتشار بیانیه ای ارتباط خود را با کنقدراسیون کار- خارج از کشور تکذیب کرد و ضمن حمله به منتقدان این کنفدراسیون یادآوری کرد که « هیچ نقشی در ایده پردازی و یا تصمیم سازی و تصمیم گيری در مورد شکل دهی به این کنفدراسیون نداشته است.»

تکذبیه اتحادیه آزاد با آن که با حملات تند به منتقدان کنفدراسیون کار و بستن اتهام فرقه گرا به منتقدان همراه است، ولی متاسفانه فاقد صراحت کافی است و به ابهامات موجود پاسخ نمی دهد و واقعیت های بدیهی را که این اتحادیه و همه فعالان طیف های مختلف کارگری و نیروها و جریانات سیاسی و مدنی قطعا از آنها با خبر هستند، عامدانه و البته به عبث مسکوت می گذارد.  آیا اتحادیه آزاد تکذیب می کند که فواد کیخسروی به مقام ریاست کنفدراسیون و پیمان شجیراتی هم در مقام منشی هیبت مدیره  و همسران این دو، خانمها سما و سرور به مقام خزانه داری  انتخاب  شده اند؟ آیا کیخسروی عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران نبوده اند؟ آیا ایران اینترنشنال از کیخسروی به عنوان عضو اتحادیه شما نام نمی برده؟ اینها که اتهام نیست، سند رسمی خودشان است. وی اگر عضو شماست، شما چه اتحادیه ای هستید و چه سبک کاری دارید که اعضای شما بدون کمترین اطلاع به شما برای خودشان کنفدراسیون درست می کنند؟ و حتی «ایده»اش را هم با شما در میان نمی گذارند؟ مگر کاروانسرای شاه عباس راه انداخته اید که هر کس هر چه خواست به نام شما انجام دهد؟ در این صورت شما انتظار دارید که به عنوان یک تشکل جدی گرفته شوید؟ و کسی تکذیب شما را جدی بگیرد؟ واقعا شما فکر می کنید ادعای شما معقول و پذیرفتنی است جایی که مدعی می شوید که « از طریق رسانه‌های عمومی از تشکیل این کنفدراسیون مطلع شدیم»؟ نکته این است که اگر وی عضو اتحادیه شما نبوده چرا قبلا هرگز تکذیب نمی کرده اید و چرا حالا هم با صراحت نمی گویید که گرداننده اصلی این کنفدراسیون از اتحادیه شما اخراج شده است؟ وقتی اتحادیه آزاد با یک دست پیش می کشد و با دست دیگر پس می زند، و عامدانه حقیقت را از مخاطبان پنهان می کند اسمش را نمی توان تکذیب گذاشت، فرافکنی عنوان برازنده تری است.

اتحادیه آزاد اما تنها در مورد نقش خود در این ماجرا فقط فرافکنی نکرده بلکه آشکارا از کنفدراسیون کار حمایت کرده و چنین حمایتی را به «اصول پایه ای خود» مرتبط کرده و آورده است که «هرگونه پیشداوری و برخوردهای  شتابزده با نهاد سازی توسط کارگران و فعالین کارگری مستقل را مغایر با منافع  جنبش کارگری می‌دانیم و اعتقاد داریم هر نهاد نوپایی را می‌باید در مسیر مبارزاتی آن مورد ارزیابی قرار داد.»

اتحادیه آزاد به این ترتیب خیلی شتابزده و کاملا جانبدارانه و بدون هیچ گونه منطق و استدلالی، پروژه  کنفدراسیون کار- خارج از کشور را «نهاد سازی توسط کارگران و فعالین کارگری مستقل» توصیف می کند؛ در حالی که فواد کیخسروی در گفتگو با رادیو زمانه یادآوری می کند که کنفدراسیون زیر حمایت د.گ.ب آلمان تشکیل شده و حتی در نسخه اولیه اساسنامه اش در یک بند آشکارا پلیسی پیشاپیش مستعفیون کنفدراسیون تهدید شده بودند که اگر بخواهند در باره روابط درونی کنفدراسیون کار خطاب به بیرون اطلاع رسانی کنند سروکارشان با «دی.اس.جی.وی.او» خواهد بود که در واقع یک نهاد نظارتی- تنبیهی در اتحادیه اروپا است. ولی بعدا این بند از اساسنامه را برای گم کردن رد پا و بستن دهان منتقدان حذف کردند. در ثانی اطلاعات موجود نشان می دهد که تعدادی از اعضای هیئت مدیریه این تشکل را حتی با وسیع ترین، بازترین و سخاوتمندانه ترین نگاه هم نمی توان «فعال کارگری» و یا «کارگر» نامید. نکته دیگر به اطلاق واژه «مستقل» به پروژه کنفدراسیون کار- خارج از کشور مربوط است. واقعا افرادی که به صورت کاملا غیر شفاف یکدفعه فیلی هوا می کنند و در رسانه هایی چون صدای آمریکا، بخش فارسی رادیو اسرائیل، و ایران اینترنشنال پروموت می شوند «مستقل» هستند؟ آیا بهتر نبود اتحادیه آزاد برای الصاق چنین مدالی بر سینه اعضای کنفدراسیون کار حداقل به توصیه خودش مبنی بر این که «هر نهاد نوپایی را می‌باید در مسیر مبارزاتی آن مورد ارزیابی قرار داد» پایبند می ماند؟ و پیشاپیش چنین مدالی به آنان نمی داد؟ یا این که این گزاره را صرفا با هدف دهان بند زدن بر نقد و بیرون کشیدن کنفدراسیون تاسیس شده از سوی عضو این اتحادیه در خارج از کشور از زیر ضرب انتقادات فراینده مطرح کرده است؟ در هر صورت به تاکید باید گفت: این ایده  که «هر نهاد نوپایی را می‌باید در مسیر مبارزاتی آن مورد ارزیابی قرار داد» در خصوص کنفدراسیون کار یک خلط مبحث آشکار و عامدانه  است. زیرا عمده نقدهایی هم اگرتا به امروز صورت گرفته به مسیر طی شده تاکنونی مربوط بوده  است. راستی اتحادیه آزاد چند ماه حرکت با چراغ خاموش در خارج از کشور و پنهان کردن پروژه از عمده فعالین کارگری و حامیان جنبش کارگری در خارج از کشور را تایید می کند؟ تصفیه منتقدانی که معتقد بودند قبل از کنفدراسیون باید فدراسیون داشت را تایید می کند؟ تاکید صریح و آشکار اساسنامه این جمع بر پروژه بگیری را تایید می کند؟ سپردن کنترل مالیه به همسران کیخسروی و شجیرانی را واجد شائبه خودمانی سازی درآمدهای حاصله از پروژه ها نمی داند؟ و با اندرونی خانوادگی برخی «نهادها»ی سابقه دار در سیسل قرن گذشته مشابه نمی یابد؟  توصیه رفیقانه ما به اتحادیه آزاد این است: تکذیب می خواهید بکنید، درست و اصولی بکنید. به شعور مخاطبین خود توهین نکنید

اتحاد کارگران انقلابی ایران

۹اسفند ماه ۱۴۰۲ و ۲۸ فوریه ۲۰۲۴

بیان دیدگاه