زمان اجرای افزایش سن بازنشستگی را یکباره و به صورت ناگهانی دو سال جلو انداخته اند. به گفته محمد محمدی، معاون فنی و امور بیمهای سازمان تامین اجتماعی، براساس خبری که در روز چهارشنبه ۱۸ بهمن در خبرگزاری «ایسنا» درج شد، مطابق قانون «برنامه هفتم توسعه» و از اول فروردینماه سال ۱۴۰۳ است. این در حالی است که صولت مرتضوی وزیر کار در اول آذر ۱۴۰۲ در جمع خبرنگاران گفته بود : «افزایش سن بازنشستگی از سال ۱۴۰۵ آغاز میشود.»
رسما در باره دلایل تغییر زمان اجرای افزایش سن بازنشستگی سکوت کرده اند. در مورد تاثیرات این پیش کشیدن زمان هم هیچ توضیحی نداده اند. در حالی که این دو سال مخصوصا برای آن گروه از کارکنان که ۲۵ تا ۲۸ سال سابقه کار دارند و همچنین آن گروه از دارندگان سابقه اشتغال ۲۰ تا ۲۵ سال مهم است. شروع زمان افزایش بازنشستگی از حدود دو ماه دیگر به جای دو سال دیگر، به معنای آن است که شاغلین دارای سابقه ۲۵ تا ۲۸ سال کار باید چهار ماه بیشتر کار کنند. در حالی که با اجرای افزایش از دو سال دیگر زمان اشتغال آنها به ۲۷ تا ۲۹ سال می رسید و بنابراین فقط دو ماه کار بیشتر تا زمان بازنشستگی به آنها اضافه می شد. به همین ترتیب برای بخشی از دارندگان سابقه ۲۰ تا ۲۵ سال اشتغال، با جلو کشیدن دو سال زمان اجرای افزایش سن بازنشستگی، در مجموع دو ماه کار بیشتر می شود. زیرا این لایه سنی باید در ازای هر سال سه ماه اضافه اشتغال داشته باشد، در حالی که با شروع افزایش سن بازنشستگی از ۱۴۰۵ بخشی از واجدین این لایه سنواتی با رسیدن به لایه بالاتر، به جای سه ماه فعلی باید دو ماه در ازای هر سال برای بازنشسته شدن بیشتر کار می کرد. اگر آمار مرکز آمار که جمعیت شاغلان در تابستان سال جاری را ۲۴ میلیون و ۶۸۶ هزار نفر اعلام کرد مبنا قرار دهیم، معنای جلو کشیدن ۲ سال اجرای افزایش سن بازنشستگی میلیونها ساعت کار بیشتر شاغلان است.
این اقدام حتی طبق برنامه اعلام شده مقامات مسئول همین رژیم هم، یک تعرض تازه به حق بازنشستگی است. اما چرا کارگزاران حکومت به خود اجازه می دهند به سادگی آب خوردن تصمیمات پیشین خود را در راستای تعرض بیشتر به حق شاغلین فعلی و بازنشستگان آینده تغییر دهند؟ علت بسیار روشن است: اعتراضات صورت گرفته به افزایش سن بازنشستگی به حد کافی قوی نبوده و همان اعتراضات هم پیگیری نشده است. بعلاوه اتحاد استواری بین شاغل و بازنشسته وجود ندارد. بازنشستگان با پیگیری ستایش آمیزی در اعتراضات کف خیابان حاضر هستند و جزو پیگیرترین بخش جنبش مطالباتی به شمار می روند. گروههای مختلف بازنشستگان روزهای ثابت اعتراضی شکل داده اند، اما هنوز اتحاد بزرگ و سراسری شکل نگرفته است. در نتیجه حاکمیت که در تشدید بهره کشی از نیروی کار و لگدمال کردن حق مزد و حقوق بگیران هیچ مرزی نمی شناسد، با بدتر شدن بحران صندوق های تامین اجتماعی از نظر درآمدی، در کنار طرح هایی چون دستبرد زدن به دارایی صندوق بازنشستگی کارکنان نفت و مصادره آن، و یا طرح خصوصی سازی بانک رفاه کارگران وابسته به سازمان تامین اجتماعی، کار بیشتر و بازنشستگی دیرتر را با دو سال جلو کشیدن زمان اجرای افزایش سن بازنشستگی به اجرا می گذارد. حقیقت این است که تا زمانی که بخش های مختلف نیروی کار نتوانند با ایجاد تشکل های مستقل، و سازماندهی همگرایی های گسترده میان این تشکل های مستقل از منافع واقعی خود دفاع کنند، راه موثری برای مقابله با انواع طرح های برده دارانه کارگزاران حاکمیت و سرکوب حقوق و مطالبات مزد و حقوق بگیران وجود ندارد.

بیان دیدگاه